قدرت درون

 

قدرت درون (تمرکز ) !

انسان همواره در طول زندگیش از گذشته تا حال براثر بعضی مشکلاتها وگرفتاریها واتفاقات ناگواری که برایش در زندگیش رخ داده،

چه در روز وچه درشب وحتی در هنگام خواب هم از مشکلات فکری وتشویش واضطراب خلاصی ندارد،

ورفته رفته تاجایی که منجر به صدمات روحی وفکری میشود وافسردگی وغمگینی دامنگیرش خواهدشد،

واین مشکل به مرور زمان روز به روز بیشتر خواهد شد وبنابراین میتوان باقدرت تمرکز ازاین فشارات روحی وروانی نجات یافت ؛

مراحل قدرت تمرکز : 👇

مرحله1=تصویر زیر رابر کاغذ کشیده ومقابل خودتان قراردهیدو به نقطه وسط دایره روزمره بدون پلک زدن نگاه کنید در روزهای اول از چند ثانیه گرفته تاعرض 1ماه اگربتوانید نگاه کردن رابه 30 دقیقه برسانید بشرطی که درحین نگاه کردن باید به هیچ موضوعی فکری نکنیدبه آرامش خاصی دست پیدامیکنید ،

مرحله 2=درحین استراحت بایدکاملا ریلکس بوده وچشمها رابسته وبه هیچ موضوعی فکرنکرده وفقط به صدای نفس کشیدن خودتان متمرکز شوید،

ودرآخرهم درحالی که چشمها بسته است باچشمان بسته به وسط دو ابرویتان متمرکز شوید که واقعا احساس آرامش خاصی به انسان دست میدهد،

(وباانجام دادن این کارها نفس انسان قدرتمند خواهدشد وقدرت وتسلط برنفس بیشتر خواهدشد).

چهار دسته افراد از لحاظ عنصر وجودی

 

مردم از این رو در بدبختی به سر می برند که در برابر هستی مقاومت می کنند.از این لحظه به بعد دیگر مقاومت مکن.تسلیم شو و خودت را واگذار کن.بگذار هستی اختیار کامل زندگی تو را در دست گیرد تا زندگی ات طعمی کاملا متفاوت بیابد.آن گاه خوشی و شادمانی،همچون نفس کشیدن طبیعی می شود.

 

روانشناسان باستان معتقد بودند که افراد از لحاظ عناصر تشکیل دهنده به چهــار دسته تقسیم میشوند:


1. عنصر آتــش "الهــام پذیــر" ( فـروردین , مـرداد , آذر )پر انرژی , پرتحرک , عاشق زندگـی .این افراد به ظاهر خیلی اهمیت میدهند و زندگی تجملی را دوست دارند. بسیار تاثیر گذار در دیگران و جذاب


2. عنصر هـوا (باد) "نیروهای ذهنی " : (خـرداد, مهـر, بهمـن )قدرت فرکانس مغزی بسیار قوی در گیرنده و فرستنده , دید بسیار قوی , فکر آزاد , هوش و ذهن بسیارقوی


3. عنصر خــاک "مادی " : ( اردیبـهشت , شهریـور , دی )اهل زندگی معمولی و بی ریا , عاشق مالکیت، کمی عجول و بسیار مهربان و حساس


4. عنصـر آب "احساسات" : ( تیـر , آبـان , اسفنـد )زود رنج و عاطفی , استاد لذت بردن از تمام لحظات , روان و دارای احساساتی پاک 

 

مراقبه ساده و بسيار موثر

 

مراقبه ساده و موثر 


نکته ای كه اين مراقبه رو متمايز كرده اينه كه كار آموز با انجام اولين مراقبه براى اولين بار حالت بى فكرى رو تجربه ميكنه چيزى كه در اكثر روش هاى ديگه با چندين بار تمرين به دست مياد . زمانى كه اين مراقبه رو انجام دادم از همان دفعه اول پی به قدرت خارق العاده اين روش بردم.


روش این مراقبه:

1در جايى آرامو بى سرو صدا چهار زانو بشينيد مطابق تصوير زير يا به پشت دراز بكشيد
2چشم هارا بسته بعد بدنتان را كاملا رها كنيد
3نفس هاى عميق چهار مرحله بكشيد،به اين صورت كه از بينى هوا را به داخل بكشيد 4ثانيه نگه داشته و از دهان هوا را تخليه كرده و باز 4 ثانيه بدون دم نگه داريد و اين را 5بار تكرار كنيد
4از صد به صفر به آرامى شمرده و اگر فكرى به ذهنتان آمد فكر راكنار زده و به شمردن ادامه دهيد
5بعد دوباره از سى به صفر بشماريد.

