نحوست ایام


مساله نحوست ایام

معنای شوم بودن يك روز چيست ؟ « فكيف‏ كان عذابی و نذر »" يعنی عذاب به علت تكذيب و به علت حق ناشناسی و كفران يك نعمت بزرگ بود . پس روز، شوم بود ولی شومی‏اش نه از خود روز بود از آن جهت كه ( روزی از روزهای ) هفته يا ماه است بلكه به علت‏ حادثه‏ای كه در آن روز پيش آمد اين روز شوم شد . حال ، بعضی روزها را مبارك می‏دانيم و بعضی روزها را شوم . اين موضوع‏ را مخصوصا تفسير الميزان مفصل بحث كرده است كه من در جلسه پيش تفسير را با خودم آوردم حالا پيدايش نكردم . در آنجا راجع به اين موضوع بحث‏ كرده بودند و مخصوصا روايات زيادی را كه در اين باب هست آورده بودند و من علامت گذاشته بودم كه در اين جلسه آن روايات را برای شما بخوانم . در موضوع نحوست ايام ، دو مسأله است . يك مسأله اين است كه ما برخی‏ روزهای سال را مبارك می‏شماريم و برخی را نحس و شوم ، به اعتبار حادثه‏ای‏ كه در آن روز واقع شده ، و مقصود ما اين نيست كه اين روز از آن جهت كه‏ اين روز است مبارك است يا اين روز از آن جهت كه اين روز است شوم‏ است ، بلكه مقصود ما اين است كه اين روز برای ما يادآور حادثه پر بركتی‏ است يا اين روز برای ما يادآور حادثه شومی است . مثلا ما روز عيد غدير را روز مبارك می‏دانيم ولی نه به اعتبار اينكه هجدهم ذی الحجه ( است كه‏ ) چون ماه ، ماه ذی الحجه است و اين روز هجدهمين روز ماه ذی الحجه است مبارك است اعم از اينكه در اين روز حادثه‏ای واقع شده باشد يا نشده باشد ، اعم از اينكه در اين روز پيغمبر صلی الله عليه و آله علی عليه‏السلام را به خلافت نصب كرده باشد يا نكرده‏ باشد ، اين روز ، روز مبارك است و چون اين روز مبارك بود پيغمبر صلی‏ الله عليه و آله علی عليه‏السلام را در اين روز به خلافت نصب كرد ، يعنی‏ بخت حادثه يوم الغدير بلند بوده كه در اين روز واقع شده است ، اين روز از قديم الايام ( و ) قبل از اين هم روز مباركی بوده ، از اولی كه اين‏ آسمان و زمين درست شده روز هجدهم ذی الحجه روز مباركی بوده و حادثه غدير در روزی كه خودش مبارك بود واقع شد . يا دهم محرم روزی بوده كه از اولی‏ كه عالم ساخته شده اصلا اين روز ، بد ساخته شده ، شوم ساخته شده و حادثه‏ كربلا در روزی واقع شد كه بالذات شوم بود و قهرا قبل از اينكه امام حسين‏ هم شهيد بشود هر سال كه روز دهم محرم می‏آمد روز شومی می‏آمد ، از زمان‏ حضرت آدم و قبل از حضرت آدم اين روز شوم بوده و الان هم روز دهم محرم‏ شوم است ، تا قيامت هم اين روز از آن جهت كه اين روز است شوم است . حادثه كربلا هم در يك روز شوم واقع شد . يك وقت انسان اين طور فكر می‏كند . اين ( طرز فكر ) ، اساسی نمی‏تواند داشته باشد . نه عقل می‏تواند آن را قبول كند و نه از نظر نقل ما می‏توانيم تأييدی برای آن بياوريم .
ولی يك وقت به آن معنای دوم است : هجدهم ذی الحجه ، چون در اين روز برای ما حادثه مباركی رخ داده است ما اين روز را مبارك می‏شماريم . هجده‏ ذی الحجه مباركی خودش را از حادثه غدير دارد نه حادثه غدير از هجدهم ذی‏ الحجه . دهم محرم شومی خودش را ( نه اينكه بالذات شوم است ) از شهادت‏ امام حسين دارد نه كشته شدن و قتل امام حسين شومی خودش را از دهم محرم‏ دارد . نظير لفظ و معنا می‏شود . الفاظ از نظر اينكه الفاظند يعنی حروف‏ الفبا ( هستند ) تركيب می‏شوند از الف و ب و پ و ت و ث وج تا آخر . هيچ لفظی با هيچ لفظ ديگری فرق نمی‏كند . ولی الفاظ برای معانی مختلفی وضع می‏شوند ، بعضی الفاظ برای معانی بسيار عالی و لطيف وضع می‏شوند ، مثل اينكه ما از الف و دو تا لام مشدد و يك الف ديگر و يك " ه " لفظ " الله " را ساخته‏ايم كه‏ نام خداوند است . چون معنا مبارك است لفظ هم برای ما لفظی است مبارك‏ ، حتی احترام دارد و وقتی كه به صورت كتبی در می‏آيد دست بی وضو هم به‏ آن نمی‏زنيم . همين طور اسماء پيغمبران و ائمه ، يا اسمهايی كه بر يك‏ معانی خيلی عالی مثلا از مقدسات بشر دلالت می‏كند مثل لفظ " علم " كه‏ گويی خود اين لفظ هم برای ما جلالتی دارد . ( در مقابل ، ) ما الفاظی را وضع می‏كنيم برای معانی‏ای كه مستقبح ذكره است يعنی بشر قبيح می‏شمارد كه‏ نام آنها را ببرد : " ما يستقبح ذكره " . بعد چون آن معنا چيزی است كه‏ بشر نمی‏خواهد آن را بازگو كند گويی قبح معنا در لفظ اثر می‏گذارد و الا بديهی است كه لفظ ، بالذات قبحی ندارد ، قبح از معناست ، لفظ به تبع‏ معنا و چون نام اين معناست قبيح شمرده می‏شود . حال اگر كسی در مجلسی‏ شروع كند الفاظ زشت به زبان آوردن ، مردم به او می‏گويند اين كلمات‏ چيست كه به زبان می‏آوری ؟ ممكن است جواب بدهد مگر كلمه هم با كلمه فرق‏ می‏كند ؟ ! راست هم می‏گويد ، مگر كلمه هم با كلمه فرق می‏كند ؟ هيچ كلمه‏ای‏ با هيچ كلمه ديگری فرق نمی‏كند ، اما كلمه به اعتبار معنی‏اش با كلمه ديگر فرق می‏كند . وقتی می‏گويند اين كلمات را به زبان نياور ، چون اين كلمه را كه شما می‏گوييد ، آن معنا به ذهن می‏آيد و بنا نيست كه بشر در مجامع آن‏ معانی را در ذهن خودش مجسم كند .
به اين معنا البته درست است كه برخی روزها روزهای مباركی است . حتی‏ می‏تواند يك سلسله دستورهای شرعی بر اساس همين روزها برقرار بشود برای اينكه اين روز يادآور آن حادثه است . مثلا امام‏ حسين را در نيمه شعبان يا بيست و هفتم رجب زيارت می‏كنيم . بيست و هفتم رجب با بيست و چهارم رجب ، خودش بالذات هيچ فرقی نداشته ولی‏ بيست و هفتم رجب به اعتبار بعثت پيغمبر اكرم شرافتی پيدا كرده است .
همين طور كه گفتيم گاهی لفظ به اعتبار معنايش شرافتی پيدا می‏كند كه‏ بی‏وضو نبايد دست روی آن گذاشت . بيست و هفتم رجب به اعتبار بعثت‏ پيغمبر ، هفده ربيع به اعتبار ولادت پيغمبر ، سوم شعبان به اعتبار ولادت‏ امام حسين و نيمه شعبان به اعتبار ولادت حضرت حجت شرافتی پيدا می‏كند كه‏ ( می‏گويند ) امام حسين را هم اگر می‏خواهيد زيارت كنيد در اين روز زيارت‏ كنيد كه اين روز يادآور چنين حادثه مباركی است ، يعنی حتی يك سلسله‏ احكام و دستورها بر اين اساس برقرار می‏شود ، و هيچ مانعی هم ندارد .

