چشم سوم

 

آیا با هیپنوتیزم می توان بر روی چشم سوم اثر گذاشت

شکی نیست که با استفاده از هیپنوتیزم و رفتن به حالت عمیق خلسه، برخی توانایی های ماورایی انسان شدت پیدا می کند.

در خلسه، حساسیت های انسان (حتی حواس پنجگانه او) به شدت افزایش پیدا میکند. برای مثال اگر سوژه دارای استعداد خوب و تلقین پذیری عالی باشد می توان کاری کرد که او صداهایی را از فواصل بسیار دور بشنود. همچنین گفته می شود که سوژه می تواند منابع مغناطیسی موجود در اتاق را به راحتی تشخیص دهد (چه آهنربا و چه مغناطیس حیوانی). به همین دلیل اگر حتی یک آهنربا را پشت سر او قرار دهیم متوجه وجود آن می شود. حتی اگر فردی دستانش را با فاصله کمی به بدن سوژه هیپنوتیزم شده نزدیک کند و یا حرکت دهد، سوژه به راحتی متوجه آن می شود.

اما آیا با هیپنوتیزم می توان روی چشم سوم و غیب بینی افراد اثر گذاشت؟

در یکی از تحقیقات هولاندر، او فردی را به حالت خلسه عمیق برد و حدودا یک ساعت در اتاق کاملا تاریک قرار داد. سپس یک آهنربا در دستش گرفت و به سوژه گفت که بدون خروج از خلسه چشمانش را باز کند و بگوید چه چیزی مشاهده می کند. سوژه پاسخ داد که یک منبع نور عظیم در دستانش می بیند (آهنربا). این نور را حتی در نوک انگشتان او نیز مشاهده کرد و می تواند اشاره به خروج انرژی داشته باشد.

چگونه چنین چیزی قابل توجیه است؟ اتاق کاملا تاریک بوده و چیزی مشاهده نمی شود ولی او توانسته آهنربا و انرژی نور مانندی که از آن خارج می شود را مشاهده کند. یا واقعا دید ماورایی او فعال شده است و یا اینکه صرفا به خاطر حساس شدن و قوی شدن قدرت بینایی در اثر خلسه، توانسته چیزهای مختلف را در تاریکی به کمک نورهای هر چند خیلی خیلی ظریف مشاهده کند.

همچنین در آزمایش دیگری چشمان سوژه بسته شد و کارتی مقابل پیشانی او گرفته شد و از او خواسته شد تا بگوید عدد روی کارت چیست. تعداد جوابهای درست به طور معنی داری بالا بودند.

البته این توانایی ها محدود به زمان فرو رفتن به خلسه هستند و بنابراین خیلی نمی توان بر نقش هیپنوتیزم روی چشم سوم اتکا کرد و آن را وسیله ای برای تقویت همیشگی دید ماورایی دانست مگر آنکه از آن استفاده کرد تا موانع ضمیرناخودآگاه را برای دریافت اطلاعات غیبی از بین برد. در حالت عادی اطلاعات شهودی زیادی ذهن ما را بمباران می کند ولی ضمیر ناخودآگاه ما آنها را سانسور می کند و اجازه نمی دهد به سطح آگاهی ما برسد. این اطلاعات میتواند شامل تصاویر غیبی هم باشد. با برنامه ریزی مجدد ناخودآگاه توسط هیپنوتیزم می توان مانع از سانسور برخی از این اطلاعات و تصاویر غیبی شد.

نکته مهم دیگر اینکه از آنجا که با هیپنوتیزم به راحتی می توان القای توهم و هذیان کرد بنابراین نباید به هر چیزی که در طی خلسه در جلویتان ظاهر شود اعتماد کنید. زیرا ممکن است تنها زاییده تخیلات خودتان باشد.

