همستاره 2

 

اگر خواهی بدانی که دو شخص بهم می رسند یا نه اسم طالب و اسم مطلوب و مادر طالب و مطلوب را در حساب ابجد صغیر در آورو ببین چند می شود و یک بیست اضافه کن به طالب و یک بیست اضافه کن به مطلوب و 30-30 طرح کن ببین چقدر می ماند بعد در لوح فراق و وصال نگاه کن تا معلوم شود .

 

لوح وصال                                                                                        

1

2

4

6

7

10

13

14

17

21

18

29

27

25

22

 

 

لوح فراغ

3

5

8

9

11

12

15

16

19

20

23

24

26

28

30

 

از کتاب ادعیه و ادویه (صفحه 207) 

 

همستاره


ابتدا نام و نام مادر مرد و نام و نام مادر زن را به حروف ابجد دربیاورید و سپس همه آنها را با هم جمع کنید و بر ۵ تقسیم نمایید. اگر باقیمانده یکی از اعداد زیر شود طالع چنین است.

۱ - ۳ - ۵: این دو به هم می رسند و ستاره آنها جفت می باشد و تا آخر با هم زندگی می کنند.
۲-۴:این دو نفر به هم نمی رسند و ستاره آنها جفت نمی باشد و تا آخر با هم زندگی نمی کنند.
۰:یک طرف از خانواده طرفین با ازدواج موافق نمی باشد و ستاره آنها به طور قطعی جفت نمی باشد و تا آخر زندگی خانواده طرفین همیشه باهم به طور قهر می باشند.

مثال:
اول آقای : (م ح م د ) زاده (م ر ی م )
دوم خانوم : (ف ا ط م ه ) زاده ( ب ت و ل )
اول آقای : (40 8 40 4 ) زاده (40 200 10 40 )
دوم خانوم : (80 1 9 40 5 ) زاده (2 400 6 30 )
جمع عدد محمد 92 + جمع عدد مریم 290 و جمع خانم فاطمه 135 + جمع عدد بتول 438
995=382+573
مجموع چهار اسم بالا برابر است با 955 ،اکنون 955 را تقسیم بر 5 می کنیم.(تقسیم را تا دو رقم ادامه بدید.)
با قیمانده تقسیم بالا 5 می گردد و معلوم می شود که ستاره این دو نفر با هم جفت است و به هم می رسند و موفق به ازدواج می شوند

 

چـهره خـوانـي "

 

 
 به اين مـعـنـا است كه شما فـقــط با با نگاه كردن به صورت اشخاص پي بـه خـصـوصـيات اخلاقي و شخصيتي او ببريد. چـهره خـوانـي توسـط مردم در اعصار مختلف انجام شده است.شـناخـتـن افراد تنها از روي خصوصـات ظـاهـري آنها مساله بسيار جالبي است. نـكات ظـريف و دقيـق و پيچيدگيهاي بسياري در علـم چـهـره خـوانـي وجـود دارد ولي ما در اينجا به بيان نكات اصلي تر و مهمتر آن بسنده مي كنيم.
 
 چهره خواني چيست؟
 
بشر در طول قرون متمادي سعي نموده تا با پيوند زدن خصـيصـه هـاي صـورت افـراد بـه شخصيتي،  متوجه  افكار و درون ديگران شود. با گـذشـت سـالها علم چهره شناسي نيز گسترش يافته و به شاخه هاي مختلف تـقسـيم شـده است. بـراي مثـال "متوپوسكپي" علم پي بردن به سيرت و درون آدمي از روي خطوط روي پيشاني است.
 
"فرنولوژي" علم جمجمه خواني و مطالعه طرز تشكيل جمجمه ميباشد كه به بنا نهادن شخصيت و اميال ذاتي و رواني افراد كمك مي كند.
 
"فيزيـوگـنومي" يا عـلم چـهره شـنـاسي، موضوعي است كه ما به آن خواهيم پرداخت. اين علم به ما مي آموزد كه چگونه از روي چهره افراد پي به شخصيت آنها ببريم.
 
امروزه دانشمندان به چنين علومـي، "شـبـه علـوم" اطـلاق كرده و بـهاي زيـادي بــه آن  نمي دهند و هـمانند عـلومي مانـنـد "طالع بـيني" به آنها مي نگرند: اثبات نشده ولي بيضرر. با اين وجود هنوز بسياري از مردم چهره خواني را راهي مطمئن براي قضاوت در مورد افراد مي دانند. چيزي كه اهميت دارد اين اسـت كـه چـهره را بصورت كامل و دقيق مورد تجزيه و تحليل قرار داده و تا رسيدن به همه حقايق از قضاوتهـاي شـتابزده اجتناب كنيم.
اكنون گذري مي كنيم بر نكات بنيادين چهره خواني و چگونگي تشخص شخصيت افراد:
 
شكل صورت
 
دراز و كشيده: افرادي كه داراي چنين صورتي هستند عموما" داراي صـبر و تحمل زياد بوده و توانايي حل مشكلات در آنها بيشتر است. جـذابـيـت و خوش تركيب بودن افراد با چنين صورتي نشانگر اين است كه آنها معمولا كارهاي خـود را نـيـمـه تمام رها نكرده و عادت به انجام امور بطور تمام و كمال دارند. 
گرد: اين شكل دلالت بر اميدواري زنده دلي و انرژي دارد. اينگونه افراد مي تـوانند اتاقي دلگير و ساكت را به بمبي از خنده و شادي تبديل كنند. 
پهن: اينگونه اشخاص بردبار و مهربان و معمولا افراد روشنفكري مي باشند. 
مربعي: طرفدار استقلال فردي و فردگرايي، سختـكوشـي بـراي دسـتـيـابي بـه آرزوها، زيركي و فعال بودن از ويژگيهاي اين افراد محسوب مي شود.
 
 
پيشاني
 
صاف: كسانيكه كه داراي خطوط در پيشاني نيستـنـد، افـرادي انديشمند و هميشه در حال تفكر مي باشند و در تصميم گيريها سريع و منطقي عمل مي نمايند. 
 
چروكيده: وجود خطوط در سطح پيشاني نشان مي دهد  كه ايـنـگونه افراد به سرعت هيجان زده و احساساتي شده و سريع آشفته و پريشان حال مي گردند.
 
