تلقین چیست؟

 
 
تلقین چیست؟
  
یکی از مسائل مهمی که شناخت آن برای بشر خیلی ضروری می باشد مسئله تلقین است.تلقین در ظاهر معنایی ساده و همه فهم دارد ولی مکانسم تاثیر آن یکی از بغرنجترین.پیچیده تری و مهجولترین مسائل است.
 
با جرات بایستی گفته شود که ماهیت واقعی تلقین و چگونگی اثر گذاری آن کشف نشده است.ما وقتی پیرامون تلقین به تحقیق و تفکر می اندیشیم متوجه شگفتیهای بزرگی می شویم.
 
حالا من زیاد از تلقین در اینجا حرف نمیزنم اما به یکی دو داستان مفهوم را به شما میرسانم:
 
ماجرای مردی که ماری را بلعیده بود:
 
مردی دچار نوعی حالت روانی و توهم شده بود و این فکر را پیدا کرده بود که یک مار بزرگی به داخل شکم او رفته است لذا هر روز بیشتر از روز قبل لحساس وحشت و بدبختی می کرد با این وحشت هر روز شکم او گنده تز و بزرگتر و وضعش خرابتر می شد.او را پیش هر دکتری که سراغ داشتند بردند ولی همه آنها گفتند که در داخل شکم بیمار ماری وجود ندارد ولی فرد بیمار این نظریه پزشکان را قبول نمی کرد و میگفت که حتما" ماری به شکم من رفته است بنابراین هر روز بیشتر شکم او بزرگ می شد.تا اینکه یک نفر روان شناس از این ماجرا آگاه شد او پس از معاینه بیمار نظر داد که در شکم وی مار بزرگی وجود دارد و گفت بعد از سه روز بیمار را بیاورید تا مار را از شکم او بیرون بکشند.روان شناس در مدت سه روز یک مار مرده پیدا کرد و سپس بعد از بیهوش کردن بیمار مار را نزد او آورده آنگاه وقتی که بیمار به هوش آمد جسد مار را به او نشان داد و گفت که این مار را از شکم تو یرون آورده ام .حال بیمار از آن روز رو به بهبودی میگذاشت و در مدت کم اندام یدن و شکم او شکل واقعی خود را باز یافت.
 
 

تقویت تمرکزو تخیل

 

 
تقویت تمرکزو تخیل
 
تخیل در ذهن حتما به این معنا نیست که شما چیزی را در ذهن خواهید دید بلکه کاری است که ما روزانه بارها و بارها آن را انجام میدهیم. وقتی در رویاهایمان غوطه ور میشویم در واقع ما در حال استفاده از تخیل هستیم. پس تخیل کار عجیبی نیست و برای ما بسیار آشناست. کاری که میتوانید برای تقویت آن انجام دهید میتواند به این صورت باشد. مثلا شما در حال راه رفتن در مسیری هستید. برای لحظه ای به اطراف آگاه شوید و اشیاء موجود در محیط را بررسی کنید. اکنون چشمهایتان را ببندید و همینطور به راه خود ادامه دهید و در همین حین در ذهن خود مسیر، اشیاء موجود در مسیر و در اطراف شما و اینکه چه مقدار از مسیر را پیموده اید تجسم کنید و آنها را در ذهنتان تخیل کنید. یا با گفتار ساده تر در ذهنتان ببینید( با اینکه به آن معنی دیدن نیست) پس از مدتی چشمانتان را باز کنید و دوباره این کار را تکرار کنید. این تمرین بسیار موثری است و شبیه یک بازی میباشد که البته نه فقط برای تقویت قدرت تخیل بلکه فواید دیگری دارد. این تمرین برای کسانی که در زمینه آگاهی در خواب تمرین میکنند بسیار مفید میباشد.
 