ادراکی که با چشم سوم پدید می آید بصیرتی عمیق و ژرف بوده و اتصالی حقیقی با جهان های درون و بیرون پدید می آورد و ممکن است به سادگی با هذیان های هیپنوتیزمی اشتباه شود. بنابراین توصیه می شود از هیپنوتیزم برای باز کردن چشم سوم استفاده نکنید زیرا ممکن است نه تنها دید حقیقی شما را باز نکند بلکه دنیا را آمیخته با توهم و خیال نشان دهد و تصاویر هذیان گونه به صورت تلقینات بعد هیپنوتیزمی تا مدت ها پس از بیداری از خلسه باقی بمانند.

البته اگر در طی خلسه بخواهید جریان انرژی به سمت چشم سوم و برطرف کردن موانع ناخودآگاه را تمرین کنید نه تنها اشکالی ندارد بلکه توصیه هم می شود. ولی مشکل از آنجا شروع می شود که شما در شرایط هیپنوتیزم عمیق بخواهید که تصویری شهودی در برابر چشمان شما ظاهر شود و یا اصرار کنید که فلان چیز را ببینید. ممکن است خیلی راحت توهم های عجیب و غریب و بسیار واقعی گونه در برابر چشمان بسته شما ظاهر شود (درست مانند حالتی که در فلج عضلات مشاهده می شود). این توهم ها را اگر با واقعیت محض اشتباه بگیرید نه تنها کمکی به شما نمی کند بلکه می تواند موجب سردرگمی و گمراهی شما نیز بشود.

 

 

تاثیر اسم بر سرنوشت شما

 

 تاثیر اسم بر سرنوشت شما …🔳

مبحث علم نام شناسی یا علم اسامی که در عرب به آن علم الاسماء گفته میشود یکی از علوم غریب و فراموش شده ای است که بر مبنای علم اعداد و رابطه آن با حروف و کلمات و اسامی صحبت از تاثیرات مختلف در جای جای زندگی ما می کند.سالیان دور برای انتخاب نام و نامگذاری و انتخاب همسر و .. توسط علمای علم اسامی از آن استفاده می شد و اکنون زیر گرد وغبار زمانه غریب و فراموش شده مانده است.

علم اسامی علمی نیست که زائیده ی عقل و فکر بشر امروزی باشد .مبحثی که ادعای علمی بوده آن را داریم نه مربوط به صحبتهای دانشمندان و محققان غربی است و نه نتیجه و برداشتی خلاف واقع از قوانین هستی است گر چه صحبتها ونظرات امثال فیثاغورس(ث) و برخی دانشمندان و محققان امروزی نظیر لینداگودمن موید این علم است.

📚فیثاغورس(ث)در حدود ۲۵۰۰ سال پیش نظریه ی اعداد کیهانی را مطرح کرد و گفت که هر اسمی دارای عددی است در تبادل با انرژیهای کیهانی اگر آن عدد با آن انرژیها در یک مدار ودر یک راستا باشد صاحب آن اسم انسان خوشبختی خواهد شد واگر در تضاد با انرژیهای کیهانی باشد وی مدام در رنج و بدبختی قرار خواهد گرفت.

🔷🔸آیا دقت کرده اید که چرا اکثر ما انسانها در رنج بسر می بریم و به خواسته هایمان نمی رسیم؟

🔶🔹اما علم الاسماء علمی با دیرینه ای بسیار است که از ارتباط اعداد و اسامی و ارتباط و تاثیرات اسامی افراد خانواده و.. در چندین حوزه سخن به میان میآورد که در جای خود از تاریخچه و همچنین شرح خروجیهای این علم صحبت خواهیم کرد.

🔰▫️در این علم صحبت از مبارکی و نامبارکی اسامی است از “آمد” یا “نیآمد” از “پاقدم خوب یا بد”… قطعا با این الفاظ آشنائی دارید واین کلمات را معمولا از پدربزرگها و مادر بزرگها بیشتر شنیده اید.علی الحال قصد ما در این مباحث این دانش معرفی و تبیین علم الاسماء و بیان تاثیرات مثبت و منفی نام گذاریهای مختلف و ارائه راهکارهائی برای جلوگیری از خطرات نامگذاری های غلط بنا بر قوانین معظم این علم است.