نحوست ذاتی ايام :
ولی در روايات ما پيدا می‏شود چيزهايی كه از آنها حتی بيش از اين ، مفهوم می‏شود . مثلا مسافرت كردن در حالی كه قمر در عقرب است يا مسافرت‏ كردن در فلان روز خوب نيست ، مسافرت كردن در فلان روز خوب است ، اين‏ چيزهايی كه اصطلاحا " نجوم احكامی " ناميده می‏شود . اينها چيست ؟ در مورد اينها ما يك عده روايات داريم كه ظاهر آنها همينها را تأييد می‏كند ، و از طرف ديگر يك عده روايات داريم كه شديدا اينها را نفی می‏كند ، مثل آنچه كه در نهج البلاغه است كه در كتب روايات هم ذكر شده است كه‏ وقتی اميرالمؤمنين عليه‏السلام می‏خواستند به جنگ نهروان بروند ، در حالی‏ كه سوار شده و آهنگ رفتن كرده بودند اشعث قيس كندی آمد در حالی كه يكی‏ از خويشاوندانش همراهش بود و گفت : يا اميرالمؤمنين ! توقف بفرماييد و حركت نكنيد برای اينكه اين ( مرد ) سخنی می‏گويد . فرمود چه می‏گويد ؟ او آمد و گفت‏ من منجم هستم ( 1 ) ، اوضاع كواكب دلالت می‏كند كه اگر شما در اين ساعت‏ حركت كنيد و برويد به جنگ شكست می‏خوريد و همه‏تان كشته می‏شويد .
اميرالمؤمنين به شدت به او حمله كرد ، فرمود هر كسی كه حرفهای تو را باور كند بايد خدا و قرآن را تكذيب كند . ما وظيفه داريم در كارها به‏ خدا توكل و اعتماد كنيم ، و بعد فرمود: « " سيروا علی اسم الله " » (2( به نام " خدا " حركت كنيد و هيچ به حرفهای اينها ترتيب اثر ندهيد .
رفتند و پيروز هم شدند و می‏دانيم كه در هيچ جنگی لشكريان اميرالمؤمنين‏ همين نجوم احكامی عمل می‏كرد ، به اين حسابهايی كه اوضاع ستارگان مثلا دلالت می‏كند بر اينكه اگر امروز از طرف جنوب بروی چنين ( می‏شود ) ، از شمال بروی چنين ، مسافرت چنين است و ازدواج چنين . كم كم عادت كرده‏ بود و خيلی مصيبت بود كه تمام كارهايش را بر اساس راهنماييهای نجومی‏ انجام بدهد و اين سبب شده بود كه اصلا زندگی‏اش فلج بشود چون يك روز مثلا چندم ماه بود نحس بود ، يك روز قمر در عقرب بود ، روز ديگر فلان ستاره‏ در پيش رو بود . گفت : يا بن رسول الله ! من اين طور شده‏ام . در حديث‏ نوشته‏اند در وسائل است حضرت با كمال تعجب فرمود : تو به اين چيزها عمل‏ و اعتنا می‏كنی ؟ ! گفت : بله يابن رسول الله ، چطور ؟ فرمود : الان‏ حركت می‏كنی می‏روی به خانه‏ات و تمام اين كتابها را يكجا آتش می‏زنی . امر امام بود ، رفت تمام كتابها را يكجا آتش زد . روايات زيادی در نهی از ترتيب اثر دادن به اين امور داريم . يك‏ سلسله روايات سومی داريم ( 1 ) كه از آنها انسان اين طور می‏فهمد كه‏ نحوست ايام و اوضاع كواكب يا اساسا در زندگی انسان اثر ندارد يا اگر هم‏ اثری داشته باشد ، . 1 توكل به خدا . 2 توسل به ائمه و . 3 صدقه دادن اثر اينها را از بين می‏برد . من خودم از آن زمان كه ( اين روايات را ) ديدم، اصلا بنايم بر اين است كه در هيچ كاری به اين امور ترتيب اثر ندهم كه :
سه و پنج و سيزده با شانزده بيست و يك با بيست و چهار و بيست و پنج
پاورقی :
. 1 سفينة البحار مرحوم حاج شيخ عباس
منبع : آشنایی با قرآن 5 نوشته شهید مطهری
هفت روز نحس باشد در مهی
زان حذر كن تا نيابی هيچ رنج