تقویت تمرکز: تمرکز عنصری است که ما همیشه از آن استفاده میکنیم. چه در کارهای کوچک و چه در کارهای بزرگمان. وقتی میخواهیم چیزی را بیاد آوریم، اینکار نیاز به مقداری تمرکز دارد، در واقع عناصری را که از آنها به دفعات نا متناهی استفاده میکنیم در حالتی مخفی قرار میگیرند و ما نسبت به وجود آنها آگاهی نخواهیم داشت با آنکه از آنها استفاده میکنیم و استفاده خواهیم کرد. در اینجا میبینید که آگاهی عنصر بسیار مهمی است که در همه جا حضور دارد. وقتی هدفی تعیین میکنید و برای آن تلاش میکنید چه به آن برسید چه نرسید برای اینکار تمرکز کرده اید. وقتی به مدیتیشن میپردازید و در عین حال که میخواهید به حالتی از خلأ و خالی از افکار برسید برای پرداختن به این فکر که میخواهید به حالت خلأ و سکوت درون برسید باز هم به تمرکز میپردازید با اینکه حضور آن باز هم نامحسوس است. در لحظه کنونی که شما سعی در خواندن و فهم این سطور میکنید و ممکن است متنن نم اشتبها داشهت باشد شما باز هم در حال استفاده از تمرکز هستید. پس همانگونه که مشاهده میکنید تمرکز عنصری همیشگی میباشد. برای تقویت تمرکزتان میتوانید به حالت بسیار راحت و چهار زانو نشسته و یک شمع را روشن کرده به شعله آن خیره شوید و سعی کنید افکارتان را خاموش کنید. به این ترتیب شما میتوانید به سطح بالایی از تمرکز برسید. سعی کنید در محیط تاریک این کار را انجام دهید و بر روی سطح نرمی نشسته باشید و پشتتان را به دیوار تکیه دهید. با انجام این تمرین شما میتوانید هم به تمرکز بالایی دست پیدا کنید و به مرور زمان خلسه خوبی را تجربه کنید. در صورت تمرین مداوم احساس یکی بودن باشمع به شما دست خواهد داد و شمعی خواهید شد که در حال سوختن و آب شدن است.

مديتيشن

 
 
مديتيشن وضعيت سکوت مطلق است:  
 
آسايش کاملي که در اثر نبودن افکار توليد مي‌شود
 
و حالت هوشياري کامل.
 
 
تنها در آن هوشياري است که قادر خواهي بود حقيقت مطلق را ببيني . مراقبه روند بسيار ساده‌اي است. تنها کافي است که کليد درستش را بداني. در کتب ”اپانيشاد“ به اين‌کار ”مشاهده“   witnessing  مي‌گويند.
 
 
فقط روند ذهني خودت را مشاهده کن . هيچ‌کار ديگر انجام نده .
 
در اين مرحله نياز به هيچ عمل ديگري نيست.
 
 
 فقط مشاهده‌گر باش :
 
 
  افکار، خواسته‌ها، خاطرات، روياها و صحنه‌هاي تخيلي ذهن را که مي‌گذرند نظاره کن.
 
 
راحت و خونسرد به تماشاي اين مناظر بنشين.
تماشا کن و ببين : بدون قضاوت و بدون محکوم کردن:  نگو ”اين خوب است“ يا ”اين بد است“. در روند، ملاک‌هاي اخلاقي را به‌کار نگير . در غير اين‌صورت هرگز قادر نخواهي بود مراقبه کني .
 
 
فردي که در مراقبه نظر مي دهد و قضاوت مي کند ، به صورت ناخودآگاه سريعاً نتيجه‌گيري مي‌کند: ”اين درست است و آن غلط“. و هر آنچه احساس کند که ”درست است“، مي‌خواهد به آن بچسبد و هر آنچه احساس کند ”نادرست است“ مي‌خواهد بيرونش کند.
ولي تنها يک چيز قطعي است: ذهن تماشاکننده نيست.
آن‌که از فعاليت‌هاي ذهن آگاه است قسمتي از ذهن نيست.
 
 
تماشاکننده از ذهن جدا است     . ناظر با ذهن متفاوت است.
 
 
آگاه شدن از اين ناظر، يعني يافتن جوهر وجود، درک مرکزيت هستي و ادراک مطلق و لايزال.
 
 
بدن دگرگون مي‌شود: روزي تو در رحم مادر بودي، زماني‌که کودک بودي، پس از آن مرد يا زن جواني شدي، سپس پيري...
 