💠🔹و اما گوشه ای از خروجیهای این علم:

💢🔹علم اسامی و سرنوشت (تاثیرات نام در شکل گیری شخصیت وشرافت و سرنوشت اشخاص)

💢▫️علم اسامی و ازدواج (تاثیرات نام زوجین در شکل گیری تفاهم – سلامتی زوجین و پاقدم مالی زوجه و…)

🌾🍂علم اسامی و پاقدم مالی فرزندان برای پدر

🔶🔹علم اسامی و شراکت (مبارکی و پاقدم شرکا برای همدیگر در سود دهی شراکت)

💠▫️علم اسامی و پا قدم و مبارکی نام وعنوان مکان کسب و کار

💠▫️علم اسامی و گنج های بنام

💠🔹با استفاده صحیح و کامل وکارشناسانه از قوانین این علم میتوان ورق زندگیها را ۱۸۰ درجه برگرداند.علم اعداد واسامی دو علم پایه ایست که بر اساس قوانین دقیق و منظم هستی حکم می کنید و قطعا به نظم این عالم و وجود حساب و کتاب در این عالم اذعان دارید.اگر کمی در نظم و وجود قوانین ریاضی در این طبیعت سرشار از نظم تفحص و دقت کنید خواهید فهمید که هیچ چیز در این عالم بی حساب و کتاب نیست و همه چیز بر هم تاثیر گذار است و تمام این عالم بر پایه “عدد” بنا شده است.

💠🔸مگر می شود در عالمی که بانظم وحساب است ما بدون حساب و کتاب عمل کنیم؟؟ بله می شود و نتیجه اش همینی می شود که هست.

💠🔹ما باید در این عالم با هر چیز که سروکار داریم سنخیت پیدا کنیم و موافق با جهت قوانین حاکم بر هستی حرکت کنیم و الا با مشکل مواجه خواهیم شد و زندگی فرسایشی ای را پیش رو خواهیم داشت.

“اسم” یا همان “نام” هم از این حساب و کتاب مستثنی نیست. شاید تا حالا به این قضیه فکر نکرده اید که نام شما چه اندازه اهمیت دارد!!

💢برای درک این موضوع به این مطلب توجه کنید :👇

💠🔸شاید ماهها قبل ازتولد هر یک از ما پدر و مادر وخانواده آنها برای انتخاب نام ما با هم کلنجار میرفتند وهریک نامی میگفتند و درنهایت یکی پیروز شده و نام ما شد همینی که هست.پس از تولد با آداب خاصی نامگذاری شدیم و از آن پس بآن نام ما را صدازدند و درطول زندگی ما را بآن مخاطب قرار می دهند و هرگاه بخواهند از ما یاد کنند نام شما را بزبان می آورند.پس از مرگ هم با نام ما بر جنازه مان نماز میت میخوانند و ما را در قبر با نام صدامیزنند و تلقین می کنند

💠🔸و بر سنگ قبرمان ناممان را می نویسند وپس از مرگ هم وقتی می خواهند از ما یاد کنند مارا بنام می خوانند و آن دنیا هم با ناممان صدا زده و محشور می شویم در هر آیین و کیش و مسلکی که باشیم.

📚❣تغییر نام درسیره ائمه اطهار در چندین مورد مشاهده می شود که مؤید این علم می باشد .بعنوان مثال وقتی روزبه اصفهانی که ابتدا زرتشتی بود و از اصفهان به دنبال حقیقت راه اروپای آن زمان را گرفت و یهودی شد وپس از آن مسیحی شد و وعده ظهور پیامبر آخرالزمان از آخرین استادش گرفت و راهی حجاز گشت

کنترل رویا

 