وقتى به صفر برسيد سكوت و بى ذهنى رو تجربه خواهيد كرد كه در هيچ جا نظيرش رو نديديد

 

 روش دوم : 


این مراقبه ای بسیار موثری است که به مرور زمان ذهن شما را خاموش وبه خود آگاهی شما کمک میکند.آرامش ذهنی,تمرکز فکر,و خود آگاهی سه فاکتور مهمی برای پیشرفت و بهبود شما در پرواز روح و خواب شفاف میشوند

در جایی دراز یا بشینید و بدنتون رو رها کنید بعد چشمهاتون رو ببندید
اولین فکر اتوماتیکی که به ذهنتون اومد رو دوباره فقط یک بار تکرار کنید.همه تمرین اینه .بزارید مثالی بزنم:خنده داره(خنده داره)شیر آبو بستم یا نه(شیر آبو بستم یا نه)

نکته اول: عمدا نباید به چیزی فکر کنید.اگرعمدا به چیزی فکر کردید یا به شکل یا صدایی دقت کردید دیگر لازم نیست اون رو تکرار کنید تنها کاری که لازمه بزاریدش کنار و منتظر باشید تا افکار اتوماتیک در ذهنتون هویدا بشن

نکته دوم:در اینجا بنده از جملاتی استفاده کردم که ممکنه به ذهنتون بیاد اما افکار ممکنه به صورت تصویر,صدا,واکنش درونی.یا واکنش به مسائل بیرونی در ذهنتون به صورت اتوماتیک هویدا بشن.مسئله فقط تکرار افکار هست

نکته سوم:یک روند اتوماتیک درونی را زمانی میتوان به کنترل و بر آن مسلط شد که آن را عمدا وآگاهانه مورد دقت قرار داد.این مراقبه موثری برای کنترل تکرار افکار درونی میباشد

 

طوری باش که گویی نیستی

 

مراقبه قدیمی به شیوه تبتی 

 یکی از قدیمی ترین شیوه های مراقبه است که هنوز در صومعه های تبت مورد استفاده قرار میگیرد
آن شیوه مراقبه بر این اصل تاکید دارد که
در خانه خود طوری باش که گویی نیستی...
این را یک شیوه مراقبه کن و هر روز روی آن تعمق کن
در گوشه ای بنشین و تصور کن که تو دیگر نیستی. از این دنیا رفته ای.
رادیو روشن است، همسرت مشغول درست کردن صبحانه است، بچه هایت دارند آماده میشوند که به مدرسه بروند. و تو؟ مردی و رفته ای......
به شبحی تبدیل شو.
روی صندلی ات بنشین و آسوده شو و ناپدید شو. پیش خودت فکر کن من دیگر نیستم.
ببین در خانه ات اوضاع چگونه پیش،میرود.
خواهی دید که بدون تو نیز آب از آب هم تکان نخواهد خورد. و تو بیش،از حد خودت و وجودت را جدی گرفته بودی...
پس فایده اش چیست که اینقدر نگران امور باشی؟
تو از دنیا خواهی رفت و هر چه کرده ای به باد خواهد رفت. درست مثل رد پایی که روی شن های بیابان با وزش باد ناپدید بشود.
پس،برای لحظاتی چنان باش که گویی نیستی. برای لحظاتی بمیر و ببین....
این تکنیک مراقبه به راستی زیبا و تاثیر گذار است حتی اگر بتوانی چند ثانیه انجامش دهی تاثیری شگرف بر تو خواهد گذاشت.
فقط دست از کار بکش،و متوقف شو.
چرخ روزگار در گردش است.
وقتی این حقیقت مثل روز برایت روشن شد که تو هم که نباشی باز در به روی همان پاشنه میچرخد، ارام آرام از بخش دیگر وجودت که برای یک عمر مورد غفلت قرار گرفته بود خبر دار میشوی و این شیوه ی پذیرش، و آسودگی است.
تو فقط یک در و معبر میشوی و متوجه میشوی همه چیز بدون تو نیز پیش خواهد رفت
منظور بودا هم همین است وقتی میگوید "آسوده و شناور باش و همچون الواری خود را به دست جریان آب بسپار."
بگذار جریان آب تو را با خود ببرد، تقلا نکن. نگران نباش.
این شیوه زندگی بودایی است
شیوه ای بر اساس پذیرش کامل و در دسترس بودن و آسودگی..

آیا با هیپنوتیزم می توان بر روی چشم سوم اثر گذاشت

آیا با هیپنوتیزم می توان بر روی چشم سوم اثر گذاشت

شکی نیست که با استفاده از هیپنوتیزم و رفتن به حالت عمیق خلسه، برخی توانایی های ماورایی انسان شدت پیدا می کند.