 
چشم
 
رمانها، داستانها و اشعار بسيار زيادي در مورد چشم و ارتباط آن با خصوصيات روحي و رواني انسان نوشته شده است. چشمها هيچگاه دروغ نمي گويند؛آنها بيانگر احساس دروني و واقعي ما مي باشند.
 
اضطراب: اگر مابين عنبيه و پـلك پـاييني هـر دو چشم مـقداري سفيدي وجود داشت، آن شخص انساني مضطرب و نگران است.
 
 تندخويي: اگر بالاي عنبـيه بخشي سفيد رنگ وجود داشت، علاوه بر استرس نشانگر تندخويي و پرخاشگري در فرد است.                                                                    
 
روان پريشي: چنـانچه دور تا دور عنبيه را سفيدي فرا گرفته باشد، نشانگر عدم تعادل و پايداري روح و روان فرد خواهد بود. 
 
شادي: وجـود خـطوط كـوچـك در خـارج از چـشمها حاكي از خنده رويي و شادبودن فرد مي باشد.
 
 
ابرو
 
صاف: صافي و مستقيمي ابروها نشانگر انديشه، تفكر و ايده گرايي فرد مي باشد.  
 
 كماني: افرادي كه داراي ابروهاي خميده و كماني هسـتند از حـكايـتـها و داسـتـانـهـاي واقعي لذت مي برند.                
                                                                     
 باريك: اينگونه افراد معمولا داراي اعتماد به نفس اندكي مي باشند بخصوص اگر ابـروي آنها بجز باريكي، بالا و گرد نيز باشد.                                                                
 
 پيوسته: پيوستگي ابروها نشانگر اين است كه فرد دائما" در حال تفكر و انديشـه بـوده و ايده هاي جالبي در سر دارد.
پلك
 
كوچك: اگر فاصـله بـين بالاي پلك و مژه كم باشد بيانگر اسـتقلال فرد مي باشد و اينكه آن فرد حتي ممكن است بصورت ارادي خودش را به ديگران نزديك نكند.                  
 
بزرگ: بزرگ بودن پلك دلالت بر وابستگي شديد فرد به ديگران دارد.
بيني
 
كوچك: گفته مي شود اشـخاصي كه بـيـني كـوچـك دارنـد ذاتـا" افـرادي ضعيف و اغلب غيرقابل اتكا بوده و در تصميم هايشان استوار و ثابت قدم نمي باشند.                     
 
 بزرگ: بزرگي بيني نشانه ابتكار و عزم و اراده مي باشد. يك شـخصـيت قـوي كه اثرش را برجاي خواهد گذاشت. 
                                                                           
 تيز: تيز بودن نوك بيني نشانگر اين است كه فرد خود را مقيد به رعـايـت آداب و رسـوم ندانسته و با اطرافيانش به راحتي برخورد مي كند. ايـنگونه افراد خـود را بـاور داشـتـه و بي باكانه و متهورانه خود را به ديگران نزديك مي كنند.      
                                   
 عقابي: خودخواهي، دودلي و حساس بودن از جمله ويژگيهاي كساني است كه داراي چنين بيني مي باشند.
 
 
گوش
 
كوچك:  كوچكي گوش نشانه تزلزل و احساس نا امنـي در افـراد اسـت هر چند اينگونه افراد مي دانند كه چه مي خواهد و معمولا" سخت كوش و كاركن هستند.                
 
 بزرگ و دراز: اين قبيل افراد معمـولا انـعـطاف پـذيـر نـبـوده و به سـختي آرام و بي خيال ميشوند.                                                                                                    
 
 پرمو: افرادي كه داراي گوشهايي پرمو هـستند مـعـمـولا وسـواسـي و نـكـته بين بوده و وقت زيادي را براي چيزهاي بي اهميت تلف مي كنند.
 
 
گونه
 
برجسته: برجسـتـگي گـونه نشـانگر قـدرت، انـرژي و اعـتماد بنفس است. كساني كه داراي گـونه بـرـسته مي باشند تمايل بيشتري براي پذيرفتن اشتباهات ديگران دارند.  
 
 گود: علاوه بر جذابيت و زيبايي دليلي بر خوش مشربي و سازگاري فرد مي باشد.
 
 
چانه و فك
 
فك چهارگوش: افـراد با فـك چـهار گـوش و مـربعي انـسانهاي تـسخير ناپذير و سركش مي باشند. آنها توانايي تبديل روياهايشان به واقعيت را دارند.                        
 
چانه هاي برآمده: اينگونه افراد، اشـخاصي خود ستـا بوده و تصـور ميكنند هيچ چيزي جز خود آنها اهميت ندارد و جز خودشان حرف كس ديگري را قبول نداشته و خود را عقل كل مي دانند.
 
 
لب
 
قلوه اي: لبهاي قلوه اي علاوه بر زيباتر نمودن صورت،نشانه بخشش و گشاده دستي مي باشد. معمولا اينگونه افراد تمايل دارند در مورد خودشان صحبت و گفتگو كنند.       
 
نازك: نازك بودن لب بيانگر خويشتن گرايي ذاتي در اشخاص است.                       
 
لب بالايي نازك پاييني قلوه اي: نشانه اين است كه فردي متـقـاعد كنـنـده و مـجاب كننده مي باشد.
 
 
مطلب آخر
 
چهره خواني يك علم دقيق و ثابت شده نيست و حتي با گذراندن دروه هاي آموزشي دقيق و پيشرفته نيز نمي توان بطور قطع در مورد شخصيت و درون افراد صــحبت نمود. نتايج شما در سنجش شخصيت، بستگي به تعداد فاكتورهاي مورد تحليل قـرار گرفـته دارد ولي با بـياد داشتن نكات ذكر شده مي توانيد قبل از صحبت كردن با افراد تا حدي متوجه شخصيت آنها شويد.
 

 

در بیان علم قیافه شناسی


در بیان علم قیافه شناسی

فلاسفه و حکماء از جوارح انسانی برای دریافت کردن اخلاق حسنه و صفات سیئه استفاده کرده اند. و با تجربه دریافته ند که هر عضو از اعضاء ظاهری نشانه ای است از صفات باطنی.