 
افکار پيوسته در تغيير هستند. چرخ در اطراف تو به چرخش ادامه مي‌دهد.
 
 
دنياي پديده‌ها يک گردباد است . هرگز ثابت نيست: حتي براي دو لحظه? متوالي.
 
 
ولي يک چيز همواره ثابت است و هيچ‌گاه تغيير نمي‌کند و آن، ”ناظر“ است.
 
 
يافتن آن ”ناظر“ يعني يافتن خداوند.  پس خويش و خداي خويش را بدرستي درياب ، از محدوديت هاي هستي گام فراتر گذار ، وجود خود را در ياب پس مدتيشن کن.
 
 
فقظ ناظر افکارت باش .
 
 
 بدون هيچ داوري و احساس  اگر به زبان ساده بگويم  اين مديتيشتن است .
 
 

گامهای مدیتیشن

 
 
سه گام اساسي
    
 1 – اولين گام در آگاهي، مشاهدة بدن خودتان است. سپس آرام آرام از هر حركت و هر وضعيت بدن خود آگاه خواهيد شد. همين طور كه آگاهي شما زياد مي شود، خيلي از كارهايي كه قبلا عادت داشتيد انجام دهيد به سادگي حذف خواهند شد و بدن شما آرامش بيشتري را تجربه خواهد كرد. آرامش عميقي بر بدن تان حاكم خواهد شد و موسيقي دروني ظريفي در آن شروع به نواخته شدن مي كند.
    
 
2 – تنها ده دقيقه آن چه از ذهن تان مي گذرد را بر روي كاغذي يادداشت كنيد پس از خواندن آن متوجه مي شويد كه چه ذهن ديوانه اي داريد! به علت عدم آگاهي، اين ديوانگي در درون ما هميشه وجود دارد و هر چه را انجام م يدهيم تحت تأثير قرار مي دهد و حتي وقتي كاري نمي كنيم هم بر ما تأثير مي گذارد. يك راه خوب براي پايان دادن به ديوانگي ذهن مشاهدة‌ اين ديوانگي است. و لازم نيست شما براي تحول، كاري انجام دهيد صرف اين مشاهده يعني مشاهده چيزهايي كه از ذهن تان مي گذرد باعث مي شود افكارتان هماهنگ شده و آرامش يابد.
 
    
3 – احساسات و هيجانات خود را نيز مشاهده كنيد بدين ترتيب يك هماهنگي ميان بدن،‌ ذهن و روان شما برقرار مي شود كه اگر اين هماهنگي به دست آيد مرحلة‌ آخر خود به خود به شما هديه مي شود و آن آگاهي يافتن انسان از آگاهي خويش است و اين همان اشراق است همان سرور دروني كه هدف سير و سلوك عرفان ياست و آگاهي جاده اي است كه به اين مقصد مي رسد. اين زماني است كه شما كه مشاهده گر هستيد با موضوع مشاهده يعني هر آن چه مشاهده مي كنيد يكي شده و به مقصد نهايي مي رسيد.
 
 
 طعم سکوت را بچشيد
 
       وقتي شما به جاي دنياي بيرون به درون خود توجه مي كنيد دنياي درون را در سكوت محض خواهيد يافت. اغلب برداشت عمومي از سكوت برداشتي منفي است و معناي آن خلاء و نبود سر و صداست در حالي كه چنين نيست و سكوت لبريز شدن از نوايي است كه تاكنون آن را نشنيده ايد. سكوت رايحه اي خوش است كه تا به حال به مشام تان نخورده و نوري است كه تنها با چشمان دروني قابل رؤيت است براي همين است كه افراد بسيار كمي طعم سكوت حقيقي را چشيده اند. اين سكوت براي شما حقيقت،‌ عشق و هزاران چيز ديگر به ارمغان مي آورد.
 