در خلسه، حساسیت های انسان (حتی حواس پنجگانه او) به شدت افزایش پیدا میکند. برای مثال اگر سوژه دارای استعداد خوب و تلقین پذیری عالی باشد می توان کاری کرد که او صداهایی را از فواصل بسیار دور بشنود. همچنین گفته می شود که سوژه می تواند منابع مغناطیسی موجود در اتاق را به راحتی تشخیص دهد (چه آهنربا و چه مغناطیس حیوانی). به همین دلیل اگر حتی یک آهنربا را پشت سر او قرار دهیم متوجه وجود آن می شود. حتی اگر فردی دستانش را با فاصله کمی به بدن سوژه هیپنوتیزم شده نزدیک کند و یا حرکت دهد، سوژه به راحتی متوجه آن می شود.

اما آیا با هیپنوتیزم می توان روی چشم سوم و غیب بینی افراد اثر گذاشت؟

در یکی از تحقیقات هولاندر، او فردی را به حالت خلسه عمیق برد و حدودا یک ساعت در اتاق کاملا تاریک قرار داد. سپس یک آهنربا در دستش گرفت و به سوژه گفت که بدون خروج از خلسه چشمانش را باز کند و بگوید چه چیزی مشاهده می کند. سوژه پاسخ داد که یک منبع نور عظیم در دستانش می بیند (آهنربا). این نور را حتی در نوک انگشتان او نیز مشاهده کرد و می تواند اشاره به خروج انرژی داشته باشد.

چگونه چنین چیزی قابل توجیه است؟ اتاق کاملا تاریک بوده و چیزی مشاهده نمی شود ولی او توانسته آهنربا و انرژی نور مانندی که از آن خارج می شود را مشاهده کند. یا واقعا دید ماورایی او فعال شده است و یا اینکه صرفا به خاطر حساس شدن و قوی شدن قدرت بینایی در اثر خلسه، توانسته چیزهای مختلف را در تاریکی به کمک نورهای هر چند خیلی خیلی ظریف مشاهده کند.

همچنین در آزمایش دیگری چشمان سوژه بسته شد و کارتی مقابل پیشانی او گرفته شد و از او خواسته شد تا بگوید عدد روی کارت چیست. تعداد جوابهای درست به طور معنی داری بالا بودند.

البته این توانایی ها محدود به زمان فرو رفتن به خلسه هستند و بنابراین خیلی نمی توان بر نقش هیپنوتیزم روی چشم سوم اتکا کرد و آن را وسیله ای برای تقویت همیشگی دید ماورایی دانست مگر آنکه از آن استفاده کرد تا موانع ضمیرناخودآگاه را برای دریافت اطلاعات غیبی از بین برد. در حالت عادی اطلاعات شهودی زیادی ذهن ما را بمباران می کند ولی ضمیر ناخودآگاه ما آنها را سانسور می کند و اجازه نمی دهد به سطح آگاهی ما برسد. این اطلاعات میتواند شامل تصاویر غیبی هم باشد. با برنامه ریزی مجدد ناخودآگاه توسط هیپنوتیزم می توان مانع از سانسور برخی از این اطلاعات و تصاویر غیبی شد.

نکته مهم دیگر اینکه از آنجا که با هیپنوتیزم به راحتی می توان القای توهم و هذیان کرد بنابراین نباید به هر چیزی که در طی خلسه در جلویتان ظاهر شود اعتماد کنید. زیرا ممکن است تنها زاییده تخیلات خودتان باشد.

ادراکی که با چشم سوم پدید می آید بصیرتی عمیق و ژرف بوده و اتصالی حقیقی با جهان های درون و بیرون پدید می آورد و ممکن است به سادگی با هذیان های هیپنوتیزمی اشتباه شود. بنابراین توصیه می شود از هیپنوتیزم برای باز کردن چشم سوم استفاده نکنید زیرا ممکن است نه تنها دید حقیقی شما را باز نکند بلکه دنیا را آمیخته با توهم و خیال نشان دهد و تصاویر هذیان گونه به صورت تلقینات بعد هیپنوتیزمی تا مدت ها پس از بیداری از خلسه باقی بمانند.البته اگر در طی خلسه بخواهید جریان انرژی به سمت چشم سوم و برطرف کردن موانع ناخودآگاه را تمرین کنید نه تنها اشکالی ندارد بلکه توصیه هم می شود. ولی مشکل از آنجا شروع می شود که شما در شرایط هیپنوتیزم عمیق بخواهید که تصویری شهودی در برابر چشمان شما ظاهر شود و یا اصرار کنید که فلان چیز را ببینید. ممکن است خیلی راحت توهم های عجیب و غریب و بسیار واقعی گونه در برابر چشمان بسته شما ظاهر شود (درست مانند حالتی که در فلج عضلات مشاهده می شود). این توهم ها را اگر با واقعیت محض اشتباه بگیرید نه تنها کمکی به شما نمی کند بلکه می تواند موجب سردرگمی و گمراهی شما نیز بشود.