مديتيشن

 
 
مديتيشن وضعيت سکوت مطلق است:  
 
آسايش کاملي که در اثر نبودن افکار توليد مي‌شود
 
و حالت هوشياري کامل.
 
 
تنها در آن هوشياري است که قادر خواهي بود حقيقت مطلق را ببيني . مراقبه روند بسيار ساده‌اي است. تنها کافي است که کليد درستش را بداني. در کتب ”اپانيشاد“ به اين‌کار ”مشاهده“   witnessing  مي‌گويند.
 
 
فقط روند ذهني خودت را مشاهده کن . هيچ‌کار ديگر انجام نده .
 
در اين مرحله نياز به هيچ عمل ديگري نيست.
 
 
 فقط مشاهده‌گر باش :
 
 
  افکار، خواسته‌ها، خاطرات، روياها و صحنه‌هاي تخيلي ذهن را که مي‌گذرند نظاره کن.
 
 
راحت و خونسرد به تماشاي اين مناظر بنشين.
تماشا کن و ببين : بدون قضاوت و بدون محکوم کردن:  نگو ”اين خوب است“ يا ”اين بد است“. در روند، ملاک‌هاي اخلاقي را به‌کار نگير . در غير اين‌صورت هرگز قادر نخواهي بود مراقبه کني .
 
 
فردي که در مراقبه نظر مي دهد و قضاوت مي کند ، به صورت ناخودآگاه سريعاً نتيجه‌گيري مي‌کند: ”اين درست است و آن غلط“. و هر آنچه احساس کند که ”درست است“، مي‌خواهد به آن بچسبد و هر آنچه احساس کند ”نادرست است“ مي‌خواهد بيرونش کند.
ولي تنها يک چيز قطعي است: ذهن تماشاکننده نيست.
آن‌که از فعاليت‌هاي ذهن آگاه است قسمتي از ذهن نيست.
 
 
تماشاکننده از ذهن جدا است     . ناظر با ذهن متفاوت است.
 
 
آگاه شدن از اين ناظر، يعني يافتن جوهر وجود، درک مرکزيت هستي و ادراک مطلق و لايزال.
 
 
بدن دگرگون مي‌شود: روزي تو در رحم مادر بودي، زماني‌که کودک بودي، پس از آن مرد يا زن جواني شدي، سپس پيري...
 
 
افکار پيوسته در تغيير هستند. چرخ در اطراف تو به چرخش ادامه مي‌دهد.
 
 
دنياي پديده‌ها يک گردباد است . هرگز ثابت نيست: حتي براي دو لحظه? متوالي.
 
 
ولي يک چيز همواره ثابت است و هيچ‌گاه تغيير نمي‌کند و آن، ”ناظر“ است.
 
 
يافتن آن ”ناظر“ يعني يافتن خداوند.  پس خويش و خداي خويش را بدرستي درياب ، از محدوديت هاي هستي گام فراتر گذار ، وجود خود را در ياب پس مدتيشن کن.
 
 
فقظ ناظر افکارت باش .
 
 
 بدون هيچ داوري و احساس  اگر به زبان ساده بگويم  اين مديتيشتن است .
 
 

گامهای مدیتیشن

 
 
سه گام اساسي
    
 1 – اولين گام در آگاهي، مشاهدة بدن خودتان است. سپس آرام آرام از هر حركت و هر وضعيت بدن خود آگاه خواهيد شد. همين طور كه آگاهي شما زياد مي شود، خيلي از كارهايي كه قبلا عادت داشتيد انجام دهيد به سادگي حذف خواهند شد و بدن شما آرامش بيشتري را تجربه خواهد كرد. آرامش عميقي بر بدن تان حاكم خواهد شد و موسيقي دروني ظريفي در آن شروع به نواخته شدن مي كند.
    
 
2 – تنها ده دقيقه آن چه از ذهن تان مي گذرد را بر روي كاغذي يادداشت كنيد پس از خواندن آن متوجه مي شويد كه چه ذهن ديوانه اي داريد! به علت عدم آگاهي، اين ديوانگي در درون ما هميشه وجود دارد و هر چه را انجام م يدهيم تحت تأثير قرار مي دهد و حتي وقتي كاري نمي كنيم هم بر ما تأثير مي گذارد. يك راه خوب براي پايان دادن به ديوانگي ذهن مشاهدة‌ اين ديوانگي است. و لازم نيست شما براي تحول، كاري انجام دهيد صرف اين مشاهده يعني مشاهده چيزهايي كه از ذهن تان مي گذرد باعث مي شود افكارتان هماهنگ شده و آرامش يابد.
 
