" هاله بینی "

 

حساس کردن دستها برای اسکن هاله ها

از آنجای که توسعه توانایی " هاله بینی " به زمان قابل ملاحظه ای نیاز دارد . باید سعی کنید با حساس کردن دستهای خود توانایی احساس کردن حوزه انرژی یا هاله درونی را در خود ایجاد کنید . به این ترتیب  می توانید تشخیص دهید که کدام بخش از کالبد انرژی بیمار . دچار نقصان یا انباشتگی شده است .

 

* شیوه کار :

1- زبانتان را به سقف دهان بچسبانید .

2- مرکز دستهای خود را با مشتها فشار دهید .

3- دستها را بطور موازی در فاصله سه اینچی ( هر اینچ=2.54سانتی متر ) یکدیگر قرار دهید . زیر بغلها

را کمی باز کنید .

4- نسبت به مرکز دستها و نوک انگشتان خود هوشیار باشید . دستها را به آرامی به جلو و عقب حرکت دهید

این کار باید بسیار آرام انجام شود . این تمرین را برای پنج دقیقه ادامه دهید . با هوشیار بودن نسبت به کف 

دستها و نوک انگشتان . چاکراهای انگشتان و کف دستها فعال شده . در نتیجه دستها حساس یا قادر به احساس کردن انرژی یا ماده لطیف می شوند .هیجده تا نوزده درصد شما با اولین تمرین می توانید احساسی از مور مور شدن . گرما . فشار یا ضربان موزون (ریتمیک) را بین کف دستها داشته باشید .

احساس فشار یا ضربان موزون مهم است .

5- پس از احساس کردن دستها بلافاصله اقدام به اسکن کنید . 

6- برای حدود یک ماه حساس کردن دستهایتان را انجام دهید . بطور معمول پس از یک ماه تمرین کردن دستهای شما کم و بیش بطور دایمی حساسیت خود را حفظ می کنند . 

7- اگر در تمرین اول چیزی احساس نکردید دلسرد نشوید و به تمرین ادامه دهید . احتمالا در جلسه 

چهارم خواهید توانست این ماده رقیق را احساس کنید. 

داشتن ذهنی باز و تمرکز کردن صحیح از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .

اگر بتوانید قبل از اسکن هاله درونی ؛ چگونگی احساس کردن اندازه و شکل هاله تندرستی و هاله بیرونی را یاد بگیرید برایتان سودمند است .

ولی الزامی نیست. به این ترتیب دستها حساسیت بیشتری دارند . زیرا هاله بیرونی و هاله تندرستی

دقیقتر از هاله درونی هستند . از سوی دیگر شما با این کار ؛ وجود هاله بیرونی و هاله تندرستی را برای

خود اثبات می کنید . در شفاگری اساسا به اسکن هاله درونی علاقه مندیم و در اسکن هاله درونی است

که موقعیت نقاط پر اغتشاش معلوم می شود .

هنگام اسکن با دستهایتان همیشه روی مرکز کف دستها تمرکز کنید . با تمرکز کردن بر روی این مراکز

چاکرای دستها فعال می مانند یا فعالتر می شوند و در نتیجه دستهای شما را برای اسکن احساس انرژی

رقیق حساس می کنند . بدون انجام این عمل در اسکن دچار مشکل خواهید شد .انرژی مسئله خیلی مهمیه. و برای خیلی از فعالیتها از جمله برونفکنی کالبداختری و فعالیتهای مابعدالطبیعه بسیار حیاتیه. ما در زندگی روزمره هم از این انرژی درونی بهره میگیریم. و صرف خیلی کارها میکنیم. و در برخی موارد اون را هدر میدیم. مثلا وقتی درباره اینکه چقدر از شخصی بدمون میاد فکر میکنیم. برای بالابردن این انرژی هم معمولا هر شخص متوسل به وسیله ای میشه. شخصی کمبود انرژی خودش را با حضور در جمعی از دوستان جبران میکنه. به این صورت دیگران هر کدام مقدار بسیار کمی انرژی از دست داده و کمبودش را احساس نمیکنند. شخصی این انرژی را با تحقیر دیگران بدست میاره و شخصی هم با دوست داشتن و کمک کردن به دیگران مقدار قابل توجهی انرژی نصیبش میشه و اشخاص دیگری هم از راههای گوناگون دیگه. پس میبینید ما با انرژی چه رابطه نزدیکی داریم. تا بحال خیلی ها میزان انرژی شما را بالا بردند و خیلی ها هم آن را کم کردند. و این در زندگی روزانه ما بارها و بارها اتفاق افتاده بدون اینکه ما به اون توجهی داشته باشیم و فقط اون را احساس کردیم. افرادی هستند که به صورت ناخودآگاه از انرژی دیگران تغذیه میکنند. معمولا هم افرادی هستند که ما هیچگونه شک و شبهه ای به آنها نداریم. ممکنه نزدیک شما بیان و برای شما درد دل کنن و بگن که چه آدم بدبخت و فلک زده ای هستند که با این کار در حال گرفتن انرژی از شما هستند در حالی که شما دلتان به حالشون سوخته. عده ای هم هستند که سعی میکنند با تحقیر شما از شما انرژی بگیرند. موارد مختلفی وجود داره. برای همین سعی کنید از اینگونه افراد یا به کلی دور بشید و یا با اونها مقابله کنید و با این کار به انرژی دزدی آنها پایان بدید. مثلا در صورتی که شخص مورد نظر شروع به گریه و زاری و گفتن اینکه چقدر آدم بدبختیه اصلا بهش توجهی نکنید و بهش بگید که مسائل مهمتری دارید تا اینکه به شکوه های اون گوش کنید. با اینکار مطمئن باشید شخص مورد نظر یا سعی میکنه دوباره به شما نزدیک بشه و یا به کلی از شما دور میشه پس مواظب اینگونه افراد باشید و سعی کنید انرژیتان را برای اینگونه افراد هدر ندید. در مورد تحقیر هم به همین صورته و شخص مورد نظر ممکنه در حال دزدیدن انرژی باشه. یادتون باشه اکثر این افراد از کاری که انجام میدن کاملا بی اطلاعن. اگر واقعا به این افراد نزدیک هستید میتونید موضوع را با آنها در میان بگذارید و به اونها کمک کنید. چون این افراد با اینکار رابطه اجتماعی خودشون را با دوستان و اطرافیان تخریب میکنند چون فردی که با این شخص رابطه داره بعد از مدتی به صورت ناخودآگاه متوجه میشه که هروقت این شخص حضور داره احساس خیلی بدی بهش دست میده. در صورتی هم که این شخص برای شما اهمیتی نداره از این شخص دوری کنید. نشانه هایی که در صورت کمبود انرژی برای شخص آشکار میشه به صورت زیر هستند:

* سرگیجه و سردرد که بعضی وقتها بسیار شدید هستند.

* احساس خیلی بدی در قسمت معده و شکم

* احساس ضعف

* ناراحتی بدون دلیل

* نیاز به خواب

این نشانه ها میتونن در مواردی بسیار شدید باشند. پس سعی کنید با رعایت نکاتی که بیان کردم و نکات دیگری که بیان خواهم نمود انرژی خودتون را هدر ندید و مقدار آن را بالا ببرید. به احساسات خودتون هم دقت کنید. این احساسات یا در واقع خاطرات و احساسات آزاد نشده باعث هدر رفتن انرژی هستند. بیشتر این احساسات فایده ای به حال ما ندارند و رها کردن آنها خیلی بهتر از نگهداشتن آنهاست. با نگهداشتن این احساسات ما فقط انرژی را هدر میدیم. 

 

فعال سازی چشم سوم

فعال سازی چشم سوم(اینکارخیلی ساده میباشدوهمه افراد میتوانندانجام دهند)

چشم سوم با اسامی مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصیرت، چشم دل، چشم درون، تیسراتیل و آجنا خوانده می‌شود و جایگاه آن در کالبد اثیری و منطبق بر پیشانی در جسم فیزیکی است. 

برخی دانشمندان اعتقاد دارند که چشم سوم محلی برای دریافت ادراکات فراحسی، الهام و اشراق و وسیله‌ای برای ارتباط موجودات با یکدیگر در جهان هستی می‌باشد. از طریق آجنا می‌توان با عوالم و موجودات ماورائی و همچنین با ورای ابعاد مکانی و زمانی ارتباط برقرار ساخت. همچنین با کمک آجنا می‌توان هاله‌ها را دید.

 

برای رؤیت هاله، لازم است که تمرینات باز کردن چشم سوم را انجام دهید، تا چشم سوم خود را تحریک کرده، قدرت گیرندگی آن را افزایش دهید. این کار شما را قادر می‎سازد که انرژی اطراف سوژه‌ را دریافت کنید. البته بدون انجام این کار هم دیدن هاله‎ی تک‌رنگ‌ها ممکن است، اما اگر چشم سوم شما تحریک و باز نشده باشد، دیدن هاله‎ی یک موجود زنده بسیار مشکل خواهد بود.

 

به یاد بیاورید که وقتی خیلی خیلی خسته و کاملاً فرسوده‌اید چه حالی دارید؟ به یاد بیاورید که چه احساسی دارید وقتی برای روزها نخوابیده‎اید و به سختی می‎توانید چشمهایتان را باز نگه دارید؟ به یاد بیاورید که چه احساسی دارید وقتی چشمهایتان دست از تلاش برای بسته شدن بر نمی‎دارند؟ به یاد بیاورید که چه حالی دارید وقتی که با چشمهایتان می‎جنگید تا آنها را باز نگه دارید؟

 

تجسم این حالتها با تمرکز و توجه کامل، در شما احساسی برمی‎انگیزد، مانند اینکه تلاش می‎کنید یک پرده‎ی خیالی سنگین را از پشت چشمهایتان بلند کنید. در چنین حالتی ماهیچه‎های چشمهایتان خوب پاسخ نمی‎دهند، بنابراین کار شما تقریباً بطور کامل ذهنی است.