 
عشق ثمره مديتيشن
 
      كسي كه مديتيشن كند دير يا زود عاشق مي شود. كيفيتي كه شايد تاكنون تجربه نكرده ايد. عشقي كه حاصل مديتيشن است در واقع يك رابطه نيست بلكه كيفيتي است كه گرداگرد شما را مي گيرد و هيچ كاري با شخص خاصي ندارد. شما عشق مي ورزيد چون خود عشق شده ايد. عشقي جاودان و هميشگي كه با عشقي كه ميليون ها زن و مرد در زندگي وانمود مي كنند به آن دچار شده اند زمين تا آسمان متفاوت است. چرا كه عشق آنها محصول ذهن آنهاست و ذهن نمي تواند محصولي جاودان داشته باشد به همين خاطر ديري نمي گذرد كه اين عشق مصنوعي باعث خستگي، يكنواختي و غرغر كردن و بهانه و دعوا بين عشاق مي شود. 
  عشق حقيقي مثل هاله اي گرداگرد شما را فرا مي گيرد و نيازي به جبران و تلافي ندارد شما آماده ايد تا فقط ببخشيد. عشق حقيقي باعث مي شود كه شما آرزوي داشتن ديگري را نداشته باشيد و فقط مي خواهيد مهر بورزيد بي آن كه مالك او باشيد. اين موضوع باعث محبت مي شود كه والاترين پديده در هستي است. عشق در لاية‌ روان و مهر در لاية‌ معنويت روي مي دهد.
 
 
تنفس پلي به سوي مديتيشن
 
 
    اگر بتوانيد نوع تنفستان را به گونه اي خاص تغيير دهيد، ناگهان به زمان حال باز خواهيد گشت.
 
    اگر بتوانيد تنفستان را به گونه اي خاص تغيير دهيد، به سرچشمة‌ حيات دسترسي پيدا خواهيد كرد.
 
    اگر بتوانيد نفستان را به گونه اي خاص تغيير دهيد، خواهيد توانست به ماوراي زمان و مكان سفر كنيد.
    اگر بتوانيد نفستان را به گونه اي خاص تغيير دهيد، در اين دنيا خواهيد بود و در عين حال وراي اين جهان را نيز تجربه خواهيد كرد.
    شادي و شعور والا و تنهايي اثرات مديتيشن
 
 
شادي واقعي
    
    خريد خانه، رسيدن به پول و چيزهايي از اين قبيل باعث خوشحالي ناپايدار در انسان مي شود اما شادي و نشاطي كه با توجه كردن به درون يعني مديتيشن به دست مي آيد كاملاٌ متفاوت بوده و پايدار است اين شادي بدون هيچ دليلي ناگهان احساس شده و هميشه در شما وجود خواهد داشت. اين شادي وابسته به شرايط يا افراد نيست به همين دليل تغيير نمي كند و هميشه با شما خواهد بود.
 
 
  شعور والا
    
    انسان باهوش براساس موقعيتي كه در آن قرار دارد با مسايل برخورد مي كند و مديتيشن تمام موانعي را كه برسر راه هوش و آگاهي وجود دارد، نابود مي كند. خوشبختانه تمام بندها در بعد ذهني وجود دارد و نمي تواند به لايه هاي عميق تر شما نفوذ كند و با مديتيشن مي توان بدون درگيري با ذهن آن را مشاهده كرد و به عنوان يك شاهد شعور خود را دوباره كشف نمود.
    
 
   تنهايي
    
    تنهايي شادي اي است كه شما فضاي خودتان را داريد و واقعا خودتان هستيد. مديتيشن يعني شاد بودن وقتي كه تنها هستيد. وقتي انسان اين توانايي را پيدا كرد يدگر براي شاد بودن به كسي يا چيزي يا شرايطي وابسته نخواهد بود. اين شادي به روز و شب و جواني و پيري، سلامتي يا بيماري ربطي نداشته و حتي پس از مرگ هم وجود خواهد داشت چرا كه اين شادي به دنياي بيروني وابسته نيست و از درون شما مي جوشد. در سفر مديتيشن شما تنها هستيد و حتي عزيزترين فرد در زندگي نمي تواند با شما همسفر شود. شما در اين حالت هيچ ارتباطي با دنياي بيرون نداشته و فقط به سكوت درون توجه خواهيد داشت. سكوتي كه مثل آواز يك پرنده زيباست…
 