کنترل رویا

به هیچوجه منحصر به غرب نیست بلکه از شرق به غرب رفته حتی در تمدنهای چند هزار ساله جهان به این علم بر میخوریم. مثلا در یوگا شاخه ای به نام Dream Yoga وجود داره به معنی یوگای خواب که هنوز که هنوزه خیلی از اسرار اون فاش نشده و سینه به سینه بین تبتیها و سایرین( حتی در جزیره ای در اقیانوس آرام به بچه هایشان از همان اوان کودکی یاد میدهند که خوابها را به یاد بیاورند و آنها را تفسیر کنند) گشته است. مثلا یکی از کارهایی که استادان به شاگردان دستور انجام آن را میدهند اینست که وقتی در خواب آگاهی خود را به دست آوردند مثلا شی کوچکی را بزرگ کنند و اگر شی بزرگی بود آن را کوچک تا در این کار مهارت پیدا کنند. حتی سرخپوستان هم به این مسائل اهمیت میدادند و این جزئی از تمریناتی است که جادوگرهای آنها ( Shaman ) به شاگردانشان آموزش میدادند و هنوز که هنوزه هم آموزش میدهند. آثاری در آمریکای جنوبی هست که فقط از ارتفاع زیاد قابل تشخیص است. به احتمال زیاد شما هم درباره شون شنیدید. ولی اون چیزی که محققین درباره شون میگن بسیار دور از واقعیت. اینکه اینها نشانه ای برای موجودات فضایی هستند که بتوانند فرود بیایند. به اعتراف جادوگرهای آن منطقه اینها برای تمرین شاگردان میباشد به این صورت که در صورت موفقیت یک شاگرد در پرواز بتواند آن را از ارتفاع زیاد ببیند. پس همانطور که میبینید قدمت این کار به هزاران سال گذشته بر میگرده. حالا من روش مدرن بیداری در خواب رو میگم تا شما هم بتونید به تمرینات در این زمینه مبادرت کنید. با انجام دادن این تمرینات ممکنه همون چند روز اول موفق به بیداری در خواب بشید و یا بعد از چند هفته. ولی به هرحال تحمل خودتون رو از دست ندید و مطمئن باشید که این روش کارسازه.

 2. به یاد آوردن خوابها میتونه روند بیداری در خواب رو افزایش بده. برای همین توصیه میکنم کاری رو که در نوشته قبلی ذکر کردم انجام بدید. البته نه اینکه این کار رو اول انجام بدید بعد بقیه بلکه این کارها بهتره به موازات هم انجام بگیره. پس خودتون رو برای یادآوری خوابها آماده کنید. دیشب چه خوابی دیدی؟ یادت نمیاد؟ پس یادت باشه حتما نوشته قبلی رو بخونی.

 3. در طول روز هر کجا که هستی مطمئن شو که خواب نمیبینی. چطوری؟ یه لحظه توقف کن به اطرافت نگاه کن ببین چیز غیر منطقی و متناقض نمیبینی؟ اتاقت همون اتاقه؟ ببین چیزی تغییر نمیکنه؟ چون این یکی از خواص خوابه که اشیاء به سرعت تغییر میکنن. مثلا ممکنه اتاق بزرگ بشه یا در کوچیک یا از در بری بیرون ببینی مثلا خونه خاله هستی. پس دقت میکنی و برای مدت کوتاهی طبیعت اطرافت رو امتحان میکنی. یکی از بهترین روشها اینه که انگشتت رو بکشی. بدن ما در رویا خیلی لطیفه و براحتی کش میاد. پس اگه این کار رو کردی و دیدی انگشتت داره کش میاد بدون که داری خواب میبینی. یه روش خیلی قوی دیگه که میتونی تو خونه انجام بدی پریدنه. اگه تو خواب بپری و اراده کنی تو هوا معلق بشی میتونی تو هوا مثلا چند لحظه به همون حالت بمونی. حالا ما از این روش استفاده میکنیم و میپریم. اگه تو هوا چند لحظه ای معلق موندید بدونید دارید خواب میبینید. من روش انگشت کشیدن و پریدن رو امتحان کردم و باور کنید خیلی خیلی قوی هستن. پس حتما این دوتا رو باهم انجام بدید.

