ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺍﺧﺘﺮﯼ ﭼﯿﺴﺖ؟

 

ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺍﺧﺘﺮﯼ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﻄﺢ ﺟﺴﻢ، ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺍﺧﺘﺮﯼ، ﻭ ﺭﻭﺡ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺟﺴﻢ : ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﮐﺎﻣﻼ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ .

ﺭﻭﺡ : ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﻓﺮﻭﻫﺸﯿﺎﺭ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﭙﺬﯾﺮﺩ. ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺷﻌﻮﺭ.

 

ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺍﺧﺘﺮﯼ:

ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺭﺍﺑﻄﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﯿﻦ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺟﺴﻢ . ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﯾﮏ ﻟﺒﺎﺱ ﭘﺸﻤﯽ ﺑﭙﻮﺷﯿﺪ. ﺑﺪﻟﯿﻞ ﺧﺸﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮑﻪ ﺯﯾﺮﭘﻮﺵ ﺑﭙﻮﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﻧﺘﺎﻥ ﺁﺳﯿﺐ ﻧﺒﯿﻨﺪ. ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺍﺧﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥ زیر پوش در نظر گرفت.


ﺟﻨﺲ ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺍﺧﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﮐﺘﻮﭘﻼﺳﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ . ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﺭﻭﺍﺡ ﺭﺍ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﺴﻤﯿﺖ ﻣﯿﺒﺨﺸﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺷﺨﺺ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺭﻭﺡ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ؛ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﮐﺘﻮﭘﻼﺳﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﻗﺮﺽ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﺗﺎ ﺭﻭﺡ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺳﺎﺯﺩ. ﺭﻧﮓ ﺍﮐﺘﻮﭘﻼﺳﻢ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﺳﺒﺰ ﻓﺴﻔﺮﯼ ﺍﺳﺖ. ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺡ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺭﻧﮓ ﺳﻔﯿﺪ ﺩﯾﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ.


ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻃﯽ ﺍﻻﺭﺽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺍﺧﺘﺮﯼ ﮐﻤﮏ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ. ﺯﯾﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺳﻪ ﻧﻮﻉ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ .

۱- ﺣﺮﮐﺖ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ.

۲- ﺣﺮﮐﺖ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﭘﺎﻫﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﺸﺪﻩ ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﻮﺍ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ.

۳- ﺣﺮﮐﺖ ﺳﺮﯾﻊ ﮐﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻥ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﻋﺖ ﻧﻮﺭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ.

ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﺮﻭﻥ ﻓﮑﻨﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺍﮐﺘﻮﭘﻼﺳﻢ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺍﺧﺘﺮﯼ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﻫﯿﺪ ﻣﯿﺘﻨﻮﺍﻧﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ سفر کنید.


ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﺑﻄﯽ ﺍﺯ ﺟﺴﻢ ﺍﺧﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﺟﺴﻢ ﻣﺎﺩﯼ ﻣﺘﺼﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺁﻥ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻋﻼﺋﻢ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﺟﺴﻢ ﺍﺳﺖ. ﻫﺮ ﺩﻓﻌﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻣﯿﺮﻭﯾﺪ. ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺍﺧﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺷﻤﺎ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ ﻣﯿﭙﻮﻧﺪﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﮐﯿﻬﺎﻧﯽ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﮐﻨﺪ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺑﻂ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻋﻼﺋﻢ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﻣﯿﺮﺳﺎﻧﺪ. ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺑﻂ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﺎﺑﻞ ﺍﺧﺘﺮﯼ ﻣﯿﮕﻮﯾﯿﻢ ﻗﻄﻊ ﺷﻮﺩ ﺷﺨﺺ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺮﺩ.


ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺑﻞ ﺍﺯ ﺷﺒﮑﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ ‏( ﺑﺎﻻﯼ ﻣﻌﺪﻩ ‏) ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺑﻪ ﺟﺴﻢ ﻣﺘﺼﻞ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻧﺨﺎﻉ ﺑﻪ ﻧﺨﺎﻉ ﻭﺻﻞ ﺍﺳﺖ 
ﺩﺭ ﻫﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺑﻞ ﺑﻪ ﻧﺎﺯﮐﯽ ﻣﻮ ﻣﯿﺮﺳﺪ ﺍﻣﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ. ﻭﻟﯿﮑﻦ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺯ ﺟﺴﻢ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﮐﺴﯽ ﺷﻮﮐﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﺪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺑﻞ ﭘﺎﺭﻩ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯿﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﻓﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﺣﺮﮐﺘﺶ ﺩﻫﯿد


ﺷﻤﺎ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻄﻮﺭ ﻏﯿﺮ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭ ﻋﻤﻞ ﺑﺮﻭﻥ ﻓﮑﻨﯽ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ !!! ﭘﺲ ﺣﺘﻤﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻄﻮﺭ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ . ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺧﻄﺮ ﺟﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭﻫﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﮑﻨﯿﺪ.

 

برون فکنی روح

 
 
يكي از دلايل بسيار محكم علمي و تجربي بر اثبات اصل وجود روح و تجردو مادي نبودن آن خلع روح از بدن است كه در اصطلاح علمي به آن((برون فكني روح)يا برون افكني روح ميگوبند كه گاهي به پرواز روح يا سفر روحي تعبير ميشود .
 
 اين مساله همچنين ثابت ميكند انسان علاوه بر مادي فيزيكي داراي بدن مثالي يا بدن اثيري نيز هست كه روح به هنگام جدايي از جسم در آن قرار ميگيرد
 
 طرح روحي يا برون فكني روح پديده اي است كه شخص مي تواند با اراده به وسيله عوامل ديگر و يا بدون هيچ عاملي روح خود و بلكه روح ديگران را ازجسم فيزيكي خارج نمايد.
 
علت اينكه در تعريف قيد (با اراده) يا (بدون اراده)آمده آن است كه برون فكني روح دو نوع است و اين دو نوع با هم متفاوت است يكي ((برون فكني ارادي))كه هيچ عامل ديگري در آن دخيل نيست وشخص ميتواند با اراده هود آن را انجام دهد.
 
ديگري ((برون فكني غير ارادي))كه در اثر عوامل ديگر مانند بيهوشي و خواب مغناطيسي مديوم به طور ناخودآگاه صورت ميگيرد و به طور غالب فرد ار جدايي روح از بدنش آگاهي ندارد و ممكن است بعد از آن متوجه گردد.
 
 از اين رو برون فكني روح ميتواند به طرق گوناگون و در زمان هاي مختلف صورت گيرد:
 
1-در بيداري همراه با اختيار كه اين كار فقط توسط افراد بزرگ و عارف و متخصص قابل انجام مي باشد البته همه متيوانند انجام بدهند اما بايد قدرت روحي مناسبي نيز داشته باشند.
 
به اين قسم برون فكني ارادي ميگويند.
 
 
2-در بيداري ولي بدون اراده و اختيار بلكه با عوامل ديگر صورت ميگيرد يعني يا خود به خود خلع روح صورت ميگيرد و يا ديگري اين عمل را در او انجام ميدهد(برون فكني غير ارادي)
 
 
3-در مواقع خواب البته هر خوابي برون فكني نيست بلكه پيش از آن تصميم بر برون فكني لازم است(خروج غير ارادي يا برون فكني ارادي)
 
 
4--به هنگام بيهوشي مغناطيسي يا خواب مصنوعي-هيپنوتيزم (خروج غير ارادي)
 
 
5-به هنگام بيهوشي مديوم در ارتباط روحي(غير ارادي)
 
 
6-به هنگام بيهوشي جراحي(غير ارادي و غير طبيعي)
 
