اسرار ضمير ناخودآگاه

 

 

هر فرد در ذات وجودي خويش داراي دو آگاهي کاملا متمايز نسبت به يکديگر مي باشد که به آنها ضمير آگاه و ضمير ناخودآگاه مي گويند.

ضمير آگاه مربوط به دانستني هاي زمان حيات هر فردي مي شود و آنچه را که افراد از علوم و تجارب زندگي مي شناسند و بياد دارند , تمامي آنها در اين ضمير جاي دارند و هر کس براي گذرانيدن امور روزمره خود, از وجود اين ضمير استفاده مي کنند و با يادآوري فوري و آني مطالب اين ضمير , تصميم مي گيرد , اجرا مي کند , حرف مي زند و در نتيجه , حرکات و زندگي را بگونه اي مي گذراند.

ضمير ناخودآگاه , به صورت مرکزي است که تمامي آگاهي هاي زمان گذشته را بتدريج در خود جمع آوري کرده است و در اصل محفوظات اين ضمير , به کارهاي روزمره اشخاص ارتباط چنداني ندارد (مگر کسي بنا به دلائلي بخواهد به آنها دست يابد ) . در اين مبحث سعي شده است تا اعمال عمده و کارهاي ضمير باطن , تا حد مورد نياز و شناخت افراد شرح داده شود.

همانگونه که مي دانيم برخي از بيماري و دردهاي جسماني افراد , بايستي توسط پزشک و با مصرف دارو معالجه شوند , ولي درمان بيماري هائي که بدوا ريشه در عوامل فيزيک جسم مادي ندارند و از قدرت هاي روحي بخصوصي ناشي مي شوند , عمدتا مداواي آنها از طريق قدرت هاي روحي و ضمير ناخودآگاه خود شخص قابل درمان است . يعني ضميرناخودآگاه , نقش پزشک معالج را براي معالجه اين قبيل امراض خارج از وجود جسم مادي و فيزيکي عهده دار مي شود , لذا اگر کسي مهارت لازم را در کاوش ضمير ناخودآگاه (خود و ديگران ) به دست آورد , آنگاه مي تواند نسبت به معالجه خود و ديگران , از بيماري هاي روحي و رواني و عصبي , که اغلب آنها باعث دردهاي عضوي جسم مادي نيز مي شوند , اقدام نمايد.

يکي از علل عمده بهبودي برخي از از بيماري هاي رواني افراد در اين است که بتوانيم آنها را بگونه اي از ضمير ناخودآگاه , يعني از محلي که پنهان هستند خارج سازيم و سپس در معرض شناخت ضمير آگاه و قضاوت هاي عقل قرار دهيم , تا رفته رفته , با سرپرستي و نظارت مستقيم عقل , آن ناراحتي يا عقده ايجاد شده , به سطح آگاهي آيد و پس از شناخته شدن مداوا شود.

وقتي از ضمير ناخودآگاه خواسته شود تا محفوظات نامطلوب و ناراحت کننده اي را که در خود دارد , طي شرايطي خاص , به ضمير آگاه انتقال دهد , ضمير آگاه از طريق استدلال هاي عقلي و با روشي منطقي , آنها را از بين مي برد و بجاي آن , خاطرات مطلوب (مربوط به زمان برطرف شدن علل آن ناراحتي ) را جايگزين در بايگاني عقلي مي نمايد.

دست يابي به ضمير ناخودآگاه کار ساده اي نيست , ولي اگر نسبت به شناخت و دسترسي به آن از نظر علمي و عملي توجه داشته باشيم , مي بينيم که کار دشواري هم نيست و ما مي توانيم به وجود آن آگاهي پيدا کنيم . مثلا گاهي اتفاق مي افتد که بدون وجود هيچ علتي , فردي بي حوصله است و خود شخص علت اين بي حوصلگي بوجود آمده را نمي داند , در اين زمان است که ضمير ناخودآگاه , وجود خود را به گونه اي در ذات خود مي نماياند . يعني حالتي را در شخص بوجود مي آورد که شبيه به حالت آن زماني است که براي فرد بي حوصلگي و ناراحتي بوجود آمده بود و اگنون نيز ضمير ناخودآگاه همان حالت را در آگاهي وي تداعي مي کند و ضمير آگاه با نيروي دروني خويش , به معني همان بي حوصلگي قبلي , به ستيز آن حالت بوجود آمده بر مي خيزد . در اين راستا گاهي هم عکس بي حوصلگي , يعني شادي بي مورد به شخص دست مي دهد که اين مورد هم مربوط به ضمير ناخودآگاه مي باشد و از ضمير ناخودآگاه خاطره مطلبي شاد از گذشته , به دليل مشاهده اتفاق مشابهي , به صطح ضمير آگاه آمده است و در اين زمان آن وضع در وي به وجود آمده است.

