آیا با هیپنوتیزم می توان بر روی چشم سوم اثر گذاشت
شکی نیست که با استفاده از هیپنوتیزم و رفتن به حالت عمیق خلسه، برخی توانایی های ماورایی انسان شدت پیدا می کند.
در خلسه، حساسیت های انسان (حتی حواس پنجگانه او) به شدت افزایش پیدا میکند. برای مثال اگر سوژه دارای استعداد خوب و تلقین پذیری عالی باشد می توان کاری کرد که او صداهایی را از فواصل بسیار دور بشنود. همچنین گفته می شود که سوژه می تواند منابع مغناطیسی موجود در اتاق را به راحتی تشخیص دهد (چه آهنربا و چه مغناطیس حیوانی). به همین دلیل اگر حتی یک آهنربا را پشت سر او قرار دهیم متوجه وجود آن می شود. حتی اگر فردی دستانش را با فاصله کمی به بدن سوژه هیپنوتیزم شده نزدیک کند و یا حرکت دهد، سوژه به راحتی متوجه آن می شود.
اما آیا با هیپنوتیزم می توان روی چشم سوم و غیب بینی افراد اثر گذاشت؟
در یکی از تحقیقات هولاندر، او فردی را به حالت خلسه عمیق برد و حدودا یک ساعت در اتاق کاملا تاریک قرار داد. سپس یک آهنربا در دستش گرفت و به سوژه گفت که بدون خروج از خلسه چشمانش را باز کند و بگوید چه چیزی مشاهده می کند. سوژه پاسخ داد که یک منبع نور عظیم در دستانش می بیند (آهنربا). این نور را حتی در نوک انگشتان او نیز مشاهده کرد و می تواند اشاره به خروج انرژی داشته باشد.
چگونه چنین چیزی قابل توجیه است؟ اتاق کاملا تاریک بوده و چیزی مشاهده نمی شود ولی او توانسته آهنربا و انرژی نور مانندی که از آن خارج می شود را مشاهده کند. یا واقعا دید ماورایی او فعال شده است و یا اینکه صرفا به خاطر حساس شدن و قوی شدن قدرت بینایی در اثر خلسه، توانسته چیزهای مختلف را در تاریکی به کمک نورهای هر چند خیلی خیلی ظریف مشاهده کند.
همچنین در آزمایش دیگری چشمان سوژه بسته شد و کارتی مقابل پیشانی او گرفته شد و از او خواسته شد تا بگوید عدد روی کارت چیست. تعداد جوابهای درست به طور معنی داری بالا بودند.
البته این توانایی ها محدود به زمان فرو رفتن به خلسه هستند و بنابراین خیلی نمی توان بر نقش هیپنوتیزم روی چشم سوم اتکا کرد و آن را وسیله ای برای تقویت همیشگی دید ماورایی دانست مگر آنکه از آن استفاده کرد تا موانع ضمیرناخودآگاه را برای دریافت اطلاعات غیبی از بین برد. در حالت عادی اطلاعات شهودی زیادی ذهن ما را بمباران می کند ولی ضمیر ناخودآگاه ما آنها را سانسور می کند و اجازه نمی دهد به سطح آگاهی ما برسد. این اطلاعات میتواند شامل تصاویر غیبی هم باشد. با برنامه ریزی مجدد ناخودآگاه توسط هیپنوتیزم می توان مانع از سانسور برخی از این اطلاعات و تصاویر غیبی شد.
نکته مهم دیگر اینکه از آنجا که با هیپنوتیزم به راحتی می توان القای توهم و هذیان کرد بنابراین نباید به هر چیزی که در طی خلسه در جلویتان ظاهر شود اعتماد کنید. زیرا ممکن است تنها زاییده تخیلات خودتان باشد.
ادراکی که با چشم سوم پدید می آید بصیرتی عمیق و ژرف بوده و اتصالی حقیقی با جهان های درون و بیرون پدید می آورد و ممکن است به سادگی با هذیان های هیپنوتیزمی اشتباه شود. بنابراین توصیه می شود از هیپنوتیزم برای باز کردن چشم سوم استفاده نکنید زیرا ممکن است نه تنها دید حقیقی شما را باز نکند بلکه دنیا را آمیخته با توهم و خیال نشان دهد و تصاویر هذیان گونه به صورت تلقینات بعد هیپنوتیزمی تا مدت ها پس از بیداری از خلسه باقی بمانند.البته اگر در طی خلسه بخواهید جریان انرژی به سمت چشم سوم و برطرف کردن موانع ناخودآگاه را تمرین کنید نه تنها اشکالی ندارد بلکه توصیه هم می شود. ولی مشکل از آنجا شروع می شود که شما در شرایط هیپنوتیزم عمیق بخواهید که تصویری شهودی در برابر چشمان شما ظاهر شود و یا اصرار کنید که فلان چیز را ببینید. ممکن است خیلی راحت توهم های عجیب و غریب و بسیار واقعی گونه در برابر چشمان بسته شما ظاهر شود (درست مانند حالتی که در فلج عضلات مشاهده می شود). این توهم ها را اگر با واقعیت محض اشتباه بگیرید نه تنها کمکی به شما نمی کند بلکه می تواند موجب سردرگمی و گمراهی شما نیز بشود.