بر صداقت اینمق الّا عمر و کل شِبَر فتنه الّا علی».
البته این حدیث علم این حدیث را ذکر کرده اند:
« کل طویل اح به گونه دیگری هم نقل شده است:
« کل طویل احمق الّا احمد و کل قصیر فتنه الّا علی».
حکایت:
گویند مردی در کتاب خواند که ریش دراز نشانه حماقت است. ریش خودش خیلی دراز بود، به همین دلیل ریشش را در دست گرفت و جلوی چراغ برد تا زیادی ریشش بسوزد. وقتی شعله در گرفت تمام ریشش بسوخت. همین کار او نشانه حماقتش بود!؟


************ علامات *************


سر بزرگ نشانه عقل و سخاوت است. کوچکی و ناهمواری سرنشانه حماقت و جهالت است.
پیشانی بی شکن نشانه بدنفسی و تکبّر و گزافست. پیشانی متوسط با چین و چروک نشانه صدق و محبّت و تدبیر است. و ناصیه تنگ دلیل نادانی و جبن و عسرت و افلاس است. شکن پهن و ناصیه بلند دلیل غصه و غمناکی است. برخی گفته اند که خطوط شکن نشانه زیادی عمر است. یک خط نشانه ده سال و دوخط نشانه بیست سال و ....
مژه بزرگ و دراز و کشیده نشانه زشتی و تندخویی و غرور و جهالت است. ومژه گنجان(جمع و جور) نشانه الفت و مهربانی وعلاقه به جنس مخالف است. مژه متوسط و سیاه نشان فهم و ریاضت و سخاوت و لطافت مزاج است.
ابرویی که از طرف بینی باریک باشد نشانه نزاع و فتنه انگیزی است. وابروی بلند نشانی ابلهی و غرور است.
چشم سیاه و بزرگ دلیل سستی و کاهلی است و چشم خورد دلیل سبکساری و کم فهمی است. و متوسط نشانه وها و حیاست. چشم مایل به سمت داخل نشان تکبّر و بدی و خیانت و برجسته نشانه بیحیایی و بخل است. چشم پرّان دلیل مکر و حیله و دزدی است. سرخی زیاد و بی درد چشم دلیل کثرت عمر و شجاعت است. چشم ازرق(کبود) بدترین چشمها است و دلیل بخل و بی حیایی و بی همّتی می باشد.چشم سبز و کوچک و لرزان دلیل مکر و حیله و شهوت بسیار است. چشم گول نشانه نحوست است. چشم مایل به درازی نشانه نیکبختی و مبارکی است. و چشم دراز نشانه اخلاق جمیله است.
گوش بزرگ نشانه خوبی و قوّت حافظه و طول عمر و تند خوئی در بعضی اوقات است. گوش خورد(کوچک) نشانه جهالت و نادانی است. گوش متوّسط نشان عقل و دانائی و نیکبختی است. گوشت پر گوشت نشانه دولت و ثروت است.
بینی باریک دلیل سبکی عقل است و پهن و فراخی سوراخ بینی نشانه غلبه شهوت و غضبناکی است. بینی خمیده به طرف چپ نشانی نفاق و شرارت است. بینی بزرگ و دراز و نوک خمیده مانند نوک طوطی دلیل دولت و گشادگی رزق است. بینی متوّسط در بلندی و پستی و فراخی و تنگی دلیل صحّت حواس باطنی است و کمر پست نشانی افلاس است.
لب دراز نشانه حماقت و غلاظت طبیعت و کینه ورزی است. ولب باریک نشانه فهم و لطافت مزاج. سرخی لب نشانه نیکبختی و خوش اصلی و سبزی و سیاهی نشانه بدنفسی و بداصلی است و سفیدی لب نشانه مرض و بیماری است.
دهن گشاد نشانه شجاعت و تنگ دلیل هراس است. فراخی دهن برای زنان نشانه زیادی شهوت است.
دندان بزرگ دلیل شرارت و دندان کوچک و متفرق نشانه صحت بدن است. دندان کج و ناهموار نشانه مکر و حیله و خیانت و دندان ناهموار و متوسط نشانه نیکبختی و امانت و عدالت است. تعداد ۳۰ تا ۳۲ دندان نشانه دولت و فراخی و کمتر از ۳۰ دلیل افلاس است.
کام و زبان سرخ دلیل نیکبختی و سیاه و زرد نشانه نحوست و زشتی و بدخوئی است.
چانه(زنخ) کمی باریک نشانه نیکخوئی و پرگوشت نشانه جهالت تکبّر و فخر است. و چانه متوسط نشانه عشق؟ و هنر است.
گردن کوتاه نشانه مکر و خیانت و گردن دراز و باریک دلیل جبن و حماقت است. خطّی که در میان گردن باشد نشانه درازی عمر و هنرمندی است. و سه خط نشانه دولت است.
چهره فربه دلیل کاهلی و جهل و نسیان و سخت مزاجی وخشک وکم گوشت نشانه خباثت باطن است و متوسط نشانه نیکخوئی.وزردی چهره نشانه بدی ومرض باطن است.
ریش کوسه دلیل زیرکی و دانائی و گول نشانی وقار وتمکین ودراز نشانه حماقت و پرموئی ریش نشانه بلادت(کندذهنی) و عبادت است.
کتف لاغر دلیل بدسیرتی و کتف پر مو نشانه بی دولتی است. کتف صاف و متوسط دلیل عقل و دولتمندی و سعادت و لطف و فراخی
بازوی دراز و بغل پرگوشت نشانه نیکبختی و فراخی روزی وبازوی خرد و بغل خشک نشانه بیدولتی است.
سینه گشاده و پرگوشت نشانه نیکبختی و تنگ و صاف نشانه نحوست و بدبختی است.
پستان فربه نشانه دولت واولاد است.و کوچک نشانه نخوست و بدبختی و جهل است.