    
3 – احساسات و هيجانات خود را نيز مشاهده كنيد بدين ترتيب يك هماهنگي ميان بدن،‌ ذهن و روان شما برقرار مي شود كه اگر اين هماهنگي به دست آيد مرحلة‌ آخر خود به خود به شما هديه مي شود و آن آگاهي يافتن انسان از آگاهي خويش است و اين همان اشراق است همان سرور دروني كه هدف سير و سلوك عرفان ياست و آگاهي جاده اي است كه به اين مقصد مي رسد. اين زماني است كه شما كه مشاهده گر هستيد با موضوع مشاهده يعني هر آن چه مشاهده مي كنيد يكي شده و به مقصد نهايي مي رسيد.
 
 
 طعم سکوت را بچشيد
 
       وقتي شما به جاي دنياي بيرون به درون خود توجه مي كنيد دنياي درون را در سكوت محض خواهيد يافت. اغلب برداشت عمومي از سكوت برداشتي منفي است و معناي آن خلاء و نبود سر و صداست در حالي كه چنين نيست و سكوت لبريز شدن از نوايي است كه تاكنون آن را نشنيده ايد. سكوت رايحه اي خوش است كه تا به حال به مشام تان نخورده و نوري است كه تنها با چشمان دروني قابل رؤيت است براي همين است كه افراد بسيار كمي طعم سكوت حقيقي را چشيده اند. اين سكوت براي شما حقيقت،‌ عشق و هزاران چيز ديگر به ارمغان مي آورد.
 
 
عشق ثمره مديتيشن
 
      كسي كه مديتيشن كند دير يا زود عاشق مي شود. كيفيتي كه شايد تاكنون تجربه نكرده ايد. عشقي كه حاصل مديتيشن است در واقع يك رابطه نيست بلكه كيفيتي است كه گرداگرد شما را مي گيرد و هيچ كاري با شخص خاصي ندارد. شما عشق مي ورزيد چون خود عشق شده ايد. عشقي جاودان و هميشگي كه با عشقي كه ميليون ها زن و مرد در زندگي وانمود مي كنند به آن دچار شده اند زمين تا آسمان متفاوت است. چرا كه عشق آنها محصول ذهن آنهاست و ذهن نمي تواند محصولي جاودان داشته باشد به همين خاطر ديري نمي گذرد كه اين عشق مصنوعي باعث خستگي، يكنواختي و غرغر كردن و بهانه و دعوا بين عشاق مي شود. 
  عشق حقيقي مثل هاله اي گرداگرد شما را فرا مي گيرد و نيازي به جبران و تلافي ندارد شما آماده ايد تا فقط ببخشيد. عشق حقيقي باعث مي شود كه شما آرزوي داشتن ديگري را نداشته باشيد و فقط مي خواهيد مهر بورزيد بي آن كه مالك او باشيد. اين موضوع باعث محبت مي شود كه والاترين پديده در هستي است. عشق در لاية‌ روان و مهر در لاية‌ معنويت روي مي دهد.
 
 
تنفس پلي به سوي مديتيشن
 
 
    اگر بتوانيد نوع تنفستان را به گونه اي خاص تغيير دهيد، ناگهان به زمان حال باز خواهيد گشت.
 
    اگر بتوانيد تنفستان را به گونه اي خاص تغيير دهيد، به سرچشمة‌ حيات دسترسي پيدا خواهيد كرد.
 
    اگر بتوانيد نفستان را به گونه اي خاص تغيير دهيد، خواهيد توانست به ماوراي زمان و مكان سفر كنيد.
    اگر بتوانيد نفستان را به گونه اي خاص تغيير دهيد، در اين دنيا خواهيد بود و در عين حال وراي اين جهان را نيز تجربه خواهيد كرد.
    شادي و شعور والا و تنهايي اثرات مديتيشن
 
 
شادي واقعي
    
    خريد خانه، رسيدن به پول و چيزهايي از اين قبيل باعث خوشحالي ناپايدار در انسان مي شود اما شادي و نشاطي كه با توجه كردن به درون يعني مديتيشن به دست مي آيد كاملاٌ متفاوت بوده و پايدار است اين شادي بدون هيچ دليلي ناگهان احساس شده و هميشه در شما وجود خواهد داشت. اين شادي وابسته به شرايط يا افراد نيست به همين دليل تغيير نمي كند و هميشه با شما خواهد بود.
 
 
  شعور والا
    
    انسان باهوش براساس موقعيتي كه در آن قرار دارد با مسايل برخورد مي كند و مديتيشن تمام موانعي را كه برسر راه هوش و آگاهي وجود دارد، نابود مي كند. خوشبختانه تمام بندها در بعد ذهني وجود دارد و نمي تواند به لايه هاي عميق تر شما نفوذ كند و با مديتيشن مي توان بدون درگيري با ذهن آن را مشاهده كرد و به عنوان يك شاهد شعور خود را دوباره كشف نمود.
    