افرادي که هميشه روي جنبه هاي منفي مسائل تکيه دارند , مرتبا ناخودآگاه خود را با منفي ها انباشته مي کنند , لذا هرگاه حالت تداعي مطلبي از گذشته ها به آنها دست دهد , از نظر ظاهري آن افراد حالتي اندوه گين پيدا مي کنند و برخلاف کساني که هميشه جنبه هاي مثبت مسائل را در نظر مي گيرند و به عبارت ديگر , جنبه هاي مثبت را به ناخودآگاه خويش روانه مي کنند , بهنگام تداعي آن موضوع گذشته , بطور ناخواسته شاد و خوشحال مي شوند.

البته در هر دوي اين حالت ها و در اکثريت قريب به اتفاق مواقع , شخص از دليل بوجود آمدن اين حالت ها بي اطلاع است . شخص مثبت انديش يا فردي که سعي مي کند از هر رويدادي جنبه مثبت آن را ببيند , فرد خوشبختي است , گو اين که ممکن است خود وي آن طوري که بايد و شايد احساس نکند.

ضمير ناخودآگاه را بعضي از دانشمندان علوم روحي جديد به عنوان پزشک خصوصي و قدرتمند جهت درمان و معالجه فرد مي دانند ( جسمي و روحي و رواني ).

اگر به اين پزشک درون , در استمرار زندگي غذاهايي مانند درستي , خوبي , پاکي , و امثالهم را بخورانيم , او نيز ما را با خوشبختي , شادي استغناي طبع و سرزندگي و موفقيت هاي بيکراني قرين خواهد ساخت و اگر او را با بدانديشي , سوء ظن و بدبيني , حسادت , دروغ گويي , طمع و زياده طلبي , تنفر و تکبر , جاه طلبي و غرور و ... تغذيه نمائيم , عکس العمل آن موجب به وجود آمدن ناراحتي روحي و رواني و پيچيده و سخت شدن زندگي و نهايتا ناراحتي هاي فراواني خواهد بود.

يکي از ساده ترين روش هاي خوراک دهي به اين ضمير زنده و فعال اين است , هر روز صبح که از خواب بيدار مي شويد افکار و امواج مثبت و سازنده اي را به ذهن خود روانه کنيد , فرضا با خود بگوئيد ((امروز روز شاد و موفقيت آميزي خواهم داشت و سعي خواهم کرد مثبت فکر کنم و مثبت عمل نمايم و از راه راست منحرف نشوم و ... ) زماني که چنين مطالبي را به ذهن خود تلقين و بازگو نموديد آنگاه در دراز مدت اثرات بسيار مطلوبي در ضمير شما بجا خواهد ماند.

براي تقويت ضمير ناخودآگاه و نيروهاي نهان , بايد تمام افکار پليد و منفي و ياس آور را از وجود خود دور سازيد , زيرا هر نوع بد انديشي , پس از مدتي به صورت باور در مي آيد و بعد از چندي تحويل ضمير پنهان مي شود و به صورت عقده هاي گوناگون جلوه گر مي شوند و کم کم در افراد زمينه ايجاد بيماري هاي روحي و رواني , که همان جهنم درون است فراهم مي آيد.

زندگاني آينده بازتاب باورهاي گذشته ما و باورها نيز نتيجه و مجموعه اي از انديشه هاي خود ما هستند . حال اين انديشه ها مي توانند مثبت يا منفي باشند و ثمر آن نيز در شروع ادامه حيات , به همان منوال , مثبت يا منفي خواهد بود.

در بازسازي هاي روحي , علت هر يک از عقده ها يا ترس ها را طي شرايط خاصي مي توان از ضمير ناخودآگاه پرسيد (در خواب مصنوعي ) و سپس آن را از وجود خود برطرف نمود.