شکم بزرگ علامت حماقت و میانه نشانه بزرگی عقل و تیزی هوش است. خط روی شکم نشانه مرگ بوسیله شمشیر است. دو خط نشانه خوش صحبتی با زنان است. سه خط نشانه عقل و هوش و چهار یا پنج خط نشانه اقبال است.
ناف بزرگ و گول نشانه دولت و سخاوت است.
پشت پهن دلیل قوّت غضب و تکبّر و پشت کج نشانه بداخلاقی و پشت دراز نشانه نحوست و متوّسط دلیل سعادت است.
رنگ سرخ آتشین دلیل زودرنجی و در کار تیزی کردن و رنگ سبز نشانه بدی باطن و رنگ سرخ و سفید نشانه اخلاق مبارک است. رنگ سرخ مایل به سیاهی نشانه بداخلاقی و گندم گون نشانه اخلاق حسنه ودانائی و ادراک و نیکبختی است.
نرمی بدن نشانه قوّت فهم و لطافت طبیعت و سختی بدن نشانه قوّت بدن و بزرگی طبیعت وصنعت فهم؟
پوست نرم و باریک نشانه مبارکی و نیکی است.
موی سخت دلیل شجاعت واستقلال و بسیار نرم دلیل ترسیدن است. کثرت موی بر سینه و شکم دلیل کم تیگی؟ و کمی موی نشانه لزافت و دانائی است. موی بیرنگ نشانه حماقت و موی میگون نشانه شجاعت است. موی متوسط از لحاظ سیاهی و سختی و نرمی نشانه عقل واعتدال.
صدا وآواز بلند نشانه بهادری و نرم و باریک نشانه اخلاق نیکو و آواز غنّه(از توی بینی) دلیل تکبّر و غرور است. آواز ناخوش دلیل حماقت و بداصلی و سخن تیز گفتن نشانه بدخلقی و سخن در حالت دست زدن گفتن نشانه دانائی است.
خنده به قهقهه دلیل سفاهت وبی حیائی و تبسّم دلیل حیا و وقار و تمکین و خوش اخلاقی است.
قد بلند نشانه حماقت و قد قصیر نشانه فتنه انگیزی و قد دوتا نشانه کینه وعداوت و قد میانه نشانه حکمت و دانائی است. قد مناسب را یکصد و بیست انگشت؟ گفته اند وکمتر یا بیشتر از این خوب نیست.
راه رفتن کسی اگر دراو کجی باشد، دلیل این است که بدگوی بزرگان گردد. آنکه در رفتن سرین را حرکت دهد دلیل بیماری اینه؟ است. تیز و تند رفتن دلیل قهر و غضب جهالت است. به آهستگی دلیل غمناکی است. پاها را محکم بر زمین زدن نشانه بدبختی و قد دراز دلیل جهالت و حماقت است.
کف دست پرگوشت نشانه دولت و رنگ سرخ دلیل دولت و خوبی و پاکی طبیعت فرد است. زردی کف دست نشانه فسق و فجور است. سفید وسیاه بودن نشانه بدبختی است. خطوط خیل زیاد و خیلی کم زبونند وتعداد متوسط نشانه سعادتمندی است.
انگشتان دراز نشانه طول عمرند و باریک ونرم نشانه نیکبختی. فربه و کج وسخت نشانه بدیختی است. اگر هنگام کنار هم گذاشتن انگشتان سوراخ ظاهر شود نشان بیدولتی و اگر شوراخ ظاهر نگردد نشانه دولت است.
ناخن سرخ رنگ نشان علم و عقل ودانائی است. ناخن زرد وسیاه دلیل پریشانی و افلاس وبدبختی است.
ذکر(آلت) کج نشانه فسق و فجور است. وراست نشانه صلاح وراستی. زیادی رگ روی آلت نشانه عسرت وافلاس است.
بیضه(خصیه) یکی بزرگ ودیگری خرد نشانه تمایل جنسی و شهوت زیاد است. اگر بیضه راست کوچک باشد نطفه وی دختران زاید و اگر چپ خورد باشد پسران زاید. برخی گفته اند که دراوّل دلیل ودر آخیر فسق و فجور است.
ران فربه وچاق نشانه شهوت و ران بزرگ و کم مو نشانه دولتمندی است. موی دراز بر ساق نشانه تنگدستی و محرومیت از سواری و ساق دراز نشانه تکبّر و دشمنی است. ساق بسیار خورد نشانه افلاس و متوسط دلیل شجاعت و سخاوت و نیکبختی است.
کعب(قوزک)های پا اگر پرگوشت باشد نشانه آسودگی و مو روی کعبین نشانه قلّت اولاد است. یک کعب بزرگ و دیگری کوچک نشانه حبس و زندان زیاد و یکی خورد و دیگری گول؟ نشانی دولت است. یکی بلند ودیگری کج دلیل غمناکی وافلاس است.
پاشنه خورد و ملایم نشانه توانگری و بزرگ و کج نشانه سختی است. پاشنه پرگوشت و در وقت حرکت پنهان داشتن نشانه دزدی او است.
پشت پا بلند با موی کم نشانه نیکی و سعادت و مبارکی است.
کف پا زرد وسیاه نشانه قلّت اولاد وفسخ و فجور است. و کف پای بدون خط دلیل بر محرومی از سواری و کف پای سرخ ونرم دلیل عقل و دولت است. نشان بیرق و ناقوس در کف پا نشانه دولت ودبدبه است.
انگشتان پا دراز و باریک نشانه تیزفهمی و کوتاه و سطبر نشانه کم فهمی است. انگشتان متصل به هم نشانه نیکی وخوبی و متفرّق دلیل زبونی است. سبّابه پا(اشاره)بزرگتر از ابهام(شست) نشانه نیکبختی و ازدواج بسیار است، که درعقد او بمیرند. اگر انگشت مذکور کوچک باشد نشانه این است که قبل از زن بمیرد. اگر ابهام بسیار عریض وبزرگ باشد نشانی سفر بسیار است. اگر تمامی انگشتان پا کوچک باشند نشانه بداصلی است.
ناخنهای پا زرد و سیاه نشانه بیماری است. وسرخ و صاف دلیل هنر و دانائی


نقل از: کتاب کنزالحسینی

 