 
   تنهايي
    
    تنهايي شادي اي است كه شما فضاي خودتان را داريد و واقعا خودتان هستيد. مديتيشن يعني شاد بودن وقتي كه تنها هستيد. وقتي انسان اين توانايي را پيدا كرد يدگر براي شاد بودن به كسي يا چيزي يا شرايطي وابسته نخواهد بود. اين شادي به روز و شب و جواني و پيري، سلامتي يا بيماري ربطي نداشته و حتي پس از مرگ هم وجود خواهد داشت چرا كه اين شادي به دنياي بيروني وابسته نيست و از درون شما مي جوشد. در سفر مديتيشن شما تنها هستيد و حتي عزيزترين فرد در زندگي نمي تواند با شما همسفر شود. شما در اين حالت هيچ ارتباطي با دنياي بيرون نداشته و فقط به سكوت درون توجه خواهيد داشت. سكوتي كه مثل آواز يك پرنده زيباست…
 
 

روشهای مدیتیشن 1



1- مديتيشن تعمق مديتيشن اصولي از نوع خارجي
اين تمرين در اصل يادگيري نگريستن به چيزي بگونه اي فعال ديناميک هوشيارانه اما بدون استفاده از واژه ها مي باشد شيي را براي کار خود انتخاب نموده و در فاصله اي قرار دهيد که بتوانيد براحتي آنرا ببينيد بهتر است شيي طبيعي باشد مانند يک تکه صدف دريايي يک قطعه سنگ يا شاخه کوچک بهتر است شاخه گل نباشد استفاده از صليب يا شعله آتش هم باعث کندي پيشرفت مي شود از چيزهايي که خاطراتي دارند و ارزش سمبوليک دارند استفاده نکنيد
به ان طوري بنگريد که گويا آنرا حس مي کنيد بهتر است اول آنرا با لحظاتي با دست لمس کنيد سپس به آن بنگريد
هر بار که متوجه شديد به مسئله ديگري مي انديشيد دوباره برگرديد و به نگريستن ادامه دهيد بگونه اي فعال ديناميک و هوشيارانه بدون استفاده از واژه ها همانطور که حس لامسه در موقع لمس اشيا بدون واژه آنها را درک مي کند اما حس بينايي در موقع رويت اجسام تمايل دارد با زبان و کلمات آنرا بيان کند
اين روش بستن چرخ ذهن به يک نقطه است و در موقع تمرين متوجه مي شويم چقدر ذهن ما بي اختيار است و پيوسته در معرض توهماتي قرار دارد
براي دو هفته اول روزي دوبار هر بار ده دقيقه تمرين کنيد يا حداقل هفته اي پنج بار
پس از دو يا سه هفته مدت تمرين را به پانزده دقيقه و پس از يک ماه به بيست دقيقه افزايش دهيد
پس از آن در صورت تمايل آنرا به مدت نيم ساعت انجام دهيد يا بطور کلي از برنامه تان حذف کنيد
بايد انتظار داشت که مديتيشن هر بار با دفعه قبلي تفاوت داشته باشد يک تمرين خوب دليلي براي پيشگويي خوبي مديتيشن بعدي نمي باشد جلسات شما مي تواند خوب خسته کننده و يا حتي گاهي نااميدکننده باشد بطور کلي پس از تمرين مداوم متوجه مي شويد تمرين هاي خوب بسيار خوب و تمريناتي که خوب نيستند خسته کننده و کسالت آورند
اين نوع مديتيشن گاهي بسيار خشک و مشکل و گاهي بسيار عالي است

2- مديتيشن شمارش نفس ها از نوع خارجي است
هدف انجام کاري در زماني مشخص است يعني تنها کاري که انجام مي دهيد شمارش تعداد بازدم هاست در اين تمرين تلاش اين است حتي الامکان و بطور کامل فقط به تنفس توجه داشته باشيد و در صورت پراکنده شدن افکارتان به آرامي باز به اين فعاليت بازگرديد تا وقتي افکار و ادراک شما آگاهانه باشد به اين معني است که از دستورات اصلي اين تمرين منحرف شده ايد از اينرو بهتر است شمارش را تا عدد چهار ادامه داده سپس از يک شروع کنيد وقتي احساس مي کنيد به شمارش يا هر چيز ديگر مي انديشيد از مسير اصلي منحرف شده ايد سعي کنيد به آرامي به شمارش بازگرديد اگر احساس کرديد که تنفستان تغيير کرده اين هم ميتواند يک فرار ذهني باشد