 
7-به هنگام بيهوشي از طريق داروهاي مخدر و بيهوش كننده (برون فكني غير ارادي)
 
 
 
علل برون فكني روح:
 
درباره اينكه برون فكني روح در افراد چه عواملي داردو چگونه اين حالت غير ارادي و خلع روح به وجود مياد عواملي را ميتوان ذكر كرد:
 
1-تمرين و رياضت زياد براي انجام اين كار كه با تمايل و تصميم وتلقين زياد همراه باشد.البته برون فكني ارادي روح يك موهبت الهي است كه خداي متعال به انسان هاي عارف و بندگان سالك خود عطا ميكند و اين مقام جز از طريق تزكيه نفس و طهارت باطن و بندگي حق تعالي بدست نمي آيد.
 
2-ازدياد فشار زندگي
 
3-اضطراب و ترس شديد مثل سقوط از بلندي
 
4-بروز زخم هاي شديد.
 
5-رنج هاي طولاني يا محروميت هاي مستمر
 
6-در مواقع اختناق . خفگي شديد و كامل
 
منتها بعضي از اين عوامل را از اسباب نادر برون فكني روح ميشمارند مثل:مرض و درد شديد.
 
علماي روحي ميگويند((همان طوري كه ميان مردم كساني هستند كه به خواب با بدن مادي خود راه ميروند همين طور هم اشخاصي پيدا مي شوند كه درهنگام خواب با جسد اثيري(يا بدن روحي)خود راه مي روند ما به اين كار((حركت جسم كوكبي در خواب))ميگوييم اين حالت نوعي از برون فكني روح مي باشد.
 
نكته قابل توجه اينكه علماي روحي براي برون فكني روح-در صورتي كه از روي اسلوب علمي نباشد-ضررهاي جسمي و روحي بيان كرده اند كه حتي ميتواند به مرگ طرف منجر گردد.يعني ممكن است تارها و ريسمان هاي اثيري كه بين جسم مادي و جسد اثيري (روحي)بر قرار است.به هنگام خروج پاره گردد و علاوه بر آن اختلال در قلب و مخ و فكر و درك طرف به وجود مي آورد.
 
با اين حال محققان روحي برون فكني روح را امري لذت بخش براي روح مي دانند به حدي كه ديگر خواهان بازگشتن به داخل جسم فيزيكي خود نيست چون رهايي از جسم مادي و قدم گذاشتن به عالم ارواح از هر جهت لذت بخش تر از لذت مادي است.
 

 

 

تخلیه روح

 
 