علم الاسماء يا علم اسامي

با سلام

قبل از مطالعه این مبحث ، تذکر این نکته ضروری هست که نام و تغییر نام در صورتی میتواند در زندگی فرد تاثیر داشته باشد که همراه با ایمان و عمل صالح و تلاش و کوشش و دانش باشد در غیر اینصورت ، بهترین نامها روی افراد بی ایمان و بیکاره و بیعاره و جاهل و نادان ، نمیتواند تاثیری در روند زندگی او داشته باشد که در این مقاله هم اشاره شده به این صورت که در انتهای توضیحات هر گروه تذکر داده شده که در کنار افراد حادثه ساز قرار نگیرند . این افراد حادثه ساز همان کسانی هستند که ایمان سست و ضعیفی دارند و تلاش و کوشش آنها کافی نیست و فاقد دانش و بینش هستند یا مقدار آن کم و ناچیز و ناقص هست. و این حادثه سازی ربطی به نام آنها ندارد ، چه بسا نامهای مذهبی و نیکو و حسنه و بسیار زیبا هم داشته باشند پس نام آنها حادثه ساز نیست . این اعمال و ایمان و افکار آنهاست که حادثه آفرینی میکند و آنها در کنار هر فردی قرار بگیرند برای آنها هم مشکل ساز میشوند

مطالبی که در زیر آورده شده صرفا جهت اطلاع و آگاهی درج شده و صد در صد تایید نمیشود چون منبع آن مشخص نیست و صحت و سقم آن مورد تردید است

علم الاسماء يا علم اسامي يا همان علم نام شناسي (NAMEOLOGY) برمبناي عدد نام شخص و مادر افراد را به چهار دسته اصلي ويا به عبارتي 12 دسته فرعي تقسيم ميكند قوانين علم اسامي حاكي از اين است كه نام هر شخص تاثير مستقيم بر شكل گيري شخصيت و سرنوشت وي دارد و نوع زندگي شخص را تعيين ميكند.

اين علم افراد را به چهار دسته شخصيتي حادثه ساز – طبقه كم درآمد – طبقه عرفاني – وطبقه اشرافي تقسيم ميكند كه هر كدام از اينها به سه دسته عالي (خوش شانس) – عادي – و متضرر تقسيم ميشوند .بنابر اين 12 تيپ شخصيتي و سرنوشتي را براي نام افراد معرفي و تبيين ميكند.

زماني كه نام را در فرمول محاسباتي مربوطه قرار ميدهيم ميبينيم كه دقيقا آنچه خروجي اين فرمول است با آنچه واقع است يكي است و موجبات شگفتي را فراهم ميكند.

این فرمول محاسباتی به دو گونه است یک روش تقسیم بر 4 میشود و یک روش تقسیم بر 12

روش تقسیم بر 4 :

عدد اسم شخص و مادرش را بر 4 تقسیم میکنند .
باقیمانده صفر : اشرافی
باقیمانده 3 : عرفانی
باقیمانده 2 : کم درامد
باقیمانده 1 : حادثه ساز

که در این روش دیگر وارد جزئیات نمیشود که مثلا اشرافی عادی هست یا عالی ، عرفانی عالی هست یا عادی ، حادثه ساز عالی هست یا عادی والخ

روش تقسیم بر 12 :

وقتي كه نام شخصي طبق محاسبات در يكي از دسته هاي 12 گانه قرار ميگيرد مشخصه هاي آن دسته را ميتوان در آن شخص يافت.

اين دسته ها به ترتيب شرافت وبرتري بر ديگر دسته هاي سرنوشت و شخصيتي بدينگونه اند :


1- اشرافي عالي
2- اشرافي عادي
3- عرفاني عالي
4- عرفاني عادي
5- كم درآمد عالي
6-کم درآمد عادی
7- اشرافي متضرر
8- عرفاني متضرر
9- كم درآمد متضرر
10- حادثه ساز عالي
11- حادثه ساز عادي

12-حادثه ساز متضرر

بنابراين دسته بندي مشاهده ميكنيد كه حادثه ساز متضرر بدترين دسته و اشرافي عالي برترين دسته.

روش تقسیم بر 12 در واقع طالع برج های فرد را نشان میدهد
که میگویند باقیمانده تقسیم عدد اسم ( فرد + مادرش ) تقسیم بر 12 نشان دهنده طالع ان شخص میشود .
مثلا اگر اسم باقیمانده 3 بشود میگویند طالعش جوزا یا خرداد است اگر 1 بشود میگویند حمل یا فروردین است که باید عدد طالع اسم انتخابی با عدد ماه تولد یکی باشد که با ان فرد سازگار باشد .

نحوه محاسبه

حتما اسم كامل شناسنامه اي بايد محاسبه شود

اسم شخص مورد نظر را به همراه اسم مادر او ( اسم ثبت شده در شناسنامه ) بر اساس حروف ابجد به عدد تبديل و با هم جمع نموده و بر عدد 12 تقسيم مي نمائيم باقيمانده جواب مورد نظر ماست .
مثال: نام شخص علي و نام مادر زينب مي باشد.

علي ـ 70+30+10=110
زينب ـ 7+10+50+2=69

جمع دو اسم 179 مي باشد حاصل جمع را تقسيم بر عدد 12 مي نمائيم باقيمانده تقسيم 179 بر 12 مي شود 14 و اعشار که 14 را ضربدر 12 میکنیم میشود 168 و این عدد را از 179 کم میکنیم باقیمانده میشود 11 که نشان میدهد این فرد جزو دسته حادثه ساز عادی هست ( یعنی نوع حرف زدنش و اعمال و رفتارش باعث ایجاد حادثه میشود )

جدول حروف ابجد براي محاسبه نام فرد و مادرش :

ابجد كبير :

(الف =1 )،(ب = 2 ) ، ( ج = 3 ) ، ( د = 4 ) ، (ه = 5 ) ، ( و = 6 ) ، ( ز = 7 ) ، ( ح = 8 ) ، ( ط = 9 ) ، ( ي = 10 ) ،( ك = 20 ) ،( ل =30 ) ، ( م = 40 ) ، ( ن = 50 ) ، ( س = 60 ) ، ( ع = 70 ) ، ( ف = 80 ) ، ( ص = 90 ) ، ( ق = 100 ) ، ( ر = 200 ) ، ( ش = 300 ) ، ( ت = 400 ) ، ( ث = 500 ) ، ( خ = 600 ) ، ( ذ = 700 ) ، ( ض = 800 ) ، ( ظ = 900 ) ، ( غ = 1000 ) .