اگر همه اینها رو امتحان کردی و دیدی که خواب نیستی به خودت بگو که دفعه دیگه که خواب میبینم یادم میاد که این کار رو بکنم. بعد چشماتون رو ببندید و خودتون رو چند لحظه در حال انجام کاری که دوست دارید تو خواب انجام بدید تصور کنید. این کار رو روزانه 2-10 بار انجام بدید و منتظر نتایج باشید. در صورتیکه تو خواب بیدار شدید به هیچ وجه هول نشید و هیجان زده نشید. البته این کار اجتناب ناپذیره ولی حداقل یادتون باشه در دفعات بعد آروم آروم باشید تا بتونید از این فرصتی که بدست آوردید نهایت استفاده رو ببرید و با هیجان زده شدن باعث از دست دادن آگاهیتون در خواب نشید. باور کنید احساس خوبی نداره وقتی میبینید همه تلاشهاتون با ذوق کردن از بین رفته و مجبورید تا فرصت بعدی صبر کنید.

 4. هر شب قبل از خوابتون خوابهایی رو که نوشتید بخونید و اونها رو تو ذهنتون مرور کنید. وقت خواب به خودتون بگید که همه خوابهایی رو که میبینید بعد از اینکه صبح بیدار شدید به یاد خواهید آورد.

 5. پیشنهاد من اینه که انشاءالله وقتی تو خواب بیدار شدید به هیچ وجه انرژیتون رو با هیجان زده شدن از دست ندید و همچنین از فکر انجام هر عمل جنسی تو رویا بیایید بیرون چون مطمئن باشید غیر از اینکه حالت بدنی شما ضعیف میشه و منجر به بیداری از خواب میشه احتمال از دست دادن آگاهی در خواب رو به دنبال داره که خیلی قویه چون شما هنوز از لحاظ تجربه در سطح پایینی قرار دارید و نیاز پیدا میکنید که برای دفعه بعد انرژی بیشتری ذخیره کنید.

یک هفته مراقبه

یک هفته مراقبه

مدت مراقبه: هفت روز

 وقتی چیزی برای شما اتفاق می‌افتد یا قرار است کاری را به انجام برسانید، اول برای مدت کوتاهی به انرژی خود دقت کرده و آن را متمرکز کنید. بعد به انجام کار مشغول شوید. لازم نیست به ظاهر لبخند بزنید، حس و انرژی خود را متمرکز کنید و وقتی کار ار از روی دل و جانتان انجام می‌دهید است که تمام سلولهای بدنتان لبخند می‌زند.

 از لحظه بیدار شدن از خواب این را به یاد داشته باشید: واقعی باشید. برای هفت روز هیچ کار کاذبی انجام ندهید. هرچه که از دست رفت بگذارید برود. هرچه را هم از درون خود از دست دادید بازهم مهم نیست، بگذارید برود فقط واقعی بمانید. مطمئن باشید در پایان این هفت روز زندگی جدیدی را آغاز می‌کنید. این مراقبه به شما کمک می‌کند تا لایه‌های قدیمی خود را کنار بزنید و زندگی جدیدی را شروع کنید. این مراقبه باعث می‌شود تا دوباره متولد شوید.

 هرکاری که دوست دارید را انجام بدهید ولی قبل از اجرای آن برای چند لحظه با خود فکر کنید: آیا این واقعاً شما هستید که در حال اجرای آن کار هستید یا این مادر و پدرتان است که به جای شما فکر می‌کند و می‌خواهد تا کاری بکند. چون یادتان باشد که مادر و پدر، جامعه، عادتهای قدیمی و امثال آنها هنوز در درون شما هستند و آنها هستند که در بیشتر مواقع شما را از واقعی بودن دور می‌کنند. شما به ابزاری برای ارضاء کردن خواسته‌ها و نیازهای آنها تبدیل می‌شوید. بنابراین وقتی می‌خواهید کاری را انجام بدهید برای لحظه‌ای از خود بپرسید که آیا واقعاً این شما هستید که قصد دارید آن کار را انجام بدهید؟