شما همانطوري كه وقتي هوا بسيار گرم است و لباس ضخيم ناراحتتان كرده 
و نميتوانيد با وجود آن استراحت كنيد و يا فعاليتهاي سريعتان ادامه دهيد 
آنوقت لباسها را از تن مي كنيد و مشغول كارها و يا استراحت مي گرديد.
همچنين اگر شما خودتان را شناخته باشيد و بدانيد كه شما همان روح هستيد 
و بدن براي شما بمنزله لباسي است كه در برداريد وقتي مي خواهيد كارهاي فوق العاده مهمي كه
يا بايد سريع انجام شود و يا بنوعي بدن مزاحمت براي آن كارها دارد
بايد بتوانيد خود را از بدنتان بيرون بياوريد و آن كار را انجام دهيد.
مثلا اگر عمل جراحي ميخواهيد بكنيد چرا قبل از آنكه شما را بيهوش كنند 
و بدنتان را مثل لباس اجبارا" از تنتان بكنند خودتان باختيار خودتان بدنتان را ترك نمي كنيد 
و از مضرات داروهاي بيهوش كننده خود را حفظ نمي نمائيد.
يكي از علماء مشهد كه ار شاگردان مرحوم آيه الله ميرزاي اصفهاني بود چند مرتبه احتياج بعمل جراحي پيدا كرد.
ناظران عيني ميگفتند قبل از آنكه او را بيهوش كنند خودش روحش را تخليه كرد 
و بعد هم ميگفت من مي ديدم چگونه مرا جراحي مي كردند.
آن عالم بزرگ فعلا از دنيا رفته است.خدا رحمتش كند.
يكي از علماء مشهد كه خدا رحمتش كند داراي هنر تخليه روح بود 
او باختيار خودش بهر كجا كه مي خواست و با بدن براي او ممكن نبود كه برود 
تخليه روح ميكرد و مي رفت.يك روز يك استاد سلوك از او سؤال كرد كه 
تخليه روح براي شما ناراحتي ندارد؟ فرمود:نه همانگونه كه شما ميخوابيد 
و رفع خستگي مي كنيد من هم تخليه روح ميكنم و رفع خستگي مي نمايم
با اين تفاوت كه شما وقتي خسته مي شويد و مي خوابيد نمي فهميد كه 
چه وقت خوابتان برده و بعد از آنكه خوابتان برد بكجا رفته ايد 
و چه ديده ايد و چه كرده ايد ولي من اينها را مي فهمم و در اختيار دارم.
يك روز همين عالم با فرد ديگري از علماء كه او هم اهل كار بود
در منزلي نشسته بودند بنا گذاشتند كه روحشان را تخليه كنند و با يكديگر به كربلا بروند و حضرت امام حسين(ع)
را زيارت كنند.آنها متكائي زير سرشان گذاشتند و هر دو بخواب عميقي فرو رفتند 
و پس از يكساعت هر دو با هم بيدار شدند .آنها تمام آنچه را كه ديده بودند براي يكديگر نقل ميكردند.
مثلا يكي از آنها مي گفت:فلان عالم در حرم بود و در فلان محل از حرم نشسته بود و مشغول دعاء بود . 
ديگري هم كه او را ديده بود تصديق مي كرد.و مي گفت من هم مقداري در كنار او نشستم.
او فلان دعاء را از فلان كتاب ميخواند.استادي ميگفت:من جمعي از علماء مشهد را ميشناسم كه
يا تخليه روح ميدانند و يا تخليه روح بدون اختيار برايشان اتفاق افتاده است.
مرحوم شيخ علي السلام قدرت بر تخليه روح داشت 
و مكرر اتفاق مي افتاد كه روحش را تخليه ميكرد 
و از جائي كه ميخواست مطلع شود اطلاع حاصل مي نمود. 
و با ارواح علمائي كه از دنيا رفته بودند تماس ميگرفت.
 
------------------------------
 
موضوع : سفر روحي تخليه روح
 
يک زن جوان انگليسي بود که همراه شوهرش با کشتي آمريکا مي رفت.
او طي اين سفر دچار دريازدگي شديدي شد
به طوريکه مجبور شد تمام وقتش را در کابين کشتي 
و رختخواب بگذراند. در همين ايام مادرش که در شهر بود 
در مورد او دلشوره داشت.در آشپزخانه نشسته بود
و به سفر دخترش و ناراحتيهاي او فکر مي کرد که ناگهان احساس کرد
روحش از جسمش خارج شده روي اقيانوس پرواز درآمده است.
سپس چشمش به يک کشتي بزرگ اقيانوس پيما افتاد.وارد کشتي شد 
و اتاق دخترش  را پيدا کرد و داخل رفت و دست دخترش را گرفت
و نوازش کرد و گفت که بهتر است سر و رويش را 
با آب سرد بشويد تا حالش خوب شود.
و به روي عرشه کشتي برود و هواي آزاد دريا را استنشاق کند
دختر نيز حرف مادر را گوش کرد.مادر که خاطرش از جانب دختر خيالش راحت شده بود
احساس کرد دوباره پرواز کرده و از کشتي خارج شده است 
و به لندن بازگشته و بعد به خانه و آشپزخانه اش رفته و دوباره وارد جسمش شده است
چند روز بعد نامه اي از دخترش دريافت کرد که
تمام نکات اين ملاقات عجيب را برايش نوشته بود.
زمان:مکان وحتي جمله اي که مادر به دختر خود گفته بود عينا در نامه ذکرشده بود.
اين مادر وقتي ديد که همه چيز با واقعيت تطبيق مي کند
تازه فهميد که چيزي را که رويا و خيالبافي مي دانسته يک واقعيت بوده است.
با توجه به شواهد و ادعاهايي که در اين زمينه وجود دارد:
از هر 5 تا 10 نفر از مردم دنيا روح يک نفر در طول عمر اين سفر را 
که معمولا در زمان اضطراب و التهاب پيش مي آيد و گاهي نيز بدون دليل
خاصي انجام مي گيرد را انجام داده است.
 