اشتباهي كه برخي در محاسبه ( پ ژ گ چ ) ميكنند اين است كه اين حروف را جايگزيني مثل (ب ز ك ج ) قرار ميدهند كه در بسياري از محاسبات غلط است. حروف پژگچ در محاسبه (0 ) حساب ميشود. فراموش نكنيد كه صفر هم يك عدد است هر چند خنثي.

و بايد بدانيد كه فرق حروف ابجد با حروف فارسي اين است كه در حروف فارسي 32 حرف داريم اما در ابجد 28 حرف داريم و فرق آنها در 4 حرف( گ- چ- پ- ژ ) ميباشد و در هنگام استفاده از حروف ابجد در فارسي اين حروف حذف مي گردد و صفر محاسبه شود

در محاسبه نام ها موارد زیر را مورد توجه قرار دهید:

ـ حتما از نام های شناسنامه ای استفاده کنید.از آوردن نام حوا یا آدم به جای نام شخص مورد نظر خودداری شود.

ـ اسامی که دارای حمزه آخر هستند باید حمزه آخر آنها آورده شود مانند نساء، ننویسید نسا بنویسید نساء.

ـ اسامی که در آنها حروف والی استفاده شده، از آوردن حروف والی خوداری شود. ننویسید ابوالفضل بنویسید ابولفضل.

ـ از آوردن القاب که به عنوان پیشوند و پسوند هستند خوداری شود. مثلا بجای سید علی بنویسید علی.

ـ اسامی که مانند موسی که «ی» آخر آنها «ا» خواننده می شود . ننویسید موسی بنویسید موسا.

اسامی که آخر نام آنها ذکر شریفه الله هست و در شناسنامه به صورت اله نوشته شده حتما نام کامل را وارد کنید. ننویسید عبداله بنویسید عبدالله.

اسامی که تشدید دارد مثل محمّد ، حرف میم دو بار محاسبه میشود محممد

اما در ویکی پدیا در مورد حساب ابجد حروف تشدید دار مطلب دیگری گفته شده که من هر دو نقل قول رو اینجا میگذارم دیگه محاسبه ش با خود شما . چون در حیطه ای نیستم که بتونم بگم کدوم یک از این نقل قول ها در مورد محاسبه حروف تشدید دار درست هست

همزه (أ) و الف (ا) هر یک را به عدد ۱ حساب می‌کنند و حروفی که به واسطه تشدید مکرر است، یک حرف محاسبه می‌شوند؛ مثلاً واژه فَعّال را ۱۸۱ می‌گیرند؛ چون ف ۸۰، ع ۷۰، ا ۱ و ل ۳۰ است. استثنائاً لام مشدد واژه الله را دو حرف حساب می‌کنند. بنا بر این اللّه ۶۶ می‌شود؛ چون ا ۱، ل ۳۰، ل ۳۰ و ه ۵ است. به همین جهت اللّه را در کتابت با تشدید نمی‌نویسند؛ چون لام مکرر است و تشدید ندارد. حساب کلماتی همچون اله و رحمن صورت مکتوب است؛ نه ملفوظ (الاه و رحمان). از این رو اله عدد ۳۶ خواهد بود و رحمن ۲۹۸.

ترتیب حروف در ابجدها به نسبت زبان تفاوت دارند به عنوان مثال در زبان فارسی گ=۲۰ چ=۳ پ=۲ ژ=۷ است.

دسته حادثه سازها :

افرادي هستند كه "غالبا" تا كودكند مدام مريض ميشوند يا دندان كروچه و ناخن جوي دارند يا از خواب ميپرند ، در تفاهم با همسرش دچار مشکل می‌شود و بعضاً دچار طلاق می‌گردند و در بخت ازدواج‌شان یا ازدواج اقوام درجه یکشان مشکل به وجود می‌آورد. دائم شغل عوض می‌کنند یا به حق‌شان نمی‌رسند، همچنین خواب‌های آشفته و ماورایی از دیگر معضلات آنها به شمار می‌آید. این نام‌ها باعث می‌شود فرد و بستگان درجه یک او دائم دچار ناراحتی، گرفتاری، بیماری، ضرر مالی، جروبحث‌های دائم خانوادگی، ترس و دلهره شده و آرامش آنها بعناوین مختلف از بین می‌رود. وجود این نوع از اسامی در زندگی بر روی بخت کاری، ازدواجی و سلامتی خود فرد و بستگانش اثر منفی گذاشته، در خیلی از موارد خصوصاً برای اطفال باعث صرع، تشنج، لکنت زبان و شب ادراری حتی در سنین بالاتر می‌شود. بطور کلی عدد نام حادثه‌آفرین عدد امتحان و ابتلاست و فرد باید همیشه بچیزی مبتلا باشد.

اينها كساني هستند كه براحتي موجودات غير اورگانيك نظير جنيان را بخود جذب ميكنند و گاها مسخر جنيان ميشوند و غالبا بخاطر نفوذ جنيان و همچنين طبيعت شكل گرفتن حس آنها اين افراد حس ششم خوبي دارند افراد حادثه ساز غالبا زود چشم ميخورند از همان كودكي تا بعد مدام بدبياري نصيبشان ميشود و عموما در سه حوزه ي سلامتي – اشتغال وكسب وكار – و ازدواج با مشكل مواجه ميشوند. غير ممكن است كه انساني كه نامش دردسته ي حادثه ساز است در يكي از اين سه حوزه دچار مشكل نشود و اقلا از يكي از اينها ضربه ميخورند. اين افراد دائما يك بيماري را بدنبال خود يدك ميكشند.

متاسفانه تصادف و جوانمرگي در افراد حادثه ساز بيشترين تعداد آمار را نشان ميدهد.

زندگي اين افراد غالبا بي بركت خواهد بود.

دست افرادي با نام حادثه ساز براي ديگران نمك دارد ولي براي خودشان اصلا نمك ندارد.

اين افراد ممكن است از لحاظ مالي درآمد بالايي هم داشته باشند ولي غير ممكن است كه ضرر ندهند ويا مالباخته نشوند و يا پولشان را افراد ديگر بگيرند و پس ندهندو.. غالبا پولي كه درميآورند بركت نداشته و زود نابود ميشود.