 

روشهای مدیتیشن 1



1- مديتيشن تعمق مديتيشن اصولي از نوع خارجي
اين تمرين در اصل يادگيري نگريستن به چيزي بگونه اي فعال ديناميک هوشيارانه اما بدون استفاده از واژه ها مي باشد شيي را براي کار خود انتخاب نموده و در فاصله اي قرار دهيد که بتوانيد براحتي آنرا ببينيد بهتر است شيي طبيعي باشد مانند يک تکه صدف دريايي يک قطعه سنگ يا شاخه کوچک بهتر است شاخه گل نباشد استفاده از صليب يا شعله آتش هم باعث کندي پيشرفت مي شود از چيزهايي که خاطراتي دارند و ارزش سمبوليک دارند استفاده نکنيد
به ان طوري بنگريد که گويا آنرا حس مي کنيد بهتر است اول آنرا با لحظاتي با دست لمس کنيد سپس به آن بنگريد
هر بار که متوجه شديد به مسئله ديگري مي انديشيد دوباره برگرديد و به نگريستن ادامه دهيد بگونه اي فعال ديناميک و هوشيارانه بدون استفاده از واژه ها همانطور که حس لامسه در موقع لمس اشيا بدون واژه آنها را درک مي کند اما حس بينايي در موقع رويت اجسام تمايل دارد با زبان و کلمات آنرا بيان کند
اين روش بستن چرخ ذهن به يک نقطه است و در موقع تمرين متوجه مي شويم چقدر ذهن ما بي اختيار است و پيوسته در معرض توهماتي قرار دارد
براي دو هفته اول روزي دوبار هر بار ده دقيقه تمرين کنيد يا حداقل هفته اي پنج بار
پس از دو يا سه هفته مدت تمرين را به پانزده دقيقه و پس از يک ماه به بيست دقيقه افزايش دهيد
پس از آن در صورت تمايل آنرا به مدت نيم ساعت انجام دهيد يا بطور کلي از برنامه تان حذف کنيد
بايد انتظار داشت که مديتيشن هر بار با دفعه قبلي تفاوت داشته باشد يک تمرين خوب دليلي براي پيشگويي خوبي مديتيشن بعدي نمي باشد جلسات شما مي تواند خوب خسته کننده و يا حتي گاهي نااميدکننده باشد بطور کلي پس از تمرين مداوم متوجه مي شويد تمرين هاي خوب بسيار خوب و تمريناتي که خوب نيستند خسته کننده و کسالت آورند
اين نوع مديتيشن گاهي بسيار خشک و مشکل و گاهي بسيار عالي است

2- مديتيشن شمارش نفس ها از نوع خارجي است
هدف انجام کاري در زماني مشخص است يعني تنها کاري که انجام مي دهيد شمارش تعداد بازدم هاست در اين تمرين تلاش اين است حتي الامکان و بطور کامل فقط به تنفس توجه داشته باشيد و در صورت پراکنده شدن افکارتان به آرامي باز به اين فعاليت بازگرديد تا وقتي افکار و ادراک شما آگاهانه باشد به اين معني است که از دستورات اصلي اين تمرين منحرف شده ايد از اينرو بهتر است شمارش را تا عدد چهار ادامه داده سپس از يک شروع کنيد وقتي احساس مي کنيد به شمارش يا هر چيز ديگر مي انديشيد از مسير اصلي منحرف شده ايد سعي کنيد به آرامي به شمارش بازگرديد اگر احساس کرديد که تنفستان تغيير کرده اين هم ميتواند يک فرار ذهني باشد