3- مديتيشن حباب مديتيشن اصولي از نوع دروني است
تصور کنيد بسيار آرام و راحت د رکف درياچه اي با آبي زلال نشسته ايد مي دانيد که حبابهاي بزرگ چقدر آرام تاسطح آب بالا مي آيند انديشه احساس و درک خود را چون حبابي در فضاي دريا تصور کنيد که از اين فضا عبور کرده و از آن خارج مي شود براي کامل کردن اين مرحله از پنج تا هفت يا هشت ثانيه وقت لازم است وقتي فکر يا احساسي در شما پديد مي آيد در همين مدت بسادگي آنرا مي بينيد تا وقتي از آب گذشته و از فضاي ديد شما خارج شود سپس تصور حباب دوم را شروع کنيد و در همان مدت آنرا دنبال نماييد در پي کشف دنبال کردن يا همراهي با يک حباب نباشيد تنها آنرا با اين فکر ببينيد که اين چيزيست که من مي انديشم و احساس مي کنم اگر همان حباب چندين بار بالا آمد مديتيشن را قطع نکنيد با ادامه تمرين اين مسئله برطرف مي شود
اگر نمي توانيد ارتباط بين حبابها يا منشا افکار خود را ببينيد نگران نشويد
با ادامه دادن اين اصول ذهني اين مسايل بر طرف مي شود
اگر به نظرتان رسيد که ذهنتان کاملا خالي شده بدانيد اين احساس خود حبابي بسيار خوب است
بجاي تصور نشستن در کف درياچه و حباب هوا
مي توانيد تصور کنيد در چمنزاري نشسته ايد و دودهايي که از اردوگاهي بر مي خيزد را مي نگريد
همچنين مي توانيد تصور کنيد کنار رودخانه اي نشسته ايد و گاهي الواري روي آب شناور مي شوند
پس از آزمايش يکي از آنها را انتخاب و براي دو هفته اول ده دقيقه در روز کافي است بعد از دو هفته آنرا به روزي بيست دقيقه افزايش داده و پس ازيک ماه اگر آنرا مفيد ديديد آنرا به نيم ساعت برسانيد و در پايان اين دوره تصميم بگيريد که اين روش را چگونه در برنامه مديتيشن خود بگنجانيد

4- مديتيشن تراودا اين مدتيشن اصولي ترکيبي از روشهاي دروني و خارجي است
اساس اين روش تعمق و تامل بر حرکات موزوني است که خود به خود در جسم ايجاد مي شوند
مکان يا وضعيتي راحت را يافته دستهاي خود را روي سينه يا شکم قرار دهيد بسياري از افراد ترجيح مي دهند اين تمرين را به حال نشسته روي زمين انجام دهند اما نشستن روي يک صندلي راحت نيز مطلوب است انگشتان خود را کاملا باز کنيد بطوري که يکديگر را لمس نکنند دستهاي خود را هم باز کنيد حرکات سينه و شکم را که زير انگشتان اتفاق مي افتد بايد کاملا حس کنيد فعالانه مشاهده و با قدرت بررسي کنيد هرگاه حس کرديد در حال تفسير ادراک خود با استفاده از کلماتيد متوجه باشيد از اصول مديتيشن منحرف شده و بايد به آرامي دوباره خود را به جاي اصلي بازگردانيد همچنين اگر تغييري در حرکات تنفسي خود احساس کرديد يا انديشه شما به اتفاقاتي که در درونتان مي گذرد کاملا متمرکز شد فورا به جاي اوليه برگرديد اصولا تمام موارد شبيه به مدتيشن هاي قبل است با اين تفاوت که به جاي چشم از انگشتان و بجاي شي طبيعي از حرکات منظم جسم خود استفاده مي کنيد
دو هفته اول را با پانزده دقيقه در هر جلسه آغاز کنيد پس از پايان اين مدت در صورتي که حس کنيد برايتان مناسب نيست آنرا بکلي قطع کرده و در عير اين صورت زمان آن را براي هفته سوم و چهارم به بيست و پنج دقيقه افزايش دهيد پس از يک ماه مي توانيد تصميم گرفته و در صورت مفيد بودن اين روش آنرا در برنامه مديتيشن خود مورد استفاده قرار دهيد