شراكت با اين افراد هميشه موجب ضرر و ازدواج با اين افراد هميشه با اختلال مواجه خواهد بود و ممكن است اقلا در يكي از سه حوزه ي سلامتي و وضعيت مالي و همچنين تفاهمات بين زن وشوهر و فرزندان و ديگر افراد خانواده اختلال ايجاد كند. احتمال طلاق و جدايي در اين افراد بسيار بالاست و موارد بسياري به ما گزارش شده است.

بروز اختلال در باروري اين افراد احتمال ميرود و چه بسا بچه دار نشوند چرا كه بسياري از موارد ناباروري در خاواده هاييست كه زن يا مرد يا افراد درجه يك آنها حادثه سازند.

اگر يكي از افراد خانواده از خواهر وبرادر وهمسر وفرزند و مادر وپدر (خصوصا پدر و مادر) حادثه ساز باشند ديگر افراد خانواده بالاخص كم درآمدها و عرفانيها بخصوص افرادي كه در دسته هاي متضرر قرار دارند در يكي از حوزه هاي ذكر شده(وضعيت مالي-سلامتي- ازدواج وتفاهمات خانوادگي) قطعا آسيب ميبينند. ورشكستگي والدين يكي از احتمالات بالاي وجود حادثه ساز درخانواده است.

واگر تعداد حادثه سازها دو نفر باشد وضعيت خطرناكتر خواهد شد و اگر خداي ناكرده نامهاي حادثه ساز موجود در خانواده به سه نفر يا بيشتر برسد خطرات بسيار زياد مالي وجاني گريبان گير خود افراد حادثه ساز وبستگان درجه يكش خواهد شد.

افراد حادثه ساز بيشترين استعداد را براي اعتياد دارند وبسياري از معتادان در اين دسته قرار دارند اعتياد در سه حوزه ي مواد مخدر – مشروبات الكلي – و خودارضائي. ... افسرگي و مشكلات روحي ورواني نيز در اين دسته نام زياد ديده ميشود.

البته افرادي كه دسته هاي كم درآمد و عرفاني قرار دارند اگر دركنار اسم حادثه آفرين قرار بگيرند بيشترين خطر براي ابتلا به اعتياد و افسردگي و... آنها را تهديد ميكند.

بسياري از افرادي كه به بيماريهاي صعب العلاج مثل (دورازجان خواننده ي اين مطالب) سرطان – صرع – ام اس – تشنج و.. دچار ميشوند يا خود حادثه سازند و يا در خانواده اي هستند كه اقلا يك حادثه ساز در ان وجود دارد.

حادثه سازها شامل سه دسته ي عالي – عادي –و متضررند كه عالي اول به بقيه ضرر ميزند و سپس بر خود و عادي ضرر وزيانش دوطرفه و متضرر اول بخودش ضرر ميرساند وسپس بر ديگران. حادثه سازهاي متضرر بدترين دسته از اسامي هستند.

بطور كلي هرگونه بدي و نابساماني را ميتوان براي افراد دسته حادثه ساز انتظار داشت و هرچه مورد بد و نامطلوب در دسته هاي ديگر ذكر ميشود نيز از خصوصيات دسته ي حادثه آفرين است .

دسته طبقه كم درآمد :

افرادي كه نامشان در دسته ي كم درآمد قرار دارد معمولا جزء طبقه ي كم درامد جامعه قرار دارند.

كم درآمد به كساني گفته ميشود كه درآمدشان كمتر از زحمتي است كه ميكشند.اينگونه افراد هميشه زحمت كار بدوششان است و كمتر از ميزان فعاليتشان كسب درآمد ميكنند و پول در مي آورند.

اين افراد هرگاه قصد كار وفعاليت اقتصادي بزرگ و پرمايه ودرآمدي را ميكنند يا همان ابتداي كار موفق به انجامش نميشوند ويا شديدا زمين ميخورند.يعني لقمه ي بزرگ نميتوانند بردارند.

اين افراد به هيچ وجه نبايستي ريسك كنند و كار سنگيني انجام دهند چرا كه چون نامشان ظرفيت پذيرش درآمد سنگين را ندارد قطعا زمين ميخورند.

بهترين هاي اين دسته كم درآمدهاي عالي هستند كه وضعشان بهتر از كم درآمد هاي عادي و متضرر است.

متضرر ها با رزقي بسته مواجه خواهند بود و نه تنها در كسب وكار زياد موفق نخواهند بود بلكه دست به ضرر خوبي هم خواهند داشت وبه هر طريقي كه شده ضرر خواهند داد.

اگر نام حادثه سازي در افراد درجه يك افراد كم درآمد متضرر قرار بگيرد اين افراد بسيار مستعد افسردگي و اعتياد و ضررهاي ديگر خواهند شد.

( در اين طبقه ي كم درآمد افرادي هستند كه از اشرافي ها هم وضعيت مالي بهتري پيدا خواهند كرد چون نامشان منطبق با اعدادي خاص و ويژه و برابر با برخي اسامي قدرتمند خداوند عزوجل ميباشد. )

دسته ي عرفاني:

افرادي كه در دسته ي عرفاني هستند خود بخود در مسير عرفان وكسب معرفت و علم دانش قرار ميگيرند و چون مستعد عرفان ومتافيزيك هستند وبه اين امور علاقه مند خواهند شد و اگر شرايط پيرامونشان مهيا باشد و در اين مسير قدم بردارند در اين امور بسيار موفق خواهند بود.

همانگونه كه ذكر شد اين افراد بيش از اينكه استعداد جذب مال و ثروث را داشته باشند مستعد جذب معنويات هستند اما در امور مالي هم هرچه به سنشان افزوده ميشود پله به پله بالا ميروند.

اين دسته و دسته ي بعدي كه اشرافيها هستند غالبا تا آخر عمر حتي اگر راه را بخطا روند بلاخره نقطه عطفي پيدا خواهند كرد و در مسير حقيقت قرار خواهند گرفت.قرار گرفتن استادي در مسير زندگي اين افراد براي دستگيري از آنها امري طبيعي است.

بسياري از عرفا و افرادي كه در متافيزيك حرفي براي گفتن دارند در اين دسته قرار دارند.

براي فهم فرق بين اين دسته و دسته اشرافي خصوصيات اشرافي ها را نيز بخوانيد.