پس از غلبه بر ترس هاي مختلف , بايد هر روز چند بار به خود تلقين نمود که ((من از قدرت هاي نهان خود باخبرم و از هيچ عاملي وحشت ندارم )). اين نوع تلقين ها بايد تا موقعي که آن عقده يا ترس بخصوص , از وجود فردي به طور کامل برطرف نشده است , ادامه پيدا کند , چون مطالبي را که ما روزانه روانه ضمير ناخودآگاه خود مي کنيم , پس از مدتي تمام آنها در ضمير ناخودآگاه بايگاني مي گردند و آن ناراحتي يا عقده را مي پوشانند و خنثي مي نمايند.

بدبيني معمولا در اثر برخورد با انديشه و رفتارهاي بد ديگران , مثل دروغگويي , بدقولي , تقلب , سوء نيت و ... در شخص بوجود مي آيد و نسبت به آمادگي هاي روحي و رواني هر فردي که با درجه هايي ضعيف يا قوي , جزو شناخت هاي او شده اند , در ضمير باطن وي نقش مي بندند , به طوري که آن فرد پس از مدتي به همه چيز با نظر مشکوک و بدبيني مي نگرد.

شکايت نکردن از رويدادها و وقايعي که در زندگي افراد , به طور ناخواسته رخ مي دهند و توجيه کردن آنها , با روشي مثبت بينانه , اثري ثمربخش در حالت روحي و رواني اشخاص از خود بجاي مي گذارند و تکرار اين خوشبيني ها باعث افزايش درجه صبر و بردباري و در نتيجه بالا رفتن درجه ايمان شخص مي شود.

کساني که قصد دارند بيماري هاي صعب العلاج خود را با نيروهاي دروني خويش معالجه کنند , حتما بايد از ايمان والاي خود بهره گيرند البته ايماني که با شناخت حقايق حيات و تمرين و تکرارهاي صحيح و آموزنده علم روح و روان و خداشناسي تقويت يافته است , زيرا بسياري از بيماري هاي جسمي افراد , از روح و روان نشات مي گيرند و به توسط همان قدرت ها نيز بهبود مي يابند . انديشه و تفکر مثبت و سازنده , پايه و اساس قدرت روحي و درجه تعالي فرد را تشکيل مي دهد و هر نيازي که از روي خواست قلبي باشد , ضمير باطن آن را به انجام مي رساند.

تاثيرات دعا هم يکي ديگر از واقعيات زندگي است , زيرا وقتي شخصي از عمق وجودش , خواستار سعادت براي فرد ديگري مي شود , در واقع انديشه و تفکر مثبت خود را با اراده اي قوي و ايماني قدرتمند در اين راستا بکار گرفته است.

خير خواهي براي ديگران از عواملي است که بر درجه مثبت بيني شخص و در نهايت تسريع در کسب درجه تکاملي بالاتر وي مي افزايد . طبيعي است , کسي که براي ديگران بد مي خواهد يا نفرين مي کند , مرتبا در وجود خويش نيروهاي منفي را تقويت مي کند , زيرا بدانديشيدن براي ديگران و بد خواستن , بازتابي نادرست در ضمير باطن افراد دارد و باعث تقويت بدخواهي در فرد نيز مي گردد.

در هنگام خواب روح به همراه جسم اثيري براي گرفتن انرژي به عوالم روحي سفر مي کند , ضمير ناخودآگاه هم به همراه او است . گاه اتفاق مي افتد که بنا به بعضي دلائل خاص روحي , ضمير آگاه نيز همراه آن مي شود و اين موقعي است که فرد قسمت هائي از آنچه را که روح و ضمير ناخودآگاه ديده اند را مي بيند و آن مطالب و رويا ها بياد فرد مي ماند . اگر شخصي را به مدت چند روز از خوابيدن منع نمائيد , به طوري که روح نتواند براي کسب انرژي و تقويت سيالات حياتي به عوالم روحي سفر کند , کمکم فرد دچار حالت عصبي مي شود و ادامه اين کار موجب نوعي جنون خفيف يا ديوانگي مي گردد و اگر اين عمل ادامه يابد , بي خوابي موجب مرگ او خواهد شد.