3- مديتيشن حباب مديتيشن اصولي از نوع دروني است
تصور کنيد بسيار آرام و راحت د رکف درياچه اي با آبي زلال نشسته ايد مي دانيد که حبابهاي بزرگ چقدر آرام تاسطح آب بالا مي آيند انديشه احساس و درک خود را چون حبابي در فضاي دريا تصور کنيد که از اين فضا عبور کرده و از آن خارج مي شود براي کامل کردن اين مرحله از پنج تا هفت يا هشت ثانيه وقت لازم است وقتي فکر يا احساسي در شما پديد مي آيد در همين مدت بسادگي آنرا مي بينيد تا وقتي از آب گذشته و از فضاي ديد شما خارج شود سپس تصور حباب دوم را شروع کنيد و در همان مدت آنرا دنبال نماييد در پي کشف دنبال کردن يا همراهي با يک حباب نباشيد تنها آنرا با اين فکر ببينيد که اين چيزيست که من مي انديشم و احساس مي کنم اگر همان حباب چندين بار بالا آمد مديتيشن را قطع نکنيد با ادامه تمرين اين مسئله برطرف مي شود
اگر نمي توانيد ارتباط بين حبابها يا منشا افکار خود را ببينيد نگران نشويد
با ادامه دادن اين اصول ذهني اين مسايل بر طرف مي شود
اگر به نظرتان رسيد که ذهنتان کاملا خالي شده بدانيد اين احساس خود حبابي بسيار خوب است
بجاي تصور نشستن در کف درياچه و حباب هوا
مي توانيد تصور کنيد در چمنزاري نشسته ايد و دودهايي که از اردوگاهي بر مي خيزد را مي نگريد
همچنين مي توانيد تصور کنيد کنار رودخانه اي نشسته ايد و گاهي الواري روي آب شناور مي شوند
پس از آزمايش يکي از آنها را انتخاب و براي دو هفته اول ده دقيقه در روز کافي است بعد از دو هفته آنرا به روزي بيست دقيقه افزايش داده و پس ازيک ماه اگر آنرا مفيد ديديد آنرا به نيم ساعت برسانيد و در پايان اين دوره تصميم بگيريد که اين روش را چگونه در برنامه مديتيشن خود بگنجانيد

4- مديتيشن تراودا اين مدتيشن اصولي ترکيبي از روشهاي دروني و خارجي است
اساس اين روش تعمق و تامل بر حرکات موزوني است که خود به خود در جسم ايجاد مي شوند
مکان يا وضعيتي راحت را يافته دستهاي خود را روي سينه يا شکم قرار دهيد بسياري از افراد ترجيح مي دهند اين تمرين را به حال نشسته روي زمين انجام دهند اما نشستن روي يک صندلي راحت نيز مطلوب است انگشتان خود را کاملا باز کنيد بطوري که يکديگر را لمس نکنند دستهاي خود را هم باز کنيد حرکات سينه و شکم را که زير انگشتان اتفاق مي افتد بايد کاملا حس کنيد فعالانه مشاهده و با قدرت بررسي کنيد هرگاه حس کرديد در حال تفسير ادراک خود با استفاده از کلماتيد متوجه باشيد از اصول مديتيشن منحرف شده و بايد به آرامي دوباره خود را به جاي اصلي بازگردانيد همچنين اگر تغييري در حرکات تنفسي خود احساس کرديد يا انديشه شما به اتفاقاتي که در درونتان مي گذرد کاملا متمرکز شد فورا به جاي اوليه برگرديد اصولا تمام موارد شبيه به مدتيشن هاي قبل است با اين تفاوت که به جاي چشم از انگشتان و بجاي شي طبيعي از حرکات منظم جسم خود استفاده مي کنيد
دو هفته اول را با پانزده دقيقه در هر جلسه آغاز کنيد پس از پايان اين مدت در صورتي که حس کنيد برايتان مناسب نيست آنرا بکلي قطع کرده و در عير اين صورت زمان آن را براي هفته سوم و چهارم به بيست و پنج دقيقه افزايش دهيد پس از يک ماه مي توانيد تصميم گرفته و در صورت مفيد بودن اين روش آنرا در برنامه مديتيشن خود مورد استفاده قرار دهيد