زن با شوهرش تصميم گرفتند تغيير مکان بدهند.
زن فکر کرد که اگر بتواند خانه رويايي اش را پيدا کرده و به آنجا نقل مکان کنند
به همين دليل به لندن رفتند و خانه هاي مختلفي را ديدند
تا اينکه روزي به آگهي يک خانه خالي ارزان قيمت برخوردند.
اين زن بعد از بازديد خانه متوجه شد که تمام مشخصات اين خانه هماني است که
او در سفرهاي روحي اش ديده است 
و تمام سوراخ سمبه هاي خانه را بخوبي مي شناخت و با همه جا آشنا بود.
علت ارزاني خانه هم آن بود که شايع شده بود 
ارواح به اين خانه رفت و آمد مي کنند.
وقتي زن و شوهرصاحبخانه را براي انجام معامله ملاقات کردند
صاحبخانه به زن خيره شد و ناگهان فرياد کشيد شما هماني هستيد که دائم به اين خانه سر مي زديد 

 

 

برون فکنی روح

 
 
يكي از دلايل بسيار محكم علمي و تجربي بر اثبات اصل وجود روح و تجردو مادي نبودن آن خلع روح از بدن است كه در اصطلاح علمي به آن((برون فكني روح)يا برون افكني روح ميگوبند كه گاهي به پرواز روح يا سفر روحي تعبير ميشود .
 
 اين مساله همچنين ثابت ميكند انسان علاوه بر مادي فيزيكي داراي بدن مثالي يا بدن اثيري نيز هست كه روح به هنگام جدايي از جسم در آن قرار ميگيرد
 
 طرح روحي يا برون فكني روح پديده اي است كه شخص مي تواند با اراده به وسيله عوامل ديگر و يا بدون هيچ عاملي روح خود و بلكه روح ديگران را ازجسم فيزيكي خارج نمايد.
 
علت اينكه در تعريف قيد (با اراده) يا (بدون اراده)آمده آن است كه برون فكني روح دو نوع است و اين دو نوع با هم متفاوت است يكي ((برون فكني ارادي))كه هيچ عامل ديگري در آن دخيل نيست وشخص ميتواند با اراده هود آن را انجام دهد.
 
ديگري ((برون فكني غير ارادي))كه در اثر عوامل ديگر مانند بيهوشي و خواب مغناطيسي مديوم به طور ناخودآگاه صورت ميگيرد و به طور غالب فرد ار جدايي روح از بدنش آگاهي ندارد و ممكن است بعد از آن متوجه گردد.
 
 از اين رو برون فكني روح ميتواند به طرق گوناگون و در زمان هاي مختلف صورت گيرد:
 
1-در بيداري همراه با اختيار كه اين كار فقط توسط افراد بزرگ و عارف و متخصص قابل انجام مي باشد البته همه متيوانند انجام بدهند اما بايد قدرت روحي مناسبي نيز داشته باشند.
 
به اين قسم برون فكني ارادي ميگويند.
 