 

چند لحظه صبر کنید تا این حالت را به خوبی مجسم کنید. کوشش برای باز نگه‌داشتن چشمان خسته، یک تحریک ذهنی قوی در چشم سوم ایجاد می‎کند و به تدریج باعث باز شدن آن می‎شود. اما چگونه؟

 

این فعالیت گشایشی ذهن ، آگاهی جسمی شما را در محل چشم سوم متمرکز می‎کند. هنگامی که آگاهی جسمی شما در یک قسمت از بدنتان متمرکز می‎شود و شما آن ناحیه را تحت نفوذ ذهنی خود قرار می‎دهید، کالبد انرژی خود را در آن ناحیه به نحوی پویا تحریک می‎کنید. اگر این فعالیت ذهنی به اندازه کافی ادامه پیدا کند و تلاش ذهنی کافی صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد کرد.

 

اگر شما فعالیت گشایشی ذهن را هنگامی که در حالت آرامش هستید و موضوعی در میدان دید شما قرار دارد ( و بطور مستقیم در حال نگاه کردن به آن نیستید ) انجام دهید، دید هاله‎ای خودبخود ایجاد خواهد شد.

 

فعالیت گشایشی ذهن که در اینجا شرح داده شد، شبیه تکنیک‎های دیداری باز کردن چاکرا است که توسط اکثر استادان کار با انرژی و پیشرفت قوای ذهنی تدریس می‎شود. فقط به مراتب قوی‌تر و مؤثرتر است. تمرینهای دیداری کار با انرژی به تنهایی ضعیف و کند هستند و یادگیری و استفاده از آنها مشکل است.

 

توصیه: مرکز بین دو چشم (روی پیشانی) را به نرمی با ناخن بخارانید. این کار به شما کمک خواهد کرد که این نقطه را با آگاهی جسمانی خود به دقت هدف بگیرید.

 

آگاهی جسمانی خود را به ناحیه بین چشمهای خود منتقل کنید. با تمرکز کامل از این ناحیه آگاه شوید. این ناحیه را به صورت ذهنی بالا بکشید. چنان که گویی تلاش می‎کنید پلکهایتان را به زور باز کنید. اما به ماهیچه‌هایتان در این ناحیه اجازه ندهید که منقبض شوند یا به هر صورت دیگر پاسخ بدهند ( این تلاش کاملاً ذهنی است).

 

احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهید. تصور کنید که چشمهایتان خیلی سنگین شده‎اند؛ به آنها اجازه دهید که بسته شوند، و چند بار پلکهایتان را به‌هم بزنید. توجه کنید که برای این کار از کدام ماهیچه‌ها استفاده می‎کنید.

 

همین فرمان عضلانی را از طریق آگاهی جسمانی ذهن خود در آن ناحیه به کار ببرید، اما دیگر به ماهیچه‌های پلکهایتان اجازه ندهید که از فرمان اطاعت کنند.

 

این کار را دوباره و دوباره تکرار کنید ( بالا بکشید، بالا بکشید، بالا بکشید… ) چنان که گویی یک وزنه‎ی خیالی سنگین را از پشت چشمهایتان بلند می‎کنید.

 

این کار را بارها تکرار کنید، اما به خودتان ( یا هیچ یک از ماهیچه‎هایتان ) اجازه‎‎ی انقباض یا پاسخ ندهید. این کار در آغاز کمی دشوار است، اما با کمی تمرین به راحتی در انجام آن مهارت و تسلط پیدا می‎کنید.

 

این فعالیت گشایشی ذهنی خیلی مهم است. اگر می‎خواهید به روشن‌بینی و سایر توانایی‌های روحی دست پیدا کنید، این تمرین اولین قدم برای یادگیری کنترل چشم سوم است.

 

در مراحل اولیه ممکن است احساس کنید که ناحیه وسیعی از بالای ابروهایتان را بالا می‎کشید، حتی تمام پیشانی خود را . این مورد اشکالی ندارد و باز هم می‎تواند تأثیر لازم را برای باز کردن چشم سوم شما داشته باشد. با تمرین بیشتر خواهید توانست حوزه‎ی تمرکز فعالیت ذهنی خود را کاهش دهید و آن را به ناحیه‎ی بین ابروها ( چشم سوم ) محدود کنید.

 

اگر این فعالیت گشایشی ذهنی را ادامه دهید، چشم سوم خود را تحریک کرده ، آن را فعال خواهید ساخت. تمرکز یکنواخت و آرام شما روی یک شیئ، چشم سوم شما را با انرژی ساطع شونده از آن شیئ هماهنگ خواهد کرد. این انرژی به مرکز بینایی مغز شما ارسال می‎شود و در آنجا بعنوان یک تصویر ( یک نوار روشن از نور رنگی ) تفسیر می‎شود.