دسته ي عرفاني هم همانند ديگر دسته ها به سه شاخه ي فرعي عالي – عادي ومتضرر تقسيم ميشود.

افرادي كه دردسته ي عالي قرار دارند سير رشدشان از لحاط مادي و معنوي بهتر از دسته ي عادي و متضرر است و زودتر به موفقيتهاي مادي و معنوي دست پيدا خواهند كرد.

افراد متضرر عرفاني بشدت در معرض خطر از حادثه سازهاي پيرامون خود هستند.اگر در افراد درجه يك خانواده ي اينها حادثه سازي وجود داشته باشد اينها بسيار تحت تاثير منفي نام او قرار خواهندگرفت.

عرفاني متضرر معمولا اين شاخه به آن شاخه ميشوند. چند صباحي مثلا كلاس گلدوزي ميروند ونيمه كاره رها و بعداز آن كلاس خياطي ميروند وبه همين ترتيب....

در آقايان نيز همين گونه است .اين افراد مدام شغل و كلاس و .. عوض ميكنند و معمولا به جايي هم نميرسند و اگر هم رسيدند و اين شاخه به آن شاخه نشدند "خودشان خوب ميدانند كه برخلاف ميل باطنيشان عمل كرده و ميكنند".

دسته ي عرفاني عموما و بالاخص عرفاني متضرر هم بعد از حادثه ساز و كم درآمد بخصوص وقتي در كنار نام حادثه ساز قرار بگيرند در معرض اعتيادهاي ذكر شده و افسردگي و.. هستند.

تمام خوبيهايي كه براي اين دسته ذكر شد وقتي بخوبي خود را نمايان ميكند كه در كنار نام حادثه ساز قرار نگيرد.

دسته ي اشرافي:

دسته چهارم يا طبقه اشرافي بطور خلاصه اين خصوصيات را دارا هستند :

صاحبان اين دسته از اسامي كه معروف به اسامي اشرافي هستند خود بخود استعداد جذب ثروت و پول را دارا هستند و همچنين خداوند عزيز طبق حكمت وقوانين حاكم بر هستي در اين دسته از اسامي استعداد جذب معنويات و عرفان و متافيزيك را نيز قرار داده است.واين به اين معني است كه دسته ي اشرافي كه بهترين دسته ي اسامي هستند هم نيروي جذب ثروت را دارند و هم مستعد عرفان و متافيزيك و كسب علم ميباشند.يعني تمام خصوصيات عرفانيها را دارا هستند ام بيش از اينكه جاذب معنويت و عرفان باشند جاذب ثروتند.

براي اين افراد از در و ديوار پول ميبارد.دست به خاكستر بزنند طلا ميشود.اصولا در هركاري كه قدم بگذارند موفق ميشوند و پيشرفت ميكنند .

براي اشرافيها رسيدن به جايگاه اجتماعي و مالي بالا انتظار ميرود. البته وجود حادثه ساز در خانواده ي اين افراد اين موارد مثبت را تحت الشعاع قرار ميدهد.

كلا هر يك از دسته اسامي يكسري خصويات مثبت وخوب دارند و يكسري خصوصيات منفي و بد. اين دسته ( اشرافي) هم مثتثني نيست. اين دسته گرچه بهترين دسته است و ايمني بهتر و بيشتري از دسته هاي ديگر دارد اما معمولا افراديكه نام اشرافي دارند كله شقي و لجبازي خاص خود را نيز دارند.

اين افراد به شرطي موفق ميشوند كه در تمام كارهايي كه ميخواهند انجام دهند با اهلش مشورت كنند و الا با ضرر مواجه خواهند شد. كله شقي و خود رايي اين افراد معمولا كار دستشان ميدهد.

چه بسا افرادي كه تخصص و ظاهر و كلاس و... براي پول درآوردن ورشد وترقي را ندارند و صرفا بخاطر اينكه نامشان نام اشرافي و بسيار خوبي است خود بخود جاذب ثروت هستند و در شغل خود بسيار عالي كسب درآمد ميكنند.

در اين دسته نيز تمام خوبيهايي كه ذكر شد وقتي بخوبي خود را نمايان ميكند كه صاحب نام اشرافي در كنار نام حادثه ساز قرار نگيرد.

دسته ي اشرافي هم سه زير شاخه ي عالي – عادي و متضرر دارد كه دسته ي عالي آن تمام خصوصياتي كه در بالا ذكر شد را دارا هستند و همچنين دسته ي اشرافي عادي نيز همه ي خصوصيات را دارد اما كم رنگتر از دسته ي اشرافي عالي.

و اما دسته ي اشرافي متضرر كه يكي از بدترين دسته هاي اسامي است بخصوص براي آقايان :

اشرافي متضرر جاذب ثروت هست ولي مدام مال و اموال خود را به باد ميدهد و در مسيري قرار ميگيرد كه مال خود را از بين ميبرد. اين دسته عموما پول به باد بده و كله شق و لجباز هستند و همين كله شقي و لجبازي زندگي انها را خراب ميكند.

ممكن است بگويند ما كله شق و لجباز نيستيم و واقعا هم همينگونه باشد ولي خود نيك ميدانند كه بر خلاف ميل باطنيشان عمل ميكنند.

اين دسته براي آقايان بسيارخطرناك است.معمولا اشرافي متضرر ( چه مرد باشد و چه زن ) پول خود را از راههايي مثل ( گران خريدن – خرج بي جا و بي مورد – كلاهبرادري از سرش – دزدي مالش و ... نظير اينها ) از دست ميدهد. اين دسته معروف به "پول به باد بده" هستند. و غالبا از 25 سالگي تا 40 سالگي بامشكلات متعددي اعم از مشكلات مالي و غير مالي مواجه ميشوند. وپس از 40 سالگي هم همان جذب و نابودي ثروت را بدنبال خود خواهند داشت.

در خانمهاي اشرافي متضرر اگر در خانواده شان حادثه سازي وجود داشته باشد احتمال ناباروري يا اختلال در سيستم باروريشان ديده شده است.

مجددا متذكر ميشويم كه : تمام خوبيهايي كه براي اين دسته ذكر شد وقتي بخوبي خود را نمايان ميكند كه صاحب نام اشرافي در كنار نام حادثه ساز قرار نگيرد.