 
2-در بيداري ولي بدون اراده و اختيار بلكه با عوامل ديگر صورت ميگيرد يعني يا خود به خود خلع روح صورت ميگيرد و يا ديگري اين عمل را در او انجام ميدهد(برون فكني غير ارادي)
 
 
3-در مواقع خواب البته هر خوابي برون فكني نيست بلكه پيش از آن تصميم بر برون فكني لازم است(خروج غير ارادي يا برون فكني ارادي)
 
 
4--به هنگام بيهوشي مغناطيسي يا خواب مصنوعي-هيپنوتيزم (خروج غير ارادي)
 
 
5-به هنگام بيهوشي مديوم در ارتباط روحي(غير ارادي)
 
 
6-به هنگام بيهوشي جراحي(غير ارادي و غير طبيعي)
 
 
7-به هنگام بيهوشي از طريق داروهاي مخدر و بيهوش كننده (برون فكني غير ارادي)
 
 
 
علل برون فكني روح:
 
درباره اينكه برون فكني روح در افراد چه عواملي داردو چگونه اين حالت غير ارادي و خلع روح به وجود مياد عواملي را ميتوان ذكر كرد:
 
1-تمرين و رياضت زياد براي انجام اين كار كه با تمايل و تصميم وتلقين زياد همراه باشد.البته برون فكني ارادي روح يك موهبت الهي است كه خداي متعال به انسان هاي عارف و بندگان سالك خود عطا ميكند و اين مقام جز از طريق تزكيه نفس و طهارت باطن و بندگي حق تعالي بدست نمي آيد.
 
2-ازدياد فشار زندگي
 
3-اضطراب و ترس شديد مثل سقوط از بلندي
 
4-بروز زخم هاي شديد.
 
5-رنج هاي طولاني يا محروميت هاي مستمر
 
6-در مواقع اختناق . خفگي شديد و كامل
 
منتها بعضي از اين عوامل را از اسباب نادر برون فكني روح ميشمارند مثل:مرض و درد شديد.
 
علماي روحي ميگويند((همان طوري كه ميان مردم كساني هستند كه به خواب با بدن مادي خود راه ميروند همين طور هم اشخاصي پيدا مي شوند كه درهنگام خواب با جسد اثيري(يا بدن روحي)خود راه مي روند ما به اين كار((حركت جسم كوكبي در خواب))ميگوييم اين حالت نوعي از برون فكني روح مي باشد.
 
نكته قابل توجه اينكه علماي روحي براي برون فكني روح-در صورتي كه از روي اسلوب علمي نباشد-ضررهاي جسمي و روحي بيان كرده اند كه حتي ميتواند به مرگ طرف منجر گردد.يعني ممكن است تارها و ريسمان هاي اثيري كه بين جسم مادي و جسد اثيري (روحي)بر قرار است.به هنگام خروج پاره گردد و علاوه بر آن اختلال در قلب و مخ و فكر و درك طرف به وجود مي آورد.
 
با اين حال محققان روحي برون فكني روح را امري لذت بخش براي روح مي دانند به حدي كه ديگر خواهان بازگشتن به داخل جسم فيزيكي خود نيست چون رهايي از جسم مادي و قدم گذاشتن به عالم ارواح از هر جهت لذت بخش تر از لذت مادي است.
 

 

 

قصه عجیبی از تخلیه روح

 

 

يكي از مدرسين حوزه ي علميه ي قم كه بسيار با تقوي و با ورع است نقل ميكرد كه من روزي در اطاق منزل خودمان نشسته بودم كه ناگاه ديدم روحم از بدنم بيرون مي آيد و بالاخره به بالا رفتم و از سقف اطاق بدون هيچ مزاحمتي در فضاي بازي قرار گرفتم. 