ساعات مخصوص دعا نوشتن

 

آفرینش آسمانها و زمین

در صحف ادریس است اول روزی که خداوند افرید روز یکشنبه بود پس صبح ان روز روز دوشنبه بود که خداوند دریاها رو دور زمین جمع کرد که ان را چهار دریا کرد فرات نیل و سیحان و جیحان بعد شب سه شنبه ظلمت و وحشت امد صبح سه شنبه خداوند شمس و قمر را افرید بعد از شرح طولانی شب چهار شنبه شد خداوند هزار هزار صف از ملائکه افرید پاره به شکل ابرو پاره به شکل اتش که در خلق و اجناس با هم متفاوتند بعد صبح چهار شنبه شد از آب اصناف چهارپایان را افرید با پرندگان و برای ان رزقی قرار داد و اتش بزرگ و اجناس هوا (پرندگان کوچک) را افرید سپس شب پنج شنبه شد خداوند درندگان جنبنده را از درندگان و پرنده جدا کرد صبح روز پنج شنبه شد پس هشت بهشت را افرید و هر یک دری را از انها به سوی بعضی گردانید بعد شب جمعه شد نور درخشنده افریدخدا صد دره رحمت باز کرد در هر دری جزئی از رحمت و بر هر دری هزار فرشته رحمت گماشت رئس انها را میکائل کرد اخر انها دری گردانید رحمت بتمام خلایق بان در بین خود رحم می کند صبح جمعه شد خدا درهای اسمان را به رحمت باز کرد (باران) بادها وزیدند و ابرها را بوجود اوردند ملائکه رحمت را به زمین فرستاد امر ابرها بر زمین باران بارند و زمین روئیدنی هایش را جلوه کرد و بر حسن بهجت افزود ملائکه را نور فرا گرفت و خدا روز جمعه را به همین جهت یوم الله یوم المزید نامید و خدا فرمود روز جمعه را گرامی دارید.

 

ساعات مخصوص دعا نوشتن

اول بايد به موقعيت ستارگان در آسمان توجه كرد كه اوضاع قمر در عقرب نباشد كه مي توان با استفاده از تقويم هاي نجومي موجود در بازار آن را فهميد.
دوم اينكه بايد زكات آن را پرداخت به گفته بسياري از اساتيد ميتوان 110 تومان به نيت امام علي ( ع ) صدقه داد و سپس دعا بنويسيد ، البته نظريات مختلفي وجود دارد.
سوم بايد در ساعت مخصوص به خود باشد


طریقه شناختن ستاره خود

اگر ستاره خود را بدانیم و در آن ساعت دعا کنیم یا دعا بنویسیم و یا طلسم پر کنیم ( برای خود ) بسیار بهتر است تا ... 
به زبان ساده : نام خود و مادر خود را با ابجد صغیر حساب کرده و تقسیم بر 12 ماه سال می کنیم انچه باقی ماند ( باقی مانده تقسیم ) از ستون کواکب استفاده می کنیم.

از کتاب کشف الهدایه و مفتاح الولایه نوشته مرحوم شیخ عبد الکریم مدرسی العالم


ساعاتی ویژه برای انجام هر کار
*یک ساعت قبل از طلوع آفتاب = ساعت اول*


شنبه : ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت زحل است كه نحس اكبر است. 
يكشنبه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت شمس است كه سعد اكبر است.
دوشنبه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت قمر است كه سعد اصغر است.
سه شنبه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت مريخ است كه نحس اصغر است.
چهار شنبه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت عطارد است كه سعد اصغر است.
پنج شنبه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت مشتري است كه سعد اكبر است است.
جمعه: ساعت اول يعني يك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت زهره است كه سعد اكبر است. 
نكته:هيچگاه در شب مخصوصا به هنگام غروب دعا وطلسم ننويسيد كه موجب بلا ونزاع وجنگ ميشود

 

بيان ساعات و ايامي كه مي بايست باطل سحري در آن زمان انجام شود

قمر در عقرب نباشد اين ايام در تقويم هاي نجومي 
روز مخصوص باطل سحر روز چهارشنبه است
* توجه : روز و شب را به 24 ساعت تقسيم مي كنيم كه ساعت اول از لحظه طلوع آفتاب به مدت 45 دقيقه مي باشد . براي مثال اگر خورشيد ساعت 3:45 دقيقه طلوع كند ساعت اول تا ساعت 4:30 ادامه دارد .


این ایام منحوسه هر طالع میباشد.

ایام قمر در عقرب

در ایام قمر در عقرب نباید دست به دعا نویسی زد زیرا برعکس میشود.
باید از عروسی ،تصمیم گیری،سفر و انجام کارهای مهم در این روزها خودداری نمود. دعا نویسان برای نوشتن دعاهای شیطانی همچون بغض، سرگردانی و تفریق از این روزها بهره میگیرند.

تمامي تاريخ ها به قمري ميباشد البته به خاطر اختلاف زمان از تقویم های نجومی استفاده کنید.

حمل : از روز 16 تا نصف روز 18 نحس می باشد . 
ثور : از روز 13تا نصف روز 15نحس می باشد . 
جوزا : از روز 11تا نصف روز 13نحس می باشد . 
سرطان : از روز 8تا نصف روز 10نحس می باشد . 
اسد : از روز 6 تا نصف روز 8 نحس می باشد . 
سنبله : از روز 3 تا نصف روز 5 نحس می باشد . 
میزان : از روز 1 تا نصف روز 3 نحس می باشد . 
عقرب : از روز 28تا نصف روز 30نحس می باشد . 
قوس : از روز 26تا نصف روز 28نحس می باشد . 
جدی : از روز 23تا نصف روز 26نحس می باشد . 
دلو : از روز 21تا نصف روز 23نحس می باشد . 
حوت : از روز 19تا نصف روز 21نحس می باشد .
 

قمر در عقرب هر ماه

هر طالع در هر ماه چند روز قمر در عقرب ومنحوس می باشد ، و در این روزها باید شروی به سفر نکرد ویا عقد و ازداج نکرد و..... 
مگر در بغض و آوارگی برای آن شخص که اگر قمر در عقرب باشد به طور دایم باقی می ماند مگر آنکه باطل شود .