5- مديتيشن نيلوفر هزار برگ مديتشن اصولي از نوع خارجي
در اين تمرين شما به عنوان مرکز نيلوفر کلمه ايده يا تصويري را انتخاب مي کنيد
بهتر است براي اولين جلسه تمرين به مدت ده يا پانزده دقيقه واژههايي چون گل عشق آرامش نور رنگ سبزه درخت خانه را انتخاب کنيد تا احساس خوبي در شما ايجاد شود پس از تمرينات زياد از واژههايي مانند عصباني فرياد غم ضربه درد استفاده کنيد در اين صورت احتمال نا خوشايند بودن آنها به مراتب کمتر از اين است که از ابتدا با چنين کلماتي تمرين کنيد زيرا در استفاده از اين کلمات گاهي احساس ترس و وحشت و نگراني بوجود مي آيد کلماتي مانند پوچ بيهوده هيچ حداقل تا بعد از بيست جلسه نبايد مورد استفاده قرار گيرد تا دچار افسردگي و حالات ناخوشايند نشويد وقتي با اين روش بخوبي اشنا شديد مي توانيد هر واژه تصور يا ايده اي را به عنوان مرکز اين گل انتخاب کنيد
هرگاه واژه اي را بعنوان مرکز گل انتخاب کرديد در مکاني آرام و راحت قرار گرفته و روي آن تامل کرده و منتظر بمانيد در آن لحظه اولين کلمه در ذهن شما تداعي مي شود اکنون به دو کلمه اي که با اولين گلبرگ با هم ارتباط يافته اند سه يا چهار ثانيه بينديشيد يا متوجه دليل اين تداعي مي شويد يا خير در هر دو مورد کاري جز توجه مجدد به مرکز اصلي نداريد مسير گلبرگ تداعي سه يا چهار ثانيه تفکر روي آن و رابطه آن در مرحله بعدي مي باشد دوباره به کلمه اصلي برگرديد و منتظر تداعي بعد شويد و به اين روش ادامه دهيد اين تمرين تداعي آزاد نيست چون هميشه شما به کلمه اصلي به عنوان مرکز نيلوفر باز مي گرديد و باز از همان جا شروع مي کنيد اينجا اين مديتيشن را با يک سري تداعي هاي کوتاه نشان مي دهيم به عنوان مرکز گل کلمه نور را انتخاب مي کنم اولين تداعي من خورشيد است به مدت سه يا چهار ثانيه به رابطه نور و خورشيد و رابطه بين اين دو واژه مي انديشم مفهموم اين ارتباط را فهميده دوباره به کلمه نور بازمي گردم دومين تداعي قرمز است به اين دو کلمه سه يا چهار ثانيه فکر مي کنم مفهوم ارتباط را درک و دوباره به کلمه نور باز مي گردم تداعي بعدي تاريکي است آنرا فهميده و پس از سه يا چهار ثانيه دوباره به کلمه نور مي انديشم تداعي بعدي چتر است ارتباط بين نور و چتر را درک نمي کنم پس از سه يا چهار ثانيه به واژه نور برمي گردم تداعي بعدي لامپ است اين تداعي قابل درک است پس از سه يا چهار ثانيه به کلمه نور برگشته و تمرين را به اين ترتيب ادامه مي دهم
اگر به يک سري کلمات غير قابل درک برخورديد بازهم پس از مدت کوتاهي مکث دوباره به واژه اصلي بازگرديد مطمئنا اين بار کلمات روشن تر و داراي ارتباط بيشتري خواهند بود در صورتيکه اين مديتيشن را ادامه دهيد مشاهده مي کنيد بينش شگفت آوري از زندگي دروني خود بدست آورده ايد هرچند اين بصيرت بسيار خوب و مفيد است اما نباد هدف اصلي مديتيشن قرار بگيرد
پس از اينکه حداقل ده تا پانزده بار اين تمرين را انجام داديد گاه حس مي کنيد که اين بينش بدست آمده و در حل مسائل خاصي بسيار مفيد است پس از کسب تجربه کافي مي توانيد از اين روش براي حل مسئله اي که با آن درگيريم استفاده کنيم براي اينکار کافي است همان مسئله را به عنوان مرکز گل انتخاب کنيم
اين تمرين را با ده دقيقه در روز به مدت دو هفته شروع کنيد براي هفته سوم و ماه اول آنرا به بيست دقيقه تا نيم ساعت افزايش دهيد پس از پايان اين مدت در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه مديتيشن خود تصميم بگيريد

 