اگر روح بتواند در محل کسب انرژي حياتي به اندازه کافي توقف نمايد و انرژي لازم را کسب نمايد , حالت شخص طبيعي خواهد بود . در غير اينصورت , به نسبتي که انرژي کمتري کسب کرده است , درجه بيماري عصبي و جنون شخص , بيشتر خواهد شد و سپس حالت عصيانگري به فرد دست مي دهد که روح به علت فشارهاي زياد , تعدادي از ريسمان هاي نقره اي را از جسم مادي جدا مي کند و گاه حالت ناراحتي هاي روحي وي به جايي مي رسد که تمام ريسمان ها را قطع مي نمايد و در اين موقع مرگ در اثر بي خوابي حادث مي شود.

زماني که ريسمان هاي نقره اي از جسم جدا مي شوند , روح قادر است به قسمت هاي بالاتري از عالم اثير روحي , جهت کسب انرژي صعود کند و در اين موقع هرچه روح از جسم فاصله بيشتري بگيرد , به همان نسبت هم حالت جنون بيشتري به شخص دست مي دهد که در نهايت کار به مرگ منتهي مي شود.
بي حسي ذهني يا فراموش کردن برخي از مطالبي که در بعضي مواقع مورد احتياج شخص مي باشند و آن فرد نمي تواند مطلب را به ياد آورد و ما آن را به ضعف حافظه تعبير مي کنيم , يکي ديگر از نارسائي هاي ذهني اشخاص است که با بکار گرفتن روش هاي تلقين و نفوذ در ضمير ناخودآگاه , مانند خود صحبتي و ... , به مرور از بين مي رود . البته با بکار بردن جملات مثبت تلقيني , در کوتاه مدتي , قدرت حافظه از دست داده خود را باز خواهيد يافت.

 

 

 

یافتن جوهر وجود با مراقبه

 

مديتيشن وضعيت سکوت مطلق است:  

آسايش کاملي که در اثر نبودن افکار توليد مي‌شود

و حالت هوشياري کامل.
 
تنها در آن هوشياري است که قادر خواهي بود حقيقت مطلق را ببيني . مراقبه روند بسيار ساده‌اي است. تنها کافي است که کليد درستش را بداني. در کتب ”اپانيشاد“ به اين‌کار ”مشاهده“   witnessing  مي‌گويند.

 فقط روند ذهني خودت را مشاهده کن . هيچ‌کار ديگر انجام نده .

در اين مرحله نياز به هيچ عمل ديگري نيست.
 
 فقط مشاهده‌گر باش :
 
  افکار، خواسته‌ها، خاطرات، روياها و صحنه‌هاي تخيلي ذهن را که مي‌گذرند نظاره کن.

 راحت و خونسرد به تماشاي اين مناظر بنشين.
تماشا کن و ببين : بدون قضاوت و بدون محکوم کردن:  نگو ”اين خوب است“ يا ”اين بد است“. در روند، ملاک‌هاي اخلاقي را به‌کار نگير . در غير اين‌صورت هرگز قادر نخواهي بود مراقبه کني .

 فردي که در مراقبه نظر مي دهد و قضاوت مي کند ، به صورت ناخودآگاه سريعاً نتيجه‌گيري مي‌کند: ”اين درست است و آن غلط“. و هر آنچه احساس کند که ”درست است“، مي‌خواهد به آن بچسبد و هر آنچه احساس کند ”نادرست است“ مي‌خواهد بيرونش کند.
ولي تنها يک چيز قطعي است: ذهن تماشاکننده نيست.
آن‌که از فعاليت‌هاي ذهن آگاه است قسمتي از ذهن نيست.
 
تماشاکننده از ذهن جدا است     . ناظر با ذهن متفاوت است.
 
آگاه شدن از اين ناظر، يعني يافتن جوهر وجود، درک مرکزيت هستي و ادراک مطلق و لايزال.
 

بدن دگرگون مي‌شود: روزي تو در رحم مادر بودي، زماني‌که کودک بودي، پس از آن مرد يا زن جواني شدي، سپس پيري...
 
افکار پيوسته در تغيير هستند. چرخ در اطراف تو به چرخش ادامه مي‌دهد.
 
دنياي پديده‌ها يک گردباد است . هرگز ثابت نيست: حتي براي دو لحظه? متوالي.
 
ولي يک چيز همواره ثابت است و هيچ‌گاه تغيير نمي‌کند و آن، ”ناظر“ است.
 