 

روش محاسبه قمر در عقرب

قاعده این محاسبه از این قرار است :

هر چند روز که از ماه عربی ( قمری ) گذشته آن را در حساب دو برابر نما و پنج روز بر آن بیفزا ی پس بنگر شمس در کدام برجست ، از حمل بحساب آورده بهر برجی پنج روز بده در هر برجیکه عدد تمام شد ماه در ان برجست و اگر عددی باقی ماند آن را در شش ضرب کن حاصل را از درجه آن برج بحساب آور

هر چه از ماه شد مثنی کن پنج دیگر فزای بر سر آن
و آنچه مانده در آخر منزل ضرب در شش و درج میدان


مثلاً فرض کنيم شعبان را مي خواستيم بفهميم قمر در چه برجيست چون 15 روز گذشته آن را دو برابر نموده و 5 روز بر آن مي افزائيم و 35 شد.

ديديم شمس در حمل است به هر برجي 5 روز مي دهيم ، پس قمر در برج ميزانست.

شانزده روز گذشته بود 3 از آن تا ميزان را بيرون کرد دو باقي ماند ضرب در 6 کرديم پس قمر دوازده درجه در عقرب است.


ساعات سعد و نحس ایام هفته

مثلا شنبه ساعت زحل نحس اکبر هست


شنبه --------- زحل ------- نحس اکبر

يکشنبه ------ شمس ------- سعد اکبر

دوشنبه ------ قمر --------- سعد اصغر

سه شنبه ----- مريخ ------- نحس اصغر

چهارشنبه --- عطارد ------ سعد اصغر

پنج شنبه ---- مشتري ------ سعد اکبر

جمعه ------- زهره ------- سعد اکبر


ساعات شریف

-*-_ جمعه موقع صبح قبل از طلوع فجر 
-*-_ عصر روز شنبه
-*-_ طلوع فجر یکشنبه
-*-_ صبح روز دوشنبه
-*-_ بعد از ظهر روز سه شنبه
-*-_ قبل از طلوع روز چهارشنبه
-*-_ بعد از ظهر روز پنج شنبه

  

ستاره شناسي

 

ستاره شناسي به معنای شناخت مجموعه نظام كيهاني است. طب ستاره شناسي در واقع بخشي از پيشگويي در ارتباط با كهكشانهاي متعدد و سیارات گوناگون و تاثير آنها بر سلامتی انسان است.
به عبارت ديگر تركيب سیارات و قرار گرفتن آنها در موقعیتهای خاص باعث ایجاد برخي از نیروها مي شود كه اگر اين نيرو ها در هماهنگی با میدانهای انرژی يك فرد نباشد، باعث ايجاد بيماري، حادثه و طيفي از ناراحتیهای فكري و بدنی مي گردند. بقراط علم پزشكي را بر پايه آگاهيهايش از علم ستاره شناسي بنا نهاد. او عقیده داشت شخصی كه بدون در نظر گرفتن حرکت و چرخش ستارگان و سيارات به حرفه طبابت مي پردازد، فردی ابله است. امروزه تاثير سيارات و ديگر اجرام آسمانی بر زمین اثبات شده است. به عنوان مثال حیات فقط در پرتو نور خورشید ممکن است و يا ماه به طور موثری بر جذر و مد دریاها و همچنين در خشكي بر انسانها، حیوانات و گیاهان تاثير دارد…


بدان كه چون نطفه در رحم افتاد، نمودار جوهر اول است و چون چهار طبقه شد، عناصر و طبایع است و چون اعضا پیدا آمدند، اعضاي بيروني چون سر و دست و شكم و فرج و پاي نمودار هفت اقلیم اند و اعضاي اندرونی چون شش و دماغ و گرده و دل و مداره و جگر و سپرز نمودار هفت آسمانند.


شش آسمان اول و نمودار فلك قمر(ماه) است. از جهت آنكه قمر، شش عالم كبير است. و واسطه است در علم. و در اين فلك ملائکه بسيارند. و ملكي كه موكل است بر تحصیل علوم و تدبیر معاش، سرور اين ملائكه است و جبرئیل اين ملائكه است و سبب علم عالمیان است.


شش آسمان اول و نمودار فلك قمر(ماه) است. از جهت آنكه قمر، شش عالم كبير است. و واسطه است در علم. و در اين فلك ملائکه بسيارند.
شش آسمان اول و نمودار فلك قمر(ماه) است. از جهت آنكه قمر، شش عالم كبير است.و واسطه است در علم.
نقشه جامع نقاط آسيب پذير بدن انسان با توجه به ماه تولد هر فرد و در اين فلك ملائکه بسيارند. و ملكي كه موكل است بر تحصیل علوم و تدبیر معاش، سرور اين ملائكه است و جبرئیل اين ملائكه است و سبب علم عالمیان است.


دماغ (مغز) آسمان دويم است و نمودار فلك عطارد است و در اين فلك ملائكه بسيارند و فلكي كه موكل است بر نوشته ها، سرور اين ملائكه است، از جهت آنكه دماغ عالم كبير، عطارد است.


گرده (کليه) آسمان سيم است و نمودار فلك زهره است، از جهت آنكه زهره گرده عالم كبير است و در اين فلك ملائكه بسيارند و ملكي كه موكل است بر انبساط و فرح و شهوت سرور اين ملائكه است.


دل (قلب) آسمان چهارم است و نمودار فلك شمس است، از جهت آنكه شمس، دل عالم كبير است و در اين فلك ملائكه بسيارند و ملكي كه موكل است بر حیات، سرور اين ملائكه است و اسرافيل از اين ملائكه است و اسرافيل سبب حیات عالمیان است.


مداره (زهره) آسمان پنجم است و نمودار فلك مریخ است، از جهت آنكه مریخ، مداره عالم كبير است و در اين فلك ملائكه بسيارند و ملكي موكل است بر غضب و قهر و ضرب و قتل، سرور اين ملائكه است.


جگر (کبد) آسمان ششم است و نمودار فلك مشتری است، از جهت آنكه مشتری، جگر عالم كبير است و در اين فلك ملائكه بسيارند و ملكي موكل است بر ارزاق، سرور اين ملائكه است و ميكائيل از اين ملائكه است. و ميكائيل سبب ارزاق عالميان است.