روشهای مدیتیشن 2



6- مدتيشن مانترا( ذکر)
اين مدتيشن بيشتر از انواع ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد
در اين روش کلمه عبارت يا جمله اي که مانترا ناميم بصورت ذکر بارها خوانده مي شود
مثل مانتراي شرقي اوم
جمله مسيحي خدايا کمکم کن
و عبارت صوفيانه ياهو
هدف اصلي انجام تمرين انجام فقط يک کار در زماني مشخص است
اگر کسي مدعي شد مي تواند مانترايي را که خاص شماست به شما بدهد يا بفروشد بدانيد قصد فريبتان را دارد
مانترا يا کلمه ذکر به اين دليل مفيد است که شما آنرا بکار مي بريد با هر کلمه اي که راحتيد شروع کنيد
بهتر است بي معني باشد تامشغوليت ذهني در حين تکرار ايجاد نکند
يک جاي آرام بيابيد که بدنتان راحت باشد و بتوانيد به راحتي تنفس کنيد و شروع به ذکر نماييد
در صورت امکان با صداي بلندبخوانيد البته تا آن حد بلند که باعث ايجاد تنفس شديد و عميق نشود
و در غير اين صورت به آرامي مانترا را بخوانيد
در وقت تمرين فقط ذکر بخوانيد و کار ديگري انجام ندهيد در صورتي که فکر ديگري به ذهنتان رسيد آنرا از ذهنتان خارج کنيد آهنگي براي مانتراي خود يافته و با همان ريتم تمرين کنيد
اين تمرين را ابتدا با پانزده دقيقه در هر جلسه شروع کنيد پس از دوهفته آنرا به بيست دقيقه و در صورتي که احساس خوبي از اين مديتيشن بدست مي آوريد به مدت نيم ساعت افزايش دهيد پس از يک ماه مي توانيد در مورد برنامه ريزي خود با اين روش تصميم بگيريد

7- مديتيشن من کيستم؟ مديتيشن اصولي از نوع دروني
ما با درک عادي مي توانيم تنها به کيفيات چيزها پي برده و تازماني که با اين ديد و توهم باقي بمانيم اشيا را هميشه با همان استانداردها مي بينيم و چيزهاي ديگر را هم با مقايسه با اين معيارها مي سنجيم در حاليکه براي درک بينش و ديدن واقعي اشيا مقايسه اي نبايد انجام گيرد
اين مديتيشن روش مستقيم يا تحقيق از خود براي درک و شناخت جهان است
اين مديتيشن از روشهاي ديگر مشکل تر است يعني حداقل پس از چند ماه تمرين مداوم روزانه با مديتيشن هاي اصولي قادر به انجام اين روش مي شويد
در اين تمرين از خود مي پرسيم من کيستم؟ و مرتب و سازمان يافته به هر سوال پاسخ مي دهيم اگر پاسخ نام شماست بايد به خود بگوييد نه اين نامي است که خود داده ام کسي که اين اسم را دارد کيست؟ اگر پاسخ شما احساس يا درکي است مثلا در جواب من کيستم؟ بگوئيد آدمي که احساس خستگي مي کند پاسخ به خود چنين است نه احساسي است که من دارم حال کسي که چنين احساسي دارد کيست؟ اگر پاسخ شما يادآور خاطره ايست مثلا بگوييد من کسي هستم که يکبار پاسخ اين است نه اين خاطره ايست که من دارم حالا کسي که اين خاطره را دارد کيست؟ اگر پاسخ تصور يا تصويري است که از خود در ذهن داريد نه اين تصويري است که از خود دارم کسي که اين تصوير را دارد کيست؟ اگر بنظرتان شخص يا تيپي به ذهنتان رسيد به عنوان پاسخ پرسش مي گوييد نه اين تفسير از ايده اي يا خاطره اي است که دارم ولي مفسر کيست؟ هر جوابي که بنظرتان مي رسد بايد بدين ترتيب پاسخ داده شود پس از هر پاسخ جستجويي پويا و فعالانه براي رد آن در ذهن شما آغاز مي شود در اين مدتيشن استراحتي وجود ندارد اين تمرين بايد بطور مداوم و با خشونتي متوالي براي يافتن پاسخ و رد آن انجام شود و پس از آن جستجوي بعدي و رد آن پاسخ ادامه يابد اصول اين روش بايد با دقت و جزئيات دقيق دنبال شود پاسخ ها و پرسش ها به روش فوق و در زمان حال بيان مي شوند اين جستجو براي پيدا کردن ريشه اصلي و واقعي خود است که در پشت بسياري خودهاي دروغين و کاذب نهفته است و ما اين چهره کاذب را به عنوان خود واقعي مي شناسيم
وقتي براي تمرين آماده شديد ابتدا با روزي نيم ساعت و به مدت يک يا دو هفته آنرا انجام دهيد در پايان اين دوره در مورد تنظيم برنامه خود با اين روش تصميم بگيريد
گاه ضمن تمرين پاسخي مي يابيد که برايتان قابل قبول است در اين صورت اين تمرين را متوقف کرده و تامدتي از روش هاي ديگر مديتيشن استفاده کنيد