 برای مثال وقتی عصبانی می‌شوید آیا درست به همان فرمی عصبانی می‌شوید که پدرتان می‌شد؟ آیا همان عکس العمل‌ها از شما بروز می‌کند؟ من بارها و بارها تکرار این الگوهای مخرب را دیده‌ام که شخص اصلاً خودش نیست بلکه درست عین والدین مرده خود عمل می‌کند. بگذارید اینطور بگویم: شما عین پدرتان عمل می‌کنید، همسرتان مثل مادرش رفتار می‌کند و در نهایت توقع دارید در آرامش زندگی کنید! وقتی عصبانی می‌شوید دقت کنید چه کسی دارد به جای شما حرف می‌زند؟

 همه این جنبه‌های دروغین را دور بریزید و راحت شوید. البته مدتی طول می‌کشد ولی ارزش دارد. خیلی زود نقابهای دروغین شما فرو می‌ریزند و می‌توانید چهره واقعی خود را مشاهده کنید............... واقعی باشید.

 زمان مراقبه: برای مدت یک هفته، هروقت مشکلی داشتید.

 دستور:

 هر وقت به مشکلی برخورد کردید، به جای فکر کردن درباره آن، یک کاغذ و قلم بردارید و درباره مشکل خود بنویسید. این کار کمک می‌کند تا بتوانید طی دوره‌ای هفت روزه به تدریج مسئله را حل کنید. وقتی در طول روز چند بار به یاد مشکل افتادید، بازهم همین کار را انجام دهید. تاثیر بسیار خوبی مشاهده می‌کنید.

 اوشو: کتاب صحبت‌های اوپانیشاد

 اگر با سرعت زیاد راه بروید دچار مسمومیت می شوید. این مسمومیت شما را معتاد می کند. به همین دلیل است که افراد به سرعت رفتن معتاد می شوند. همین امر موقع رانندگی دیده می شود. در هنگام رانندگی تند و سریع ذهنتان شما را وادار به تند رفتن می کند. آزاد شدن مواد شیمیایی مختلف که در حین هیجانات ناشی از سرعت رفتن بروز می کند، اعتیادآور هستند. به همین خاطر دوست دارید تا پدال گاز را بیشتر فشار دهید.

 وقتی آهسته حرکت می کنید، برعکس این حالت اتفاق می افتد. همان کاری که بودا می کرد. همان چیزی که من سعی می کنم به شما یاد بدهم. آهسته حرکت کنید. سعی کنید تا سرعت خود را کاهش دهید. سعی کنید به نقطه ای برسید که خواست سرعت در شما وجود نداشته باشد و دیگر میلی برای عجله نداشته باشید. در این حالت به آگاهی تازه ای دست پیدا می کنید.

 دستور:

 سرعت خود را در هرکاری که می کنید کم کنید. به آهستگی غذا بخورید، آهسته راه بروید، به آرامی صحبت کنید و همین روند را در تمام کارهای خود رعایت کنید. بزودی خواهید دید که تمانم کارهایی که انجام می دهید زیباتر و دقیقتر می شوند. دیگر دچار مسمومیت نمی شوید و آگاهی و هوشیاری شما در تمام کارها خود را نشان می دهد.در روانشناسی یوگا، هوشیاری انسان به چهار درجه تقسیم می‌شود. درجه اول همان است که در هنگام راه رفتن و کار کردن روزانه داریم. شما مشغول کار کردن می‌شوید و در عین حال قدری هم بیدار هستید. اغلب کار کردن‌ها در حالتی نیمه بیدار انجام می‌شود و افراد، بسیاری از کارهای خود را کاملاً اتوماتیک انجام می‌دهند. درجه دوم، رویا دیدن است. در این هنگام شما ظاهراً خواب هستید ولی در پس زمینه ذهن، رویاها در حال گذر هستند و ذهن در یک ترافیک شلوغ بدام افتاده است. درجه سوم، خواب واقعی است. در اینجا رویا دیدن متوقف شده و شخص به طور عمیقی در خواب است. اما چهارمین درجه: این درجه قدری شبیه خواب است با این تفاوت که شخص در عین خواب بودن، هوشیار است. این درجه با سکوتی عمیق همراه است. این همان درجه‌ای است که آستانه ورود به سامادی یا اشراق است. هوشیاری توام با سکوت.