يافتن آن ”ناظر“ يعني يافتن خداوند.  پس خويش و خداي خويش را بدرستي درياب ، از محدوديت هاي هستي گام فراتر گذار ، وجود خود را در ياب پس مدتيشن کن.

 فقظ ناظر افکارت باش .

  بدون هيچ داوري و احساس  اگر به زبان ساده بگويم  اين مديتيشتن است .

 

تاثیر 18 ثانیه مراقبه

 
 
بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها میگویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعا میخواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب میکند.
 
اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند. اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.
 
در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد. 68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد میگویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد؟!
 
خوب آیا شما هم همین طور فکر میکنید؟ بسیار عالی است! امتحان کنید.. خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف میشود. ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر میشود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ...
 
ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم. ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.
 
بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.
 
هر ساعت 60 دقیقه است و شبانه روز شاملا 24 تا 60 دقیقه یعنی هزارو چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!
 
 به راستی این فکر پر جست و خیز که نمیتواند 68 ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟! فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد. پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد. فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئنا به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود. باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم. 68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم. 68 ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم. 68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.
 کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم. اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم. 68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم. آن وقت می توانی
 
 
 
 
 

استفاده از کریستال در مراقبه

 

 

 جواهرات

استفاده تزئینی از کریستال ها یکی از موثرترین روش های شفابخشی است. برای به دست آوردن نتایج بهتر، سنگ باید با بدن تماس مستقیم داشته باشد. از کریستال تا زمانی استفاده کنید که اوضاع جسمی و روحی تان رو به بهبود نهد. زمانی که نشانه هایی جزئی از رو به زوال رفتن قدرت فردی می بینید، علامت این است که عملکرد خود شفابخشی بدن ضعیف شده است. این ضعف ممکن است فقط چند ساعت طول بکشد. با این حال، کریستال را درآورید و فقط روزی سه بار و هر بار نیم ساعت آن را به گردن بیندازید.

 

همراه داشتن کریستال

می توانید کریستال را در جیب بگذارید و هر از کاهی آن را لمس کنید تا انرژی شفابخش آن مستقیما وارد پوستتان شود

 

گذاشتن کریستال روی بدن

می توان کریستال را مستقیم روی بدن با چاکرا گذاشت. برای این کار، کریستال را چند دقیقه روی عضو بیمار یا سالم بگذارید و آن را نگه دارید تا اثر شفابخشی آن وارد بدن شود.

 

جاسازی کریستال زیر بالش

اگر کریستالی را هنگام خواب، زیر بالش بگذارید، از انرژی های آن در خواب بهره خوهید گرفت.

 

قرار دادن کریستال در اتاق

کریستال ها به محیط کار و خانه انرژی می دهند. آن ها را در جایی از اتاق بگذارید که بتوانید ببینیدشان و ارتعاشاتشان را حس کنید. در این صورت، وقتی در اتاق می نشینید از نظر روحی، جسمی و ذهنی احساس بهتری خواهید داشت. اگر دلتان می خواهد اتاقتان پر از آرامش باشد، کوارتز صورتی در اتاق بگذارید. گذاشتن فلوریت ارغوانی نزدیک تلویزیون یا کامپیوتر، شما از تشعشعات الکترونیک حفظ خواهید کرد. قطعه ای آمیتیس یا کوارتز دودی را در محل کار خود بگذارید، تا انرژی های منفی را جذب و شما را از عصبانیت و پرخاش دیگران در امان نگه دارد. هم چنین می توانید برای ایجاد تعادل در اتاق، چهار کریستال را در چهار گوشه اتاق و رو به مرکز کار بگذارید.