8- مديتيشن حرکتي صوفيانه
براي انجام اين حرکت به گروهي پنج الي پانزده نفري نياز مي باشد اين تمرين شامل حرکت و خواندن ذکر است
گنجاندن اين روش در برنامه مديتيشن خود باعث ايجاد تنوع مي شود و جسم را هماهنگ و موزون مي سازد
در اين مديتيشن شما و افراد گروه دايره اي را با دستهاي قلاب شده در هم تشکيل مي دهيد بين هر دونفر بايد فاصله اي باشد اما نه تاحدي که باعث کشيده شدن دستها شود
پاهاي خود را به راحتي طوري قرار دهيد که سنگيني شما روي زمين باشد به آرامي به پشت تکيه داده چهره خود را رو به آسمان بلند کرده دستها را بالا بگيريد و وقتي حس کرديد در وضع راحتي نشسته ايد با صدايي آهنگين بگوييد يا حق اکنون تنه و سر و دستها را پايين آورده بطوريکه صورتتان مستقيما به سمت پايين و در وضعيتي راحت بوده با همان صدا بگوييد يا هو حالا به طرف دستها و صورت را بطرف بالا بگيريد و بگوييد يا حق و به همين ترتيب ادامه دهيد اين حرکات را ادامه دهيد تا زماني که سرعت و ريتم حرکت شما با ديگران يکسان شود
بسياري از گروه ها اين کار را بين ده تا پانزده مرتبه در هر دقيقه تکرار مي کنند اين بستگي به پيشرفت کار گروهي شما دارد وقتي حرکات شمت متناسب با حرکت گروه شد آنرا ادامه دهيد هدف آگاهي کامل از حرکت و ذکر است اگراين حرکات منظم باشد گروه مانند گلي در حال باز و بسته شدن بنظر مي رسد
در اين تمرين بايد از وضعيت جسماني خود آگاه باشيد اگر کسي احساس مي کند در جايي که نبايد باشد قرار گرفته به آرامي دست دو نفري را که در کنارش نشسته اند به هم نزديک مي کند دايره را مرتب مي کند و خارج مي شود هرکس بايد براي خارج شدن از گروه در صورت لزوم احساس آزادي کند در غير اين صورت تمرين نادرست است
اين تمرين را ده تا پانزده دقيقه در حدود ده مرتبه انجام دهيد تا جايي که احساس کنيد گروه به انجام آن عادت کرده و هيچکس از اين تمرين احساس ناراحتي و خستگي نمي کند اگر همه چيز خوب پيش رود مي توانيد مدت آنرا تا نيم ساعت افزايش دهيد آنچه در اين تمرين اهميت دارد اين است که شما بتوانيد هنگام خستگي از گروه جدا شويد پس از مدتي قادر مي شويد در اين تمرين گروهي تنها به حرکت و ذکر بينديشيد و آگاهي از خود و جهان را با هماهنگي بين حرکات و صداي شما پيدا مي شود اگر از اين تمرين احساس خوبي داريد اين راه بودن را نيز آموخته ايد و از اين پس مي توانيد بدون احساس خستگي آنرا ادامه دهيد و در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه خود تصميم بگيريد

 

روشهای تنفس

 

 

تنفس كامل يعني استفاده درست از تمام اعضاي تنفسي در تنفس عميق. ندرتا ً به كتاب يا مركز آموزشي بر مي خوريم كه بحث آن راجع به سلامتي و بهداشت و خوب زيستن بوده و صحبتي از اهميت تنفس عميق در آن نشده باشد. تنفس عميق مي تواند باعث افزايش سلامتي و طول عمر شود. تنفس ناقص و ضعيف، ضعف بدن، عصبانيت و كمبود كارايي مغز را سبب مي شود. اعضايي كه در تنفس بطور  مستقيم و غير مستقيم دخالت دارند عبارتند از: ستون فقرات، گردن، قفسه سينه، شكم، شانه ها، عضلات پشت، بين دنده، و ديافراگم. مي توانيم بدن خود را به كوره اي تشبيه كنيم كه سوخت آن را از راه غذا و هواي آن از تنفس تأمين مي شود و احتراق حاصل از آن ، دماي 37 درجه بدن را موجب مي شود. اين گرماي ثابت و ملايم كه بجز مواقع بيماري، هميشه تقريبا ً يكنواخت است، به انواع انرژي كه به همه آنها نياز داريم، تبديل مي شود. اگر اكسيژني كه به اين كوره مي رسد، مقدارش كافي و ميزان سوخت آن نيز مناسب باشد، مقدار انرژي حاصل از اين اشتعال نيز در حد احتياجات ضروري ما خواهد بود. زيرا عمل تنفس يعني كانال هدايت و جذب اكسيژن به كوره حيات.پس تنفس اگر كامل باشد، مي تواند در تأمين انرژي يا نيروي حيات نقشي مستقيم و مؤثر داشته باشد.تنفس كامل هنگامي به درستي انجام مي شود كه تمام بخشهاي تنفسي كه به آنها اشاره شد، آماده باشند. در اين حالت حجم هواي پويا و قابل تهويه شش ها بيشتر مي شود، كارايي دستگاه تنفس افزايش مي يابد. در نتيجه ورود اكسيژن و پي آمد آن ، ساخته شدن انرژي حياتي در بدن افزايش يافته كه آن نيز موجب شادابي و سلامت جسم مي گردد.