ضمنا"باغي در قريه ي محل تولدم داشتم كه فوق العاده به آبياري آن بخصوص در فصل تابستان علاقه مند بودم زيرا گلها ودرختهاي خوبي داشت و ممكن بود با كوچكترين بي توجهي آنها خشك شوند و از بين بروند لذا روي همين علاقه تصميم گرفتم كه سري به آن باغ بزنم و از وضع آنجا مطلع شوم لذا در فاصله ي يك لحظه خود را به باغ رساندم.بعدازظهري بود.باغبان درگوشه ي باغ استراحت كرده بود ولي هنوز بخواب نرفته بود.من چند لحظه كنار باغ به تماشاي باغ ايستادم كه ناگاه ديدم باغبان از پشت سرم بمن ميگويد حاج آقا خوش آمديد. خوب معلوم بود كه باغبان بخواب رفته و اين روح او بود كه مرا مي ديد و بمن خوش آمد ميگفت.من از او پرسيدم باغ را آب داده اي؟گفت نه. امروز نوبت آب مال ما بوده و من منتظرم كه آب بيايد تا باغ را آب بدهم. گفتم:پس چرا تحقيق نمي كني كه آب براي چه نيامده است. بيا با هم برويم و از اين موضوع تحقيق كنيم.روح او با من حركت كرد ولي هنوز به رودخانه يعني محلي كه از آنجا آب بطرف باغ ما منشعب ميشود نرسيده بوديم كه اوبرگشت و وارد بدنش شد. يعني از خواب بيدار شد كه ظاهرا"همسرش او را صدا زده بود و او را بيدار نموده بود و من ميشنيدم كه به همسرش مي گفت:الان حاج آقا را درخواب مي ديدم ايشان از آنكه باغ را آب نداده ايم ناراحت بودند پس من به رودخانه مي روم تا ببينم چرا براي باغ آب نميفرستند. و چون تا محلي كه آب از رودخانه بطرف باغ ما منشعب مي شد حدود دوكيلومتر فاصله داشت و من چون سبك بودم خودم را به يك لحظه به آن محل رساندم ولي باغبان پس از نيم ساعت به آنجا رسيد. در اين مدت ديدم دو نفر بر سر آب دعوا ميكنند ولي آنها مرا نمي بينند. يكي از دو نفر با بيل به سر ديگري زد و او كشته شد. در ميان رودخانه كسي نبود لذا قاتل موفق به فرار شد ولي وقتي باغبان ما به محل حادثه رسيد و چند لحظه آن منظره را نگاهكرد خيلي متاثر شد و از ترس آنكه مبادا اين قتل را به او نسبت دهند فرار كرد ولي يكي از اهالي همان ده او را موقع فراركردن ديد و از آنچه مي ترسيد بسرش آمد. بلاخره او رفت به پاسگاه خبر داد كه من ديدم فلاني (يعني باغبان ما)آن مرد را كشته است. من در اين موقع ديدم با اين وضع نمي توانم براي باغبان كاري بکنم لذا فورا به قم برگشتم و با بدنم عزم مسافرت كردم و به قريه مان رفتم. اتفاقا"همان روز باغبان بيچاره را گرفته بودند و به اتهام قتل به شهر برده بودند و او را زنداني كرده بودند.من اول كاري كه كردم فرستادم پي آن قاتل اصلي. او هم بدون آنكه احتمال بدهد كه من از موضوع اطلاع دارم به منزل ما آمد.من او را در اطاق خلوتي خواستم و به او گفتم به اين نشانيها من ميدانم كه تو آن مرد را كشته اي و شرعا"چون عمدا"او را نكشته اي مي تواني با دادن ديه خودت را از اعدام نجات بدهي و من تا بتوانم كوشش خواهم كرد كه تو نه به زندان بروي و نه اعدام شوي ولي دو شرط دارد يكي آنكه هر چه زودتر خودت را معرفي كني تا آن بيچاره ي بيگناه زودتر آزاد شود و ديگر آنكه ديه ي قتل را بدهي و چون او ميدانست كه من قدرت اينكه او را از اعدام نجات بدهم دارم به دست و پاي من افتاد و گفت من اينكارها را خواهم كرد ولي بشرط آنكه شما هم به وعده هايتان عمل كنيد يعني نگذاريد مرا اعدام كنند من هم به او قول دادم و بحمدالله موفق هم شدم و او هم به وعده هايش عمل كرد و ماجرا خاتمه يافت