 

مراقبه با کریستال

در سراسر جهان مردم برای افزایش آرامش ذهن و جسم مراقبه می کنند. استفاده از کریستال هنگام مراقبه نیروی بیشتری به شما می دهد. در واقع، کریستال ها به شما کمک می کنند به وضعیت عمیق تری از آرامش و سکون دست یابید. آن ها بهترین ابزار برای دستیابی به عمق وجود هستند و فرد را دریافتن خود واقعی یاری می دهند، به طوری که با پایان مراقبه، به بصیرتی تازه و راه حل های جدیدی برای مشکلات خود دست می یابید. از اعضای خانواده کوارتز، به خصوص کوارتز شفاف، آمیتیس، کوارتز صورتی و کوارتز دودی، برای مراقبه استفاده می شود

 

فوایدمراقبه:

پیش از مبادرت به سفر درونی خود، فواید مراقبه را در نظر بگیرید:

کاهش اضطراب و تنش

کاهش فشار خون

آرامش درونی

جوان کردن بدن و ذهن

ایجاد بصیرت

تسریع رشد معنوی

پاک سازی ذهن و بهبود قوه تمرکز

افزایش نیروی شفا بخشی

بروز خلاقیت

افزایش سلامتی

 

چگونه مراقبه کنیم

به ندرت اتفاق که کسی در اولین مراقبه موفق شود. پس اگر مراقبه را کار مشکلی می بینید، کمی صبور باشید، راه هایی برای پیشرفت هست:

الف) زمانی را انتخاب کنید که درگیر کاری نباشید. تلفن را قطع کنید تا کسی مزاحمتان نشود.

ب) لباس راحت بپوشید و دور خود تعدادی بالش بگذارید.

پ) پتویی روی خود بیندازید، زیرا هنگام مراقبه سردتان می شود.

ت) آرام و صاف روی زمین یا صندلی بنشینید. بهترین حالت چهار زانو است. سعس کنید با زمین اتصال برقرار کنید تا انرژی ها مستقیما وارد بدنتان شوند.

ث) می توانید کریستال را رو به روی خود روی میز یا زمین بگذارید یا آن را در دست بگیرید.

ج) بر کریستال تمرکز کنید. به زیبایی، شکل، فرم و رنگش توجه کنید. اگر آن را در دست دارید، وزن و گرمای انرژی آن را حس کنید.

چ) چشم هایتان را ببندید و بر تنفس خود تمرکز کنید. چند نفس عمیق از شکم بکشید. هنگام دم تا چهار بشمرید، بعد دو ثانیه صبر کنید و هنگام بازدم هم تا چهار بشمرید. این کار را آن قدر ادامه دهید که ذهنتان از چیزهای مزاحم رها شود. هرچه در سر دارید از خود دور کنید.

ح) هنگام دم، خود را چنان سبک احساس کنید که گویی انرژی های شفابخش کریستال شما را به پرواز در آورده اند. هنگام بازدم، تنش ها را بیرون بریزید.

خ) بگذارید مراقبه عمیق و عمیق تر شود. احساس کنید انرژی شما گسترش یافته و با زیبایی و انرژی کریستالی پر شده است.

د) تصور کنید خودتان بخشی از کریستال شده اید. انرژیتان را به صورتی در آورید که انگار با کریستالتان یکی هستید.

ذ) می توانید حتی درون کریستالتان بروید و قدرت اعجاب انگیز آن را افزایش دهید. از کریستال سوال کنید. اولین فکر یا احساس، جوابتان خواهد بود.

ر) تا هر وقت که دلتان می خواهد در این وضعیت باقی بمانید. وقتی آماده بازگشت می شوید، از بدن و تماس خود با زمین آگاه باشید. انگشتان دست و پای خود را به آرامی تکان دهید و به اطراف خود توجه کنید.

ز) به آرامی چشم هایتان را باز کنید. اگر نمی توانید تعادل خود را حفظ کنید، قطعه ای کوارتز دودی، تورمالین سیاه یا بوژیت در دست بگیرید.

ژ) تجربه خود را فورا بنویسید. هرگز چیزهای کوچکی را که در این حالت به ذهنتان می آیند دست کم نگیرید.

 

اهمیت اتصال به زمین

پس از مراقبه حتما خود را در مرکز، روی زمین خاکی حس کنید. برای برخی این کار بسیار راحت است. اگر خود را در فضا حس می کنید، پس درست به زمین متصل نشده اید و حس جدایی از عالم واقع و سر درگمی دارید. اگر هر یک از این حالات را تجربه کردید، کریستالی در دست بگیرید، یا در هر دست یک کریستال ( کوارتز دودی یا تورمالین سیاه ) داشته باشید تا به تعادل برسید. اگر باز هم به آگاهی کامل نرسیدید، یک لیوان آب بنوشید. برای این که خود را کاملا به زمین متصل کنید، از خانه بیرون بروید و کمی قدم بزنید. اگر حوصله نداشتید، انجام دادن بعضی از کارهای خانه مثل شستن ظرفها و جارو کردن بهترین روش برای بازگشت به واقعیت است .