مركز تنظيم كننده ضربان قلب و تنفس در زير مخچه ( بصل النخاع) قرار دارد. هنگامي كه بازده تنفس ها پايين است، اكسيژن كافي به خون نمي رسد و بصل النخاع بطور خودكار، كار دستگاه تنفس را بالا مي برد تا كمبود اكسيژن تأمين شود، زيرا مراكز تنظيم كننده و حافظ حيات در مغز، در هر صورت مي خواهند گرماي طبيعي 37 درجه بدن را بطور ثابت حفظ كنند. در اين حالت جهت تأمين اين كمبود، تعداد تنفس در هر دقيقه بالاتر از ميزان عادي آن مي شود، و چون كار دستگاه تنفس و قلب بهم مربوط است، تعداد ضربان قلب نيز افزايش پيدا مي كند، زيرا جريان خون حامل اكسيژن اندك، بايد سريع تر به بافت هاي بدن برسد و سرعت در رسيدن اكسيژن اين كمبود را جبران مي كند.بنابراين مانع از نقصان پيدا كردن حرارت كوره زندگي مي شود. در اين حالت دستگاه تنفس و قلب در تمام لحظات حتي در مواقع استراحت، كار سنگين و غير طبيعي دارند. اينگونه افراد هميشه داراي تنفس هاي ناهنجار و تند و ضربان قلب بالا هستند و طبيعي است كه اعصاب و ذهن ناآرام و عمر كوتاه پي آمد آن مي باشد.

نقطه مقابل اين حالت هنگامي است كه شش ها در يك تنفس، اكسيژن كافي جذب كرده ، آن را به جريان خون مي فرستند. در اين حالت بر اثر ازدياد اكسيژن، مركز تنظيم كننده يعني بصل النخاع براي ثابت نگه داشتن حرارت طبيعي بدن، دستور كاهش فعاليت را به دستگاه تنفس مي دهد و در چنين بدني چون تنفس ها داراي بازده زياد هستند و خود به خود در هر تنفس مقدار زيادي اكسيژن وارد خون مي شود، تعداد تنفس كاهش پيدا مي كند، در نتيجه تعداد ضربان قلب پايين تر از حد معمول آن مي آيد زيرا بر اثر رسيدن اكسيژن كافي به تمام سلولها، نيازي به سرعت بخشيدن مضاعف به جريان خون توسط كار اضافي قلب نمي باشد. به همين دليل ضربان قلب ورزشكاران معمولاً حدود 50 تا 65 است.

با انجام دادن حركات قدرتي يا انقباضي ، عضلات جداره قلب نيز قوي مي شوند كه در اين حالت قلب با هر ضربان حجم زيادي از خون را به سرخرگ آئورت مي فرستد كه از اين طريق به تمام سلولهاي بدن مي رسد. در اين حالت نيز همان ارتباط بين بصل النخاع و دستگاه گردش خون برقرار مي شود و تعداد ضربان قلب و تنفس كاهش پيدا مي كند.

نتيجه مي گيريم:

1-     حرارت يا كوره زندگي تحت هر شرايط كه شده بايد دماي ثابت خود را براي حفظ حيات نگه دارد، حتي به بهاي اضافه كار كشيدن از دستگاههاي حياتي مثل قلب و شش.

2-    قلب و دستگاه تنفس به هر اندازه قويتر و سالم تر باشند، كاركردآنها از نظر تعداد ، كاهش پيدا مي كند و برعكس .

3-    انجام دادن تمرينات بدني و تنفسي مناسب مانع اضافه كار و فشار غير طبيعي به دستگاههاي حياتي و مراكز حيات شده، نيروي حياتي در مراكز حيات ذخيره شده، طول عمر مفيد زياد خواهد شد.

4-    كار دستگاه تنفس و قلب به يكديگر مربوط بوده، كم كاري يا پر كاري هريك در ديگري اثر مستقيم مي گذارد .

5-    دستگاه تنفس و قلب با سيستم عصبي و ذهن، ارتباط نزديكي دارند و ناآرامي و آرامش يكي در ديگري اثر مستقيم مي گذارد.