سپرز (طحال) آسمان هفتم است و نمودار فلك زحل است، از جهت آنكه زحل، سپرز علم كبير است. و در اين فلك ملائكه بسيارند و عزراييل از اين ملائكه است و سبب قبض ارواح عاليمان است.«
هر يك از سيارات بر يكي از اعضاي بدن ما تاثير مي گذارند و سلامت و بيماري آن عضو در نوع ارتباط ما با جریانات ظريف انرژی آن سیاره است. بنابراين مهمترين عضو آسیب پذیر متولد هر ماه، بدين شرح است:

 

خصوصیات هرسیاره

پس همان طور که در پست های قبلی مشاهده کردید و می کنید ساعات مختلف هر کدام به سیاره ای تعلق دارند و در نتیجه خصوصیات مختلفی که برگرفته از سیاره مربوط به آنها میباشد را دارا هستند ( علم نجوم )
حال خصوصیات هرسیاره را توضیح میدهیم :


زحل:ساعتی نیکوست در این ساعت تجارت زراعت و عقد قرارداد خوب است و همچنین در این ساعت انجام طلسم و .. نتیجه خوب میدهد و کسی که در این ساعت به دنیا آید صاحب دولت و عمر طولانیست.


مشتری : این ساعت ساعتی نیکوست و مناسب است برای شروع کار دیدار مریض خرید و فروش و بریدن و خریدن لباس نو و طلب حاجت از پروردگار و فرزندی که در این ساعت به دنیا بیاید از نیکو کاران و صالحان روزگار می شود و شایسته نیست در این ساعت به دیدار کافر و مفسد رفتن و کارهای خلاف و پنهان انجام دادن .


مریخ : ساعتی خوب است برای پوشیدن رخت نو و خوب نیست برای دیدار از دولت مردان شکار و انجام طلسمات و کودکی که در این ساعت به دنیا بیایدبه ریختن خون علاقه مند است.


الشمس : ساعتی خوب است برای بریدن و پوشیدن لباس نو و خرید و فروش وانجام طلسمات خوب وخوب نیست برای انجام طلسمهای شر و حسد و فرزندی که در این ساعت به دنیا آید دارای عمری طولانی و دانشی زیاد میباشد.


الزهره : ساعتی خوب است برای ازدواج و مسافر ت و طلسم های نیکو و عیادت از مریض و بریدن و پوشیدن لباس نو و کسی که در این ساعت متولد شود دوست دار خوشی و شادی و تفریح می باشد و شایسته نیست در این ساعت آموزش دادن به کودک و شروع کارهای بزرگ و انجام طلسم های شر.


عطارد : ساعتی خوب است برای تعلیم به کودک و آموزش و نوشتن و انجام طلسم های الفت و محبت و شروع کارهای جدید و تعمیرات و کسی که در این ساعت به دنیا می آید عالم و باهوش و زیرک می شود و شایسته نیست در این ساعت حجامت کردن بریدن لباس نو و مسافرت و انجام کارهای پنهانی و معالجه بیمار.


القمر : ساعت خوبی است برای پیغام فرستادن و حجامت کردن و خوردن دارو مسافرت و انجام کارهای صواب
بطور کلي روزهاي هفته و ساعات شبانه روز هرکدام به دو قسمت سعد و نحس تقسيم ميشوند که هر دو آن ها شامل بخش هاي اکبر و اصغر هستند و به يکي از سيارات منسوبند.

 

يک طالع بيني عجيب، واقعي و جديد!!!

 

 
تاريخ تولد را به عدد بنويسيد، به هر ترتيبي که بنويسيد تفاوتي نميکند اما براي اينکه ترتيب ثابتي را رعايت کنيد، اول شماره ي ماه، بعد روز و بعد سال را به صورت کامل بنويسيد.
اطمينان حاصل کنيد که تاريخ تولدي که در دست داريد کاملا دقيق و درست باشد.
براي نشان دادن مراحل انجام عمل؛
 من 16 آوريل 1984 را مثال مي زنم،(27 فروردين 1363).
 
تاريخ تولد را به عدد بنويسيد، به هر ترتيبي که بنويسيد تفاوتي نمي کند اما براي اينکه ترتيب ثابتي را رعايت کنيد، اول شماره ي ماه، بعد روز و بعد سال را به صورت کامل بنويسيد. 1984/16/4
شماره ي ماه ها را اشتباه نکنيد:
 
1- ژانويه(January)
2- فوريه(February)
3- مارس(March)
4- آوريل(April)
5- مه(May)
6- ژوئن(June)
7- ژوئيه(July)
8- آگوست(August)
9- سپتامبر(September)
10-اکتبر(October)
11- نوامبر(November)
12-دسامبر(December)
 
بين تک تک رقم ها علامت + بگذاريد، حتي صفرها؛ بعد رقم ها را با هم جمع کنيد تا به حاصل جمع برسيد. در مثال 16/4/1984 به اين شکل عمل مي کنيم:
 
33=4+8+9+1+6+1+4
 
وقتي تمام رقم هاي تاريخ تولد را با هم جمع کرديد و به يک حاصل جمع رسيديد، بين دو عدد حاصل جمع هم علامت + بگذاريد و آنها را با هم جمع کنيد.
 
6=3+3=33
 
اگر حاصل جمع اوليه ي شما به صفر ختم شود، مانند 20، 30 يا 40، باز هم جمع کنيد.
براي اعداد تولد قرن بيستم، شما هميشه در پايان به يکي از اعداد زير مي رسيد:
 
12 يا 11،10،9،8،7،6،5،4،3،2
 
يکبار ديگر جمع بستن خود را کنترل کنيد تا مطمئن شويد دقيقا عدد زندگي درست را بدست آورده ايد.
 
انرژي هاي هر يک از اعداد:
 
(1)خلاقيت و اعتماد به نفس
(2) همکاري و تعادل
(3)بيان و احساسات
(4)ثبات قدم و مراحل
(5)آزادي و انضباط
(6)بينش و پذيرش
(7)اعتماد و گشاده دلي
(8)وفور و قدرت
(9)تماميت و عقل
(0)استعدادهاي دروني
آنها که عدد زندگيشان دو رقمي است، انرژي دروني اشان از ترکيب دو عدد به دست مي آيد.
مثلا آنکه عدد زندگي اش 10 است، ترکيبي از انرژي 1 و انرژي 0 مي باشد.11 مشخص کننده دو مرتبه 1 است که تمام مشکلات و ويژگي هاي يک را دو برابر قوي تر مي کند.
بدون در نظر گرفتن عدد تولدمان، همه ي ما سهمي از تمام مشکلات همراه با اعداد 1 تا 9 را در خود داريم. با وجود آنکه ممکن است آگاهانه با بعضي يا تمام اين انرژي ها ارتباط داشته باشيم، اما انرژي عدد زندگي خودمان در دراز مدت تاثير بسيار بيشتر و شديدتري بر زندگيمان دارد.
 
1 ها خلاقيت و اعتماد به نفسشان را بروز مي دهند.
2 ها به صورت سياستمداراني تکامل يافته و متعادل در مي آيند.   
3 ها با بيان و حساسيتشان خود را بالا مي کشند.
4 ها به مراحل قدم به قدم براي رسيدن به اهدافشان غلبه مي کنند.
5 ها از طريق انضباط به آزادي دروني مي رسند.
6 ها تصوير بزرگتر را مي بينند و به قبول کمال ذاتي دنيا مي رسند.
7 ها در به روي ايمان به خودشان و ديگران مي گشايند.
8 ها به قدرت و فراواني مي رسند و آن را در راه هدف برتر مصرف ميکنند.
9 ها با نمونه قرار گرفتن و الهام بخشيدن به ديگران در مورد تماميت عقل برترشان، ديگران را رهبري مي کنند.
 
معناي اعداد
 
در معرفي انرژي ها، مشکلات و معاني هر يک از ارقام، بايد به خاطر داشته باشيد که انگيزه ها و قدرت هاي همراه با هر يک از اعداد ممکن است تا به حال به ظهور رسيده باشند و يا فعلا تا مدتي پنهان بمانند. عواملي مانند تاريخ خانوادگي، عادات شخصي و ارزش نهادن به خود ممکن است بر زمان ظهور اين انرژي ها تاثير بگذارد.
 
1)خلاقيت و اعتماد
وقتي مانعي در جلوي جريان انرژي نباشد، به صورت طبيعي انرژي خلاقه تبديل به دستاوردهاي واقعي مي شود. وفور چنين انرژي به 1 ها قدرت ميدهد که در هر کاري که مي کنند خلاقيت خود را به ظهور برسانند، همين انرژي مانند رودخانه اي روان نياز به حرکت و بيان دارد و اگر راه هاي مناسب براي جريان يافتن آن به وجود نيايد ممکن است خود را به صورت اعتيادهاي خطرناک و ويرانگر به ظهور برساند.
 
2)همکاري و تعادل
انرژي 2ها از آنها منبع قدرت، پشتيباني و همکاري در خدمت به خلق مي سازد. اما آنها ابتدا بايد حدود و مرزها و سطوح مسئوليت هاي خود را مشخص کنند و اگر نه ممکن است در کمک کردن به ديگران زياده روي کرده و بعد سرخورده، خود را کنار بکشند.لازم است آنها از زياده روي در خدمت کردن که منجر به رنجش و مقاومت خودشان مي شود خودداري کنند.
 
3)بيان و حساسيت
لازمه ي اجراي هدف زندگي 3 ها آوردن بيان سازنده ي احساسي به اين دنيا است و اين کار با در ميان گذاردن احساسات و عقايدشان از مستقيم ترين، مثبت ترين و صادقانه ترين روش ممکن انجام مي پذيرد. آنها نياز دارند که راه هايي براي به عمل آوردن قدرت هاي بيانگر و حساسيت هايشان در راه بالا بردن ديگران، نه تحقير کردن آنها، استفاده کنند.
 
4)ثبات و مراحل
همانطور که در هر ساختمان و خانه اي مي بينيم، 4 ها هم بايد يک زير بناي محکم و پابرجا بسازند و بعد با طي مراحل گام به گام بعدي به سوي کامل کردن هدف هاي خود پيش روند. 4 ها با متعادل ساختن قدرت با انعطاف پذيري و تجزيه و تحليلي ،  مي توانند به هدف هايشان برسند.
 
5)آزادي و انضباط
افرايد که با انرژي 5 کار مي کنند، نوزايي مجدد خود را در جستجوس آزادي از طريق طيف وسيعي از تجربيات مستقيم به دست مي آورند. گاهي اين کار آنها را در به عهده گرفتن بيش از حد رهبري مي کنند. آنها به اين دنيا آمده اند تا از طريق انضباط ، توجه و تمرکز به عمق تجربيات دست يابند. آنها ممکن است بين دو سر حد وابستگي بيش از حد و استقلال بيش از حد در نوسان باشند تا وقتي به آزادي دروني خودشان برسند.
 
6)پذيرش و بينش
بينش زيبايي، پاکي و ايدآل هاي برتر آنها که با نيروي 6 کار ميکند ممکن است از طريق قضاوت در مورد خودشان، ديگران و دنيا آلوده شود. هدف آنها بايد تشخيص کمال برتر يا متعادل در هر کس يا هر چيز باشد. در عين حال که خودشان و ديگران را قبول مي کنند به سوي ايده آل هاي برتر حرکت کنند.
 
7)اعتماد و گشاده دلي
آنها که با عدد 7 کار مي کنند، ذهن هاي بسيار نافذي دارند. آنها از زيبايي دنياي بيرون، زمين ، دريا، گل ها، باد و آسمان لذت مي برند. آنها به اين دنيا آمده اند تا به عقل و عشق دروني خودشان اعتماد کنند و تا آن حد به روح برتري که در درونشان در کار است ايمان داشته باشند که از پناهگاهشان بيرون آيند و با گشاده دلي احساساتشان را با ديگران در ميان بگذارند.
 
8)وفور قدرت
بيشتر 8 ها يا در طلب پول، قدرت، کنترل، مقام و شهرت هستند و يا از آنها مي گريزند. در همين حوزه هم هست که بزرگترين مبارزات و بزرگترين رضايت براي آنها وجود دارد. آنها به اين دنيا آمده اند تا با به کار بردن وفور و قدرت در خدمت يک هدف برتر باشند نه اينکه ان را هدف خود بدانند.
 