 

مراقبه کریستال- ماندالا

ماندالا، شکل یا الگویی است که در مراقبه از آن استفاده می شود. این شکل آرامش ذهن را افزون می کند و برای خود شفا بخشی خوب است. اگر مراقبه برایتان مشکل است، با تعدادی کریستال یک ماندالا بسازید. به این ترتیب، نیروی تمرکز پیدا می کنید و انرژی کریستال ها را هم جذب می کنید. برای ساختن ماندالا، کریستال ها را به صورت دایره ای تو پر، روی پارچه ای از جنس ساتن، ابریشم یا مخمل پهن کنید. سپس کریستال ها را مرتب کنید. کریستالی را که بیش از همه دوستش دارید در مرکز قرار دهید و بقیه کریستالها را دور تا دورش بچینید. سعی کنید رنگ لباستان مناسب سنگ ها باشد. پیش از شروع کار، اطمینان حاصل کنید که کریستال ها پاک سازی شده اند. وقتی ماندالای کریستالی شما تکمیل شد، می توانید تنهایی یا گروهی به مراقبه بپردازید.

الف) روی زمین چهار زانو و صاف یا روی صندلی رو به روی ماندالای کریستالی خود بنشینید. اگر روی صندلی نشسته اید، کف پایتان باید روی زمین باشد.

ب) چشم هایتان را روی ماندالا متمرکز کنید. زیبایی الگویی را که ساخته اید و رنگ و شکل سنگ ها را مشاهده کنید.

پ) می توانید دست هایتان را به آرامی روی سنگ ها بکشید تا انرژی شفابخش آن ها را جذب کنید.

ت) چشم هایتان را ببنیدید تا گرما و انرژی سنگ ها را حس کنید. تمرکز کنید و تا رسیدن به حالتی از آرامش پایدار در این وضعیت بمانید.

ث) وقتی آماده بازگشت می شوید، چشم هایتان را آرام باز کنید و به احساس آرامش و سکون خود توجه کنید. مطمئن شوید که روی زمین هستید

 

 

 

روشهای مدیتیشن

 

 بي ذهني
 
    بي ذهني يعني هوش و ذكاوت؛ در اين مديتيشن از شما خواسته مي شود سخناني بي معني، ناشمرده و تند بر زبان آوريد تا بدين وسيله ذهن و فعاليت آن را پشت سر گذاريد.
    دوستان عزيز، مديتيشني كه هم اكنون به شما معرفي مي كنم شامل سه بخش است. بخش اول آن همانطور كه گفتم بر زبان آوردن سخناني بي معني، نامفهوم، ناشمرده و تند است تا بدين وسيله ذهن را پشت سر گذاريد و طعمي حقيقي از وجود خود را بچشيد. هر آن چه بر زبانتان مي رود بگوييد و با آگاهي كامل براي مدتي ديوانگي و جنون را تجربه كنيد. اصلاً توجهي نكنيد كه آن چه مي گوييد داراي معني و منطقي است يا خير، فقط تمام آشغال هاي ذهني خود را بدين وسيله بيرون بريزيد و اجازه دهيد فضايي خالي و شفاف در ذهن تان پديدار شود.
 
    در بخش دوم اين مديتيشن طوفاني به پا شده كه شما و همه چيز را همراه خود برده است. بوداي حقيقي در وجود شما و در جاي خود در سكون و آرامش قرار گرفته است. شما تنها در حال نظاره كردن بدن، ذهن و هر آنچه در حال اتفاق افتادن مي باشد، هستيد.
 
    در بخش سوم هنگامي كه من مي گويم: «رها كنيد!»
 
    تمامي بدن خود را رها كرده و بدون هر گونه دخالت يا تلاشي به زمين بيفتيد. اصلاً ذهن خود را كنترل نكنيد. تنها همانند يك كيسه برنج روي زمين بيفتيد و كاملاً خود را رها كنيد.
 
 
    دستورالعمل ها
 
    اين مديتيشن را در ابتدا براي مدت هفت روز انجام دهيد. اين مدت به شما كمك خواهد كرد تا به طور كامل تأثيرات آن را تجربه كنيد. مي توانيد براي هر بخش چهل يا در صورت تمايل بيست دقيقه وقت اختصاص دهيد.
    