تله پاتی (انتقال فکر)

 

تله پاتی (انتقال فکر)

برای انجام این کار ابتدا در مکانی آرام ونسبتا تاریک بدن خود را ریلکس کنید سپس با چند تنفس آرام و عمیق تمام ذهن وبدن خود را آرام کنید حالا سعی کنید به مدت چند دقیقه به هیچ جیزی فکر نکنید وتمام افکار مزاحم را دور بریزید ( اگر تمرینات قبلی را درست انجام داده باشید اکنون براحتی می توانید فکر و ذهن خود را آرام کنید و یک خلا فکری خوبی داشته باشید.) . پس از انجام این مراحل آمادگی لازم برای انتقال فکر را دارید درابتدا سعی کنید با موضوعاتی ساده کار کنید تا به تدریج هم تسلط شما بر تله پاتی بیشتر شود و هم اعتماد به نفس شما برای انجام تمرینات سنگینتر و مشکلتر افزایش پیدا کند .حالا فرض میکنیم که می خواهیم که فکری را انتقال دهیم (تله پاتی)

در حالی که در کاملا ریلکس هستید چشمان خود را آرام ببندید وفردی را که میخواهید با او تله پاتی داشته باشید در نظر بگیرید کنید تمام حالات روحی و فیزیکی شخص مورد نظر از قبیل شکل وحالت صورت - طرز صحبت کردن - چیزهای مورد علاقه آن شخص و ... را دقیقا در ذهن خود تجسم کنید به شکلی که هم اکنون آن شخص درروبروی شما قرار گرفته و شما دارید با او صحبت کرده و به چهره او نگاه میکنید اکنون تصویر ذهنی خود را بزرگتروشفافتر کنید و دقیقترین جزییات را به شکلی واضح وشفاف در تصویر ذهنی خود ترسیم کنید. تقریبا چیزی شبیه یک فیلم با همه جزییات آن. حالا از او بخواهید که کاری را انجام دهد همانطور که گفتم در ابتدا با چیزهای ساده شروع کنید مثلا از او بخواهید که به شما تلفن کند بعد از این که در این کار موفق شدید سعی کنید در تمرین بعدی با استفاده همین روش از او بخواهید همین عمل را در یک زمان مشخص انجام دهد و به همین شکل می توانید تمرینات را گسترده تر ومتنوعتر کنیدوقتی میگویید : (( من هستم )) در واقع امواج فکری خود را به اتر میفرستید تا ادعای شما را بدینگونه که ان را میبینید ثبت کند.

 یاد بگیرید که فکر خود را متمرکز کنید فکر محکم و متمرکز می تواند اطمینان زیادی بوجود آورد .

 سعی کنید هر روز چند دقیقه از وقت خود را در جا یا حالتی باشید که کسی مزاحمتان نباشد ، کاملا آرام بایستید و خود را در یک وضعیت راحت و مطلوب قرار دهید ..

سپس چشم های خود را ببندید و قوه تخیل را به کار وادارید ..

حالا در ذهن ، خود را در وضعیتی که به ان علاقه دارید و مایلید به آن برسید تجسم کنید .

امواج این تخیلات را در فضا بفرستید ..

با انجام ممتد این کار امواج به هدف برخورد خواهد کرد ( رسیدن به هدف )

 تو راه حیات را به من نشان خواهی داد : در حضور تو کمال لذت وجود دارد و در دست راست تو لذت ابدی

 شما هم می توانید با دیگران صحبت کنید ..

می توانید آنها را مداوا کنید ...

قادرید به آنها کمک کرده و هشدار دهید ...

 به احساس های خود بی اعتنا نباشید و از آنها توجه کنید..