9)تماميت و عقل
هدف زندگي 9ها ، آنها را به سوي برترين تماميت مي خواند. در حقيقت توقعش اين است که 9 ها با قرار گرفتن در خط اصول برتر و الگو قرار دادن خود، به ديگران الهام بخشند. آنها با عمق و جاذبه ي طبيعيشان اغلب در مقام رهبري قرار مي گيرند و به صورت نمونه هاي تماميت، تعادل، و عقل و يا به صورت نمونه ي فاقد آن صفات زندگي ميکنند.
 
جنبه هاي مثبت و منفي اعداد
هدف زندگي
به صورت مثبت
به صورت منفي
 
1)خلاقيت و اعتماد
انرژي و الهامات برترش را در راه هاي خلاق و کمک به کار مي اندازد. به خودش مطمئن است.
احساس بسته بودن، باز داشته شدن و ياس مي کند، احساس حقارت، بيماري، بي حالي، و سنگيني و ناامني دارد و احتمالا معتاد است.
 
2)همکاري و تعادل
در مورد محدوديت ها و مرزهاي شخصي خود حس روشني دارد. به خودش و ديگران به يک نسبت کمک مي کند.
احساس غرق شدگي و يا پايمال شدگي دارد،  مقاوم است و عکس العمل نشان ميدهد. کارها را با همکاري بيش از حد شروع مي کند و بعد ناگهان خود را کنار مي کشد.
 
3)بيان و احساسات
بياني صميمانه، از ته دل، و تعالي بخش دارد. با الهام بخشي، حساسيت و شادماني ارتباط برقرار مي کند.
احساس افسردگي و نااميدي مي کند، بيش از حد حساس است، شکايت و انتقاد مي کند و بسيار به خود شکاک است.
 
4)ثبات و قبول مراحل
به خوبي آماده مي شود و قدم به قدم پيش مي رود. صبورانه راهش را ادامه مي دهد. منطق را با احساسات متعادل مي سازد.
همه چيز را يک باره و همين الان مي خواهد. از روي پله ها مي پرد. زياده خواه، عجول، و گيج است. ثبات قدم و پشت کار کمي دارد.
 
5)آزادي و انضباط
مواهب و ذوق هاي مختلفي را به صورتي متمرکز به کار مي گيرد. براي رسيدن به استقلال انضباط عملي دارد.
بين وابستگي بيش از حد و عدم وابستگي در نوسان است، پريشان است، بيش از حد تلاش ميکند، متظاهر و بلوف زن است.
 
6)بينش و پذيرش
تصوير بزرگتر را ميبيند، بخشنده و صبور است، کارش را عالي انجام مي دهد بدون اينکه در دام کمال گرايي بيفتد. خودش و ديگران را قبول مي کند.
بيش از حد منتقد است. خودش و ديگران را با معيارهاي کمال طلبانه قضاوت مي کند، در جزييات کم اهميت غرق مي شود.
 
7)اعتماد و گشاده دلي
به دروني ترين احساساتش اعتماد مي کند. آنقدر به ديگران اعتماد دارد که قلب خود را به روي او بگشايد.از نظر احساسي خطر مي کند و احساساتش را در ميان مي گذارد.
احساس تلخي، گول خوردگي، و ديوانگي دارد. از ذهنش به عنوان يک سپر استفاده مي کند. به خودش و ديگران اعتماد ندارد.
 
8)وفور و قدرت
از وفور و تاثير گذاري بدون ترس يا سوئ استفاده لذت مي برد. مواهب الهي را با دست و دلبازي و عاقلانه با ديگران قسمت مي کند.
از مشکلات مربوط به پول، قدر و شهرت هم مي ترسد و هم گرفتار آنهاست. براي خود کارشکني مي کند.
 
9)تماميت و عقل
در خط اصول برتر زندگي مي کند. با مثال وجوديش ديگران را رهبري مي کند. تجلي دهنده ي عمق، جذابيت، و عقل است.
اهداف برتر را گم کرده، احساس تنهايي و بريدگي مي کند. در ذهنيتش گم شده و ارتباط خود را با قلب و رهبر الهاميش از دست داده است.
 
0)استعدادهاي دروني
از مواهب حساسيت، قدرت، بيانگري، و الهام در خدمت به ديگران و براي اهداف برتر استفاده مي کند.
بيش از حد حساس و عصبي است. کله شق، با زباني طعنه زن و نيش دار، در مقابل احساسات دروني و الهامات گيج است.
 
 
با وجود اينکه هيچ عدد خاصي بر مشکلات يا امکانات انحصار به خصوصي ندارد، مي توانيم عمومي ترين تمايلات و کيفيات همراه با هر يک از اين اعداد را خلاصه کنيم.
اين تمايلات در کساني که آن ارقام را در هر جاي تولدشان دارند، ظهور مي کند.
 
 
(سير تحول انرژي ها؛ از ناتواني به قدرت):
هر يک از اعداد داراي طيفي از کيفيات هستند که از منفي ترين تمايلات (ناتواني ها) تا صفات مثبت (توانايي ها) را در بر مي گيرد:
 
آنها که با عدد (1) کار مي کنند مي توانند از عدم امنيت و اعتماد به قدرت هاي خلاقه و اعتماد به نفس برسند.
 
آنها که با عدد (2) کار مي کنند مي توانند از وابستگي متقابل و رنجش به تعادل و سياستمداري برسند.
 
آنها که با عدد (3) کار مي کنند مي توانند از افسردگي و تحميل خود به بيانگري و الهام برسند.
 
آنها که با عدد (4) کار مي کنند مي توانند از عدم ثبات و عدم قاطعيت به قابليت اعتماد به نفس برسد.
 
آنها که با عدد (5) کار مي کنند مي توانند از احساساتي باز و وابستگي به زيرکي و اعتماد به نفس برسند.
آنها که با عدد (6) کار مي کنند مي توانند از نااميدي و انتقادگري به ديد بازتر و پذيرش برسند.
 
آنها که با عدد (7) کار مي کنند مي توانند از ديوانگي و عزلت گرايي به بصيرت و گشاده دلي برسند.
 
آنها که با عدد (8) کار مي کنند مي توانند از گول زدن خود و موقعيت طلبي به ثمر بخشي و دست دلبازي برسند.
 
آنها که با عدد (9) کار مي کنند مي توانند از رياکاري و تعصب به تماميت و عقل برسند.
 

آنها که با عدد (0) کار مي کنند مي توانند از ترس هاي دروني و حساسيت بيش از حد به توازن با محيط و خدمت به خلق برسند.

 

علم قیافه شناسی

 

علامات سر  

سر بزرگ علامت درك و فهم و سر كوچك نشانه حماقت . سر دراز مكر و حيله و بد نفسي .

علامات چانه

چانه هر چه تيز تر باشد مكروحيله او بيشتراست چونه گرد تر و پهن تر باشد مكر و حيله او كمتر است . چونه جلو آمده نشانه حماقت . دوچونه نشانه علم .

 

 

علامات گوش

گوش هر چه بزرگتر باشد نشانه عمر بيشتر و رزق و روزي فراوان . گوش كوچك كم عقلي و نفهمي فرد را ميرساند لاله گوش هر چه پر گوشتر باشد نشانه روزي زياد است .

علامات دهان

دهان هر چه گشاد تر باشد نشانه شهوت زياد است . دهان تنگ يا كوچك نشانه كم روزي .

علامات لب

لب كلفت در مرد بد نفسي و لب كلفت در زن شهوت زياد است لب نازك بد نفسي هر دو

علامات چشم

چشم بزرگ در مرد سستي در كارها و در زن شهوت زياد است . چشم هر چه كوچكتر باشد عقل فرد چه زن چه مرد بيشتر است . چشم انحنا به بالا مشكل ناموسي داشتن ( بي غيرتي ) چشم شهلا ( جذاب كننده ) فرزند احسن . چشم ارزق داشتن حسادت . چشم ارزق هر چه بزرگتر باشد زود تر چشمش ميگيرد . چشم سياه بزرگ كهولت در كارها . چشم سياه بزرگ لرزان مكر و حيله . زود زود پلك زدن مكر و حيله .چشم قهوه اي صحت عقل هر چه تيرگي بيشتر باشد سهولت در كار و روشني بيشتر حسادت بيشتر .

علامات بيني

 بيني پهن و گوشتي شهوت زياد هم در زن هم در مرد . بيني تيز ( تيغ كشيده ) مكر و حيله . سوراخ هاي بيني هر چه بزرگتر رزق و روزي بيشتر هر چه كوچكتر رزق و روزي كمتر . بيني مثل طوطي دنبال علم . كج بودن به طرف چپ مقصر خودش و اگر به طرف راست باشد فريبش ميدهند . سر بيني پر گوشت و بزرگ مغرور بودن و كمي حماقت .

علامات مو

موي سر هرچه زبرتر باشد شجاعت زياد است چه در زن چه در مرد هر چه نرم تر باشد ترسو بودن . هر چه كم پشت باشد صحت عقل . هر چه پر پشت باشد كم عقلي هر چه بلند تر باشد حماقت بيشتر هر چه كوتاه تر باشد صحت عقل . هر چه سياه تر فكر زياد هر چه سفيد تر درد سر زياد . پرمو بودن بدن كينه اي و مغرور بودن فرد را ميرساند . موي پا هر چه بيشتر باشد شهوت زياد است .

علامات دندان

دندان جلو بزرگ ( خرگوشي ) بد نفسي و دنبال ناموس مردم و شرارت در كارها . دندان بزرگ در زن فضول بودن و به هم انداختن ديگران است . دندان خورد صحت عقل . دندان درشت كينه اي بودن . دندان فاصله دار صحت عقل . دندان نيش يا جانوري مكر و حيله اي بودن است .

 علامات خنده

خنده به قهقهه بي حيايي چه در زن چه در مرد . خنده به تبسم صحت عقل .

سخن گفتن زياد كم عقلي . سخن گفتن هر چه كمتر باشد مكر و حيله او بيشتر است

علامات پيشاني

پيشاني تنگ نشانه روزي كم . پيشاني گشاد رزق و روزي زياد . پيشاني خط دار مقدار غرور فرد هر چه خط كلفت تر و نمايان تر باشد غرورش بيشتر است .

علامات ابرو

نوك ابرو تيز به طرف بيني مكر و حيله ابروي پر پشت سهولت در كارها ابروي پيوندي شهوت زياد در مردان در زنان سهولت در كارها ابروي نازك در زنان عشق و محبت زياد .

علامات گونه

گونه هر چه پر گوشت تر باشد رزق و روزي زياد هر چه كم گوشت تر باشد رزق و روزي كمتر باشد . هر چه گونه سرخ باشد صحت سلامتي بدن . هر چه سفيد تر باشد بيماري سر . اگر گونه در هنگام خنده فرورفتگي داشته باشد گرفتاري زياد باشد .

علامات گردن

گردن كوتاه عقل زياد . گردن بلند بي عقلي . گردن خط داشته باشد چاقو خوردن در طول عمر

علامات كتف و دست

كتف لاغر بد نفسي . كتف چاق روزي زياد . دست دراز حماقت زياد . انگشتان دراز هنرمند بودن . پر گوشت بودن كتف و دست روزي زياد و كم گوشتي كتف و دست رزق و روزي كم . سوراخ شدن يا پوست پوست شدن كف دست مقدار رزق و روزي .

علامات صدا

سخن خشن كم عقلي . سخن نرم صحت عقل .

علامات ناخن

ناخن زرد مريضي سينه .

علامات انگشت

انگشت بزرگ پا ( اشاره) از شصت هر چه بزرگتر باشد نشانه فكري بودن فرد است .

علامات پاشنه

پاشنه هر چه پرگوشت تر باشد دولت زياد و كم گوشت برعكس .

 علامت م‍ژه

م‍ژه كماني كنژان ( بلند ) نشانه محبت زياد . مژه كوتاه صحت عقل زياد . مژه بلند كنژان يعني مژه بالا بلند كماني مژه پايين كوتاه كنژان شهوت و حماقت زياد .

  

 

چشم راست اگر بپرد نزديك به بيني پدر خودت با برادرت يا كسي دعوا ميكند . چشم چپ نزديك به بيني بپرد پدر و مادرت دعوا ميكنند كمي فاصله بگيرد پدر و مادرت با كسي دعوا ميكنند .

عدسه اگر يكي بزند پشت سرت به بدي تصميم ميگيرند . اگر 2 تا بزند به خوبي تصميم ميگيرند ولي منفعتي توش نيست