    مرحلة اول: سخنان بي معني، نامفهوم و سريع يا ديوانگي آگاهانه
    
    نشسته يا ايستاده،‌ چشمان خود را ببنديد و شروع كنيد به بر زبان آوردن سخنان نامفهوم و بي معني. 
 
هر صدايي كه دوست داريد تكرار كنيد ولي توجه كنيد به هيچ زبان خاصي صحبت نكنيد. اجازه دهيد هر آن چه از درون تان بيرون مي ريزد ابراز شود. همه چيز را بيرون بريزيد و آگاهانه كاملاً ديوانه شويد.
 
    در واقع با بر زبان آوردن كلمات بي معني، الگوي ذهني شما به هم مي ريزد و مي توانيد ذهن خود را پشت سر گذاريد. اجازه داريد هر كاري انجام دهيد؛ آواز خواندن،‌ فرياد زدن،‌ صحبت كردن، پريدن، خوابيدن، نشستن، لگد زدن و يا هر كار ديگر.
 به هر صورت اجازه ندهيد فضايي خالي در سكوت يا سكون اتفاق بيفتد. اگر نمي توانيد سخناني بي معني بر زبان آوريد تنها صدايي مثل لالالالا... را تكرا كنيد ولي به هيچ وجه ساكت باقي نمانيد.
 
   نكتة‌ بسيار مهم اين است كه اگر اين مديتيشن را با افرادي ديگر انجام مي دهيد به هيچ وجه در كار آنها دخالت نكنيد. تنها به آن چه براي شما رخ مي دهد توجه كنيد و كاري به آن چه ديگران انجام مي دهند، نداشته باشيد.
    
 
    مرحلة‌دوم: نظاره كردن
    
    پس از مرحلة اول كاملاً آرام و ساكت بنشينيد و انرژي خود را در درون جمع كنيد.
     اجازه دهيد افكارتان از شما دور و دورتر شوند و سكوت و آرامش عميقي كه در مركز وجودتان به وجود مي آيد را تجربه كنيد. تفاوتي ندارد روي زمين يا روي صندلي نشسته باشيد ولي مهم اين است كه پشت و گردن شما به هر صورت صاف باشد، بدنتان در آرامش كامل قرار داشته باشد، چشمانتان بسته و آهنگ تنفس تان طبيعي باشد.
 
 
     كاملاً آگاه و هوشيار باشيد و در لحظة‌ حال قرار بگيريد. همانند نظاره گري باشيد كه بر فراز تپه هاي دور دست هر آن چه در حال گذر كردن است را نظاره مي كند. افكار شما دائماً به آينده يا گذشته سفر مي كنند. تنها از فاصلة‌دور آنها را نظاره كنيد، به هيچ وجه درگير آنها نشويد و سعي نكنيد دربارة آنها قضاوت كنيد. 
 
تنها در لحظة‌ اكنون و در حال مشاهده كردن باقي بمانيد. اين نوع مشاهده مديتيشن حقيقي است، آن چه مورد مشاهده قرار مي گيرد اصلاً اهميتي ندارد. به خاطر داشته باشيد در افكار، احساسات و قضاوت هايي كه ممكن است پيش بيايند گم نشويد.
    
 
    مرحلة‌ سوم: رها كردن
    
    با بر زبان آوردن سخنان بي معني و نامفهوم از شر ذهن فعال خود خلاص مي شويد، هم چنين با قرار گرفتن در سكوت مي توانيد ذهن غيرفعال خود را نيز پشت سر گذاريد و در مرحلة‌ رهاسازي خواهيد توانست به ماورا اين دو وارد شويد. پس از مرحلة‌ نظاره كردن، اجازه دهيد بدنتان بدون هيچ گونه تلاش ياكنترلي بر روي زمين بيفتد. در حالي كه به آرامي دراز كشيده ايد عمل نظاره كردن را ادامه دهيد،‌در عين حال آگاه باشيد كه شما نه بدن هستيد و نه ذهن بلكه حقيقت وجودتان چيزي است جدا از اين دو. همين طور كه عميق وعميق تر به درون خويش سفر مي كنيد در نهايت خواهيد توانست به مركز وجود خود برسيد.