5- مديتيشن نيلوفر هزار برگ مديتشن اصولي از نوع خارجي
در اين تمرين شما به عنوان مرکز نيلوفر کلمه ايده يا تصويري را انتخاب مي کنيد
بهتر است براي اولين جلسه تمرين به مدت ده يا پانزده دقيقه واژههايي چون گل عشق آرامش نور رنگ سبزه درخت خانه را انتخاب کنيد تا احساس خوبي در شما ايجاد شود پس از تمرينات زياد از واژههايي مانند عصباني فرياد غم ضربه درد استفاده کنيد در اين صورت احتمال نا خوشايند بودن آنها به مراتب کمتر از اين است که از ابتدا با چنين کلماتي تمرين کنيد زيرا در استفاده از اين کلمات گاهي احساس ترس و وحشت و نگراني بوجود مي آيد کلماتي مانند پوچ بيهوده هيچ حداقل تا بعد از بيست جلسه نبايد مورد استفاده قرار گيرد تا دچار افسردگي و حالات ناخوشايند نشويد وقتي با اين روش بخوبي اشنا شديد مي توانيد هر واژه تصور يا ايده اي را به عنوان مرکز اين گل انتخاب کنيد
هرگاه واژه اي را بعنوان مرکز گل انتخاب کرديد در مکاني آرام و راحت قرار گرفته و روي آن تامل کرده و منتظر بمانيد در آن لحظه اولين کلمه در ذهن شما تداعي مي شود اکنون به دو کلمه اي که با اولين گلبرگ با هم ارتباط يافته اند سه يا چهار ثانيه بينديشيد يا متوجه دليل اين تداعي مي شويد يا خير در هر دو مورد کاري جز توجه مجدد به مرکز اصلي نداريد مسير گلبرگ تداعي سه يا چهار ثانيه تفکر روي آن و رابطه آن در مرحله بعدي مي باشد دوباره به کلمه اصلي برگرديد و منتظر تداعي بعد شويد و به اين روش ادامه دهيد اين تمرين تداعي آزاد نيست چون هميشه شما به کلمه اصلي به عنوان مرکز نيلوفر باز مي گرديد و باز از همان جا شروع مي کنيد اينجا اين مديتيشن را با يک سري تداعي هاي کوتاه نشان مي دهيم به عنوان مرکز گل کلمه نور را انتخاب مي کنم اولين تداعي من خورشيد است به مدت سه يا چهار ثانيه به رابطه نور و خورشيد و رابطه بين اين دو واژه مي انديشم مفهموم اين ارتباط را فهميده دوباره به کلمه نور بازمي گردم دومين تداعي قرمز است به اين دو کلمه سه يا چهار ثانيه فکر مي کنم مفهوم ارتباط را درک و دوباره به کلمه نور باز مي گردم تداعي بعدي تاريکي است آنرا فهميده و پس از سه يا چهار ثانيه دوباره به کلمه نور مي انديشم تداعي بعدي چتر است ارتباط بين نور و چتر را درک نمي کنم پس از سه يا چهار ثانيه به واژه نور برمي گردم تداعي بعدي لامپ است اين تداعي قابل درک است پس از سه يا چهار ثانيه به کلمه نور برگشته و تمرين را به اين ترتيب ادامه مي دهم
اگر به يک سري کلمات غير قابل درک برخورديد بازهم پس از مدت کوتاهي مکث دوباره به واژه اصلي بازگرديد مطمئنا اين بار کلمات روشن تر و داراي ارتباط بيشتري خواهند بود در صورتيکه اين مديتيشن را ادامه دهيد مشاهده مي کنيد بينش شگفت آوري از زندگي دروني خود بدست آورده ايد هرچند اين بصيرت بسيار خوب و مفيد است اما نباد هدف اصلي مديتيشن قرار بگيرد
پس از اينکه حداقل ده تا پانزده بار اين تمرين را انجام داديد گاه حس مي کنيد که اين بينش بدست آمده و در حل مسائل خاصي بسيار مفيد است پس از کسب تجربه کافي مي توانيد از اين روش براي حل مسئله اي که با آن درگيريم استفاده کنيم براي اينکار کافي است همان مسئله را به عنوان مرکز گل انتخاب کنيم
اين تمرين را با ده دقيقه در روز به مدت دو هفته شروع کنيد براي هفته سوم و ماه اول آنرا به بيست دقيقه تا نيم ساعت افزايش دهيد پس از پايان اين مدت در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه مديتيشن خود تصميم بگيريد