 

توصیه: هر گاه در انجام این عملکرد گشایشی ذهنی، تمرکز و تسلط کافی کسب کرده، آنرا بصورت ذهنی اجرا کنید، متوجه خواهید شد که وزنه‎ی خیالی پشت چشمهای شما در یک سمت آسانتر از سمت دیگر بالا کشیده می‎شود،که معمولاً سمت راست آسانتر است. اصولا‎ً این احساس ناشی از تفاوت بین دو نیمکره‎‎ی مغز شما است که استفاده از یکی به مراتب آسانتر از دیگری است ( نیمکره‎ی غالب ). اگر این مورد برای شما ایجاد اشکال می‎کند، با یک فعالیت چرخشی ذهنی، در جهت چرخش عقربه‎های ساعت در ناحیه‎ی بین ابروها، چشم سوم خود را تحریک کنید. منظور از جهت چرخش عقربه‎های ساعت این است که صورت خود را به عنوان صفحه‎ی ساعت در نظر بگیرید و جهت صحیح چرخش را با آن بسنجید. برای این فعالیت چرخشی نیز از همان فرمان ذهنی عضلانی استفاده کنید که قبلاً برای باز کردن چشمهای خسته به کار می‎بردید. اما اکنون آنرا برای چرخش به کار ببرید، چنان که گویی با حرکت چرخشی یک مداد، این ناحیه را تحریک می‎کنید. بهترین روش این است که برای فعال کردن چشم سوم خود تمرین گشایشی اصلی و این تمرین چرخشی را یک در میان انجام دهید. فعالیت گشایشی ذهنی به هر حال برای هماهنگ کردن چشم سوم شما با هاله لازم است.

 

توجه: به یاد داشته باشید که همه‎ی این تمرینهای محرک انرژی، به آگاهی جسمانی موضعی خصوصاً آگاهی موضعی در سطح پوست وابسته‎اند. برای اینکه این تمرینها مؤثر باشند، باید احساس کنید که آنها واقعاً اتفاق می‎افتند.

 

اگر بار اولی است که تمارین را انجام می دهید تا وقتی که حفظ نشدید می توانید کمی پلک خود را بازکنید و آنها را ببینید امکان دارد که در حال تمارین سای بابا عمیق شوید اصلا نگران نشوید و با خود برای بیدار ماندن گلاویز نشوید و بگذارید عمیق شوید حتما دفتری برای خود درست کنید و تجارب خود را آنجا بنویسید یادتان باشد که در هنگام تمارین هر چه می بینید درست است و آنها را مسخره نگیرید 

چاکراها چیست؟    

چاکراها چیست؟            

چاکرا کلمه ای سانسکریت به معنای چرخ است، چرخ سمبل حرکت دورانی حول یک محور است. به عبارت دیگر شکلی که از حرکت حول یک محور ایجاد می شود، دایره است. به همین صورت رابطه دایره با مرکز آن از همه اشکال دیگر کامل تر است. گروهی از افراد که آگاهی و انرژی روانی آنها یک قصد مشترک دارد، دایره  یا حلقه را بوجود می آورند. شکل چرخ برای چاکراها نمود یگانگی و اتحاد درونی آنها است. 

چاکراها ریشه در باورها و دیدگاه متافیزیک هندو دارند. در دیدگاه هندو، هستی از جنس تفکر و آگاهی است و قصد آگاهی تبلور به شکل ماده است. این امر خلاف دیدگاه مادی است،که ماده را سر آغاز جهان، و آگاهی را ناشی از آن می داند. مبنای این نوشته، دیدگاه متافیزیک هندو است. از این دیدگاه جهان رویای، رو یابینی است که همه اجزای این رو یا خود نیز رو یا می بینند. در این دیدگاه یک جهان اکبر وجود دارد که خود متشکل از بی شماری جهان های اصغر است. در این بین چاکراها واسطه های بین جهان اکبر وجهان اصغر هستند. بنابراین تجربه ما از جهان هستی در سطوح مختلف آگاهی و از طریق چاکراها تجربه می شود. مجموعه چاکراها مانند یک رنگین کمان متشکل از هفت رنگ است و هر چاکرا طیفی از این رنگین کمان را تدائی میکند و درک و برداشت صحیح موقعی اتفاق می افتد که هرهفت رنگ این مجموعه حضور داشته باشند. به عبارت دیگر چیزی که مانع دریافت واقعیت می شود، آن است که تعادل بین اجزای سیستم ادراکی برقرار نبوده و درک و برداشت ما کامل نیست. 

چاکراها مانند گردابی عمل می کنند که انرژی و آگاهی را از محیط اطراف ما دریافت کرده و در قسمتهای مختلف بدن پخش می کنند. هریک از چاکراها در هر قسمت از بدن که قرار داشته باشد انرژی آن قسمت از بدن و سطحی از آگاهی را در کنترل خود دارد.

نام های دیگر چاگرا

1. ریشه : مولادهارا

2. هارا : سوآ د هیشتانا

3. شبکه ی خورشیدی : سولر پلکسوس

4. قلب : آناهاتا

5. گلو : ویشودها

6. چشم سوم : آجنا

7. تاجی : ساهاس رارا

 

غدد مربوط به چاکرا

1. ریشه : فوق کلیوی

2. هارا : غدد جنسی

3. شبکه ی خورشیدی : لوزالمعده

4. قلب : تیموس

5. گلو : تیروئید پارا تیروئد

6. چشم سوم : هیپوفیز

7. تاجی : صنوبری

 

مناطق قرار گیری چاکراها

 

1. ریشه : انتهای پایین ستون فقرات

2. هارا : دستگاه تلید مثل

3. شبکه ی خورشیدی : منطقه ی ناف

4. قلب : قلب

5. گلو : گلو

6. چشم سوم : بین ابروها

7. تاجی : تاج سر

 

رنگ هر چاگرا

 

1. ریشه : قرمز

2. هارا : نارنجی

3. شبکه ی خورشیدی : زرد

4. قلب : سبز

5. گلو : آبی

6. چشم سوم : نیلی

7. تاجی : بنفش تیره

 

چاکرا درمانی

 

چاکرای هفتم

چاکرای هفتم در وسط سر در بالاترین نقطه قرار دارد. این چاکرا با تمام رنگ های رنگین کمان می درخشد اما رنگ غالب آن بنفش پررنگ است. اینجا جایی است که انگار در خانة‌ خود هستیم و یگانگی با اصل الهی ازلی را تجربه می کنیم.

جالب است بدانید که گره ای به آن معنا در چاکرای هفتم وجود ندارد. صرفا دامنه باز بودن آن می تواند کم یا زیاد باشد.

وقتی رشد چاکرای هفتم ا فزایش می یابد در می یابید که دنیای مادی هیچ چیز نیست و به علت یگانگی با هستی الهی همه چیز در درون شما وجود دارد.

در این زمینه جالب است که توجه داشته باشید ملاج کودک در سن 9 تا 24 ماهگی اول زندگی اش باز باقی می ماند. در طول این دورة‌ اولیة‌ زندگی روی زمین طفل در آگاهی و وحدت کامل به سر می برد.

اگر این چاکرا کاملا باز نباشد احساس نبود اطمینان، بی هدفی و بیهودگی و ترس از مرگ اغلب به سراغ تان می آید. شاید برای کنترل این احساسات منفی سعی کنید که برای فرار از آنها به فعالیت زیاد پناه ببرید یا زیر بار مسؤولیت های جدید بروید برای این که خود را مهم و محق جلوه دهید. کسی که چاکرا هفتم کاملا بازی دارد خواب ندارد و همیشه نیمه بیدار است.

 

چاکرای ششم

چاکرای ششم در فاصلة‌ یک انگشت بالای پل بینی در وسط پیشانی قرار دارد که جایگاه نیروهای ذهنی متعال، تشخیص ، حافظه و ارادة‌ ماست.

درک شهودی و روش بینی مخصوص این چاکراست. عملکرد هماهنگ این چاکرا باعث می شود که ذهنی فعال و کل نگرانه داشته باشید. توجه به حقایق اسرار آمیز نیز به این چاکرا مربوط می شود.

کسی که چاکرای ششم در او عملکرد ناهماهنگی دارد، بیش از حد روی حوزة‌ عقل پافشاری می کند و تصمیمات زندگی اش منحصرا با عقل و منطق صورت می گیرد . این افراد تنها چیزهایی را قبول می کنند که ذهن شان بتواند درک کند و به آسانی قربانی تکبر روشنکفرانة‌ خود می شوند.

کم کاری چاکرای ششم باعث می شود که تنها حقیقتی را ببینید و باور کنید که در جها ن بیرون قابل دیدن باشد. در این صورت حقایق روحانی را رد کرده و افکار پریشان و آشفته ای خواهید داشت. کسانی که خیلی فراموش کار بوده و بینایی ضعیفی دارند اغلب چاکرای ششمشان کم کار است. اشخاصی که 4 ساعت به حالت خواب و بیدار هستند چاکرای ششم شان فعال است.

 

چاکرای پنجم

چاکرای پنجم بین حفرة گردن و حنجره قرار دارد. مرکز ظرفیت بیان، ارتباط و الهام انسان است. ارتباط برقرار کردن در زندگی شخصی عمدتا از راه صحبت کردن و همین طور با حرکت صورت می گیرد که مربوط به این چاکرا می باشد.

اگر این چاکرا هماهنگ کار کند می توانید کاملا ساکت بمانید و از صمیم قلب به دیگران گوش داده و حرف هایشان را درک کنید. گفتارتان خلاق و پرشور بوده و در عین حال کاملا واضح است. صدای شما پرطنین و خوش آهنگ است. وقتی با مشکل یا مخالفتی روبه رو می شوید با خودتان صادق باقی خواهید ماند و می توانید اگر بخواهید «نه» بگویید. نظر دیگران هم نمی تواند شما را تحت تأثیر قرار دهد یا فریب دهد.

اگر چاکرای پنجم هماهنگ کار نکند کلامتان خشن، بی ادبانه، سرد و جدی است. صدایتان نسبتا بلند و کلام تان فاقد معنای عمیق است. اگر چاکرای پنجم فعال باشد 4 تا 5 ساعت خواب در شب به طرف راست و چپ به طور متناوب می خوابید.

کارکرد ناهماهنگ چاکرای پنجم باعث می شود که عده ای از قدرت بیان شان برای گول زدن دیگری سوء استفاده کنند.

کم کاری چاکرای پنجم باعث خجالتی شدن، ساکت بودن و دورن گرایی می شود. در این صورت وقتی صحبت می کنید فقط در مورد چیزهای کم اهمیت زندگی بیرونی تان حرف می زنید.

 

چاکرای چهارم

این چاکرا در وسط قفسة سینه هم سطح با قلب قرار دارد . چاکرای قلب جایگاه عمیق ترین و پر شورترین احساسات عاشقانة ماست.

اگر این چاکرا درست کار نکند دائما می خواهید در خدمت دیگران باشید و سخاوتمندانه عمل کنید بدون آن که حقیقتا به سرچشمة عشق وصل باشید. همیشه در ازای «عشقی» که می دهید انتظار سپاس و قدردانی دارید. مهر و محبت دیگران شما را شرمنده می کند و شاید احساس می کنید که به عشق دیگران نیازی ندارید.

اگر چاکرای قلب کاملا بسته باشد علایم خود را با سردی،‌ بی تفاوتی و سنگدلی نشان می دهید.

کسانی که چاکرای قلب فعالی دارند معمولا به سمت چپ و حدود 5 تا 6 ساعت در شب می خوابند. 

 

چاکرای سوم

تقریبا دو انگشت بالای ناف جایگاه چاکرای سوم است. اگر این چاکرا هماهنگ کار کند شما می توانید خود را کاملا باور کنید و هم چنین به احساس دیگران و ویژگی های شخصیتی آنها احترام بگذارید.

وقتی چاکرای سوم درست کار نکند می خواهید همه چیز طبق خواسته های شما انجام شود، دوست دارید دنیای درون و بیرون را کنترل کنید با این وجود از درون ناآرام و ناراضی هستید. کم کاری چاکرای سوم شما را مأیوس و ناامید می کند.

اگر طرز خوابیدن شما به پشت و حدود 8 – 7 ساعت باشد جاکرای سوم شما فعال می باشد. چاکرای اول را بشناسیم چاکرای اول در جایی بین مقعد و اندام تناسبی قرار دارد،‌ با دنبالچه مرتبط است و به طرف زمین باز می شود.

چاکرای اول ما را به دنیای فیزیکی وصل می کند. انرژی های کیهانی را به بدن فیزیکی و سطح مادی بدن می فرستد. آنهایی که موفق به گشودن این چاکرا شده اند حیات بر روی کرة‌زمین را کاملا قبول دارند و به وجود فیزیکی شان پاسخ مثبت می دهند و برای زندگی کردن آمادگی دارند و هماهنگ با نیروهای مادی عمل می کنند. رنگ این چاکرا قرمز است. قرمز رنگ انرژی و فعالیتی است که از هستة‌ درونی سیاره ما بیرون می زند و به ما ثبات دنیوی می دهد. در عین حال انرژی لازم را برای ابراز وجود خلاق می دهد. چینی ها معتقدند این چاکرا جایگاه اصلی ناخودآگاه جمعی است و از طریق این چاکرا می توان به دانش انباشته شدة‌ ناخودآگاه جمعی دست یافت. برای حفظ تعادل درونی،‌این چاکرا باید هماهنگ با چاکراهای دیگر عمل کند 

 

چاکراتراپی و کیفیت سنگها

برای چاکراتراپی باید از بهترین کیفیت سنگ ها استفاده کرد. هر چقدر سنگ شفاف تر و خالص تر باشد انرژی ساطع شده از آن شفاف تر و خالص تر است. این سنگ ها قبل از استفاده باید تمیز شوند زیرا نه فقط انتقال دهندة‌ انرژی هستند که عناصر زیان بخش را از بدن،‌ امواج منفی را از بدن اتری و اطرافتان جذب می کنند و بدین ترتیب شما را پاک کرده و از شما حمایت می کنند.

گفته می شود که وجود سنگ کریستال باعث می شود که کیفیت نور هالة‌ شما تقویت شده و یک نوع غلاف محافظ داشته باشید. لباس زیر ابریشمی نیز همین خاصیت را دارد به خصوص برای بچه های نوپا.

اگر زمانی ترس ناگهانی، شوک یا عصبانیت باعث ناراحتی تان شد روش مؤثر دیگری به شما پیشنهاد می شود که می تواند فورا شما را از شر انرژی های جمع شده خلاص کند. بایستید به طوری که پاها کمی از هم فاصله د اشته باشند،‌ عضلات تان را برای چند ثانیه تا جایی که می توانید منقبض کنید. اگر تنها هستید فریاد بزنید وگرنه ریه هایتان را با یک انفجار خالی کنید. این کار را تکرار کنید تا حال تان بهتر شود. این تمرین قفل هایی را که در اثر اتفاق ناگهانی ایجاد شده و سیستم انرژی شما نتوانسته از عهدة‌ آن بر بیاید، برطرف می کند. اگر احساس خوبی داشته باشید ممکن است میل داشته باشید به بدن تان کشش بدهید،‌ انگار که از خواب عمیق و آرامی بیدار می شوید.

به این نوع درمان چاکرا درمانی میگویند.

 

رنگ درمانی

رنگ نارنجی روشن چاکرای دوم را فعال می کند. این رنگ عزت نفس را تقویت کرده و باعث افزایش نشاط می شود.

 

ساعات سیارات در روز

 

1- ساعت شمس: شمس دلالت دارد بر اشخاص صاحب سلطه و تأثیر و چون نور دهنده عالم است دلالت دارد بر جلوه کردن و نمود پیدا کردن. ساعت شمس مبارک و مساعد برای آن دسته از کارهایی است که نیاز به ثبات شخصیت و اقتدار حقیقی و اعتماد به نفس درونی دارد، گزارش احوال و در صورت لزوم ضعفها و مشکلات، رفتن به اجتماعات و مراسم مهم رسمی و ملاقات با اشخاص مهم و متنفذ و درخواست حمایت و مساعدت و پشتیبانی ، و نیز افزایش موقعیت، ارتقای رتبه یا افزایش حقوق و دستمزد، انجام قراردادهای مالی خرید و فروش واجاره و نیز تبلیغ موفقیتها و یا انفصال و تصمیمهایی که نیاز به شجاعت و خودباوری دارد، درخواست از شوهر یا پدر یا مدیر و کارفرمای شغلی و یا مسؤول حکومتی، ثبت اختراعات و انتشار آراء خاص و فراتر از معمول و شروع پرو‍ژه های جدید.

 

2- ساعت زهره: ساعتی سعد است و فرخنده و مبارک برای هرنوع آشنائی خصوصا روابط عاطفی و قرارگذاشتن و البته برای مزدوج شدن. زمان خوب برای هرنوع سرگرمی,شادمانی و تفریح و برگزاری جشن. مهمانیها, گرداوریهای اجتماعی مراسم عقد و عروسی, دید و بازدیدها, رفتن به تئاتر و نمایش و گالری های هنر. موفقیت هنرمندانه و اجتماعی. فعالیتهای لذت بخش, دوستانه و انس گیر از جمله تک نوازیها, پنهان کردن زیورالات. خرید هدیه, لباس و وسائل راحتی. درمانهای زیبائی و مساعدت خواستن از زنان.

همدردی های دوطرفه افزایش یافته و ممکن است فرصتی برای مصالحه و بازگرداندن روابط شکست خورده پدیدار شود. زهره الهام و القاء را افزایش می دهد و به هنرمندان, موسیقی دانان, بازیگران و دیگر مردمان خلاق کمک میکند. این ساعت برای انجام امور محاسباتی و کارهایی که دقت فوق العاده می خواهد خوب نیست.

 

3- ساعت عطارد: زمان مساعد برای هر نوع فعالیت فکری شامل مطالعه,تحقیق, تدریس یا امتحان دادن و همچنین برای هرچیزی که با پردازش و فرایند اطلاعات مرتبط است. عطارد زیرکی و زبردستی, ابتکار و حس کنجکاوی را افزایش می دهد. تاجران و همینطور دزدان را تشویق می کند. ساعت عطارد ساعت خوبی برای شروع سفر, نوشتن نامه یا گزارش, نامه های مهم کاری، تماسهای تلفنی, جلساتی برای پیشرفت یا مرتبط کردن ایده ها، ارتباط برقرارکردن و فرستادن مدارک می باشد.

مناسب با موفقیت کودکان, تاثیر خوب گذاشتن; فعالیتهای روزمره و فعالیتهائی که نیازمند ارتباطات آشکار هستند مانند تدریس, یادگیری, خرید، فروش, خرید روزمره, ماموریت, مسافرت, درخواستهای شغلی و مصاحبات و مساعدت خواستن از همسایگان و همکاران.

 

4- ساعت قمر: زمان مساعد برای آشپزی, غذا خوردن (یک وعده غذائی داشتن), اتوکشیدن, نظافت کردن, حفظ و نگهداری منزل. ساعت قمر ساعتی است برای سر و کارداشتن با زنان, بچه های کوچک و روابط خانوادگی بهبودی و تندرستی,خرید منزل یا جابجائی, سیاحت کردن و به تعطیلات رفتن  (زمان ترک منزل یازمان پرواز), مراقبه (عبادت و تفکر), رزروکردن. پیداکردن افراد یا اشیاء گمشده. کشت محصولات غذایی. استخدام کارمند. مساعدت خواستن از مادر, همسر(زن), کارمندان.

هر چیزی که قابل تغییر است و وابسته به احساسات درساعت قمر مناسب است بنابراین ممکن است زمان خوبی برای شروع چیزهای مهم نباشد. توجه خود را به چیزهائی جلب کنید که روز به روز انجام می شوند.

 

5- ساعت زحل: زمانی است برای آن دسته از فعالیتهائی که به زمان قابل توجه نیاز دارند, نظم وبردباری, تمرکز و اصولی وارد گفتگوشدن,و همچنین سروکارداشتن با زمین و املاک. در این ساعت پول قرض نکنید و نیز مسافرت را اغاز نکنید چرا که ممکن است در هردو تاخیر و نا امیدی باشد.

یک زمان مساعد برای راهنمائی خواستن از فردی بالغ و مجرب برای تسکین احساسات عمیق و نفسانی, برای نگریستن و درک چیزها در روزنه اعتدال و میانه روی و برای رهاشدن از عادات بد, چیره شدن برموانع, موفقیت در وظایف سخت و پیروزشدن بر مردم سختگیر, پروژه های طولانی مدت, پی ریزی کردن و مستقرکردن چیزهای بادوام و همیشگی, درمان بیماریهای مزمن و شدید, انجام تعمیرات. مساعدت طلب کردن از بزرگترها (نه آشنایان) یا افراد سختگیر.

 

6- ساعت مشتری: سعدترین ساعتهاست زمان مناسب برای اکثر امور و فعالیتها خصوصا فعالیتهائی که بر ثروت و کامیابی هدفگذاری شده اند. مشتری به وسعت دادن افق های فکری شخص کمک میکند تا به سطح جدیدی از تجربه و برتری دست یابد برای شتافتن به سوی پیشرفت. زمان خوبی برای گرداوری های عمومی, کمک و مشورت خواستن از افراد توانگر و خردمند, شروع یک سفر, مباحثات فلسفی و تشریفات مذهبی می باشد.

بهترین ساعت برای خردمندی و نیک بینی, امور مالی (قرض گرفتن, قرض دادن, سرمایه گذاری کردن, بدست آوردن, برنده شدن). فعالیتهائی که مستلزم جدیت و اشتیاق هستند; راهنمائی و مشورت خواستن, تصفیه حساب کردن مشاجرات. مساعدت خواستن از پدربزرگ و مادربزرگ, عمه, خاله, عمو, دائی, راهنمایان, مشاوران (اهل علم، وکلا, حسابدارها, منجمین(عالمان تنجیم).

 

7- ساعت مریخ: زمان افزایش یافتن انرژی, و ساعت جنگ است. زمان مساعد برای آن دسته از فعالیتها که نیازمند ثبات قدم, جرأت، شجاعت و دلاوری, ماجراجوئی و ریسک کردن و تلاشهای فیزیکی هستند. خوب است برای ورزش, تمرین, انواع کارهائی که با آتش و ابزار تیز سروکار دارند, اما احتیاط لازم است تا از سوختگی و جراحت جلوگیری شود. تمایلات جنسی افزایش می یابد اما وقوع حالتهای متضاد مانند مشاجره و نفرت نیز ممکن است. ساعت مریخ ساعتی خوب برای داد خواهی و موفق شدن با اقدام مؤثر و جدی و حمله به دشمنان یا به رقابت کشیده شدن است.

بسیاری از درگیریها و مشاجرات و نزاعها، اخراجها در این ساعت اتفاق می افتد و برای امور عاطفی و ارتباطات مناسب نیست، به معنی اینکه این هنگام براى محبت و مودت آسیب می رساند و پایه گذاری و شروع اقدامات عاطفی در این وقت مناسب نیست، ولی نه اینکه کلا رفتار عاطفی نداشته و رفتار سرد مشکل موجود در زمینه این وقت را تشدید می کند، بلکه براى حفظ ارتباطات و روابط موجود از قبل؛ لازم است که این زمینه منفی در این وقت را با رفتار عاطفی جبران کند.

 

شرح ستارگان

 

سیارات : حال که دوازده خانة طالع معلوم گشت می‌پردازیم به شرح ستارگان؛
در هیئت قدیم ستارگان بدو قسم منقسم شده‌اند ستارگان ثابت و ستارگان سیار یا به فارسی (آواره) و چون ستارگان سیار را به کرة زمین نزدیکتر می دانند اثر آنها را هم در زندگانی مردم این کره خیلی پیش از ثوابت دانسته‌اند .


ستارگان سیار در هیئت قدیم به ترتیب عبارتند از: زحل (به فارسی کیوان)‌، مشتری (هرمزد) مریخ (بهرام)‌، شمس (آفتاب)‌، زهره (ناهید)‌، عطارد
(تیر)‌‌،قمر (ماه) و چون ماه از همه بزمین نزدیکتر است اثرش از دیگران بر این کره افزونتر می‌باشد.
تفاوت عقیدة قدما با معاصرین در موضوع سیارات یکی آنست که اکثر پیشینیان آفتاب را سیاره و زمین را ساکن و مرکز افلاک می‌پنداشتند و معاصرین بر عکس زمین و سایر سیارات را بدور آفتاب متحرک میدانند دیگر آنکه دو سیارة دیگر هم علاوه بر هفت سیاره یافته‌اند که یکی را «اورانوس» و دومی را «نپتون» نام نهاده‌اند ولی در موضوع مدت سیر و حرکت سیارات عقیدة قدیم و جدید با هم چندان تفاوت ندارد.
از هفت سیاره اول کیوان (زحل) سیصد و شصت درجه دور فلک را تقریباً در مدت سی سال تمام می‌کند پس هر برجی را در دو سال و نیم می‌پیماید ـ دوم هر مزد (مشتری) دور فلک را در ۱۲ سال و هر برج را تقریباً یک‌ساله طی می‌کند، سوم بهرام (مریخ) دور فلک را در بیست و دو ماه و نیم تقریباً و هر برج را یکماه و نیم می‌پیماید، چهارم آفتاب (شمس) دور فلک را در یکسال و هر برج را در یکماه و هر درجه را تقریباً در یکروز طی می‌کند، پنجم ناهید (زهره) دور فلک را در یکسال و هر برج را تقریباً به‌یک ماه می‌پیماید، ششم تیر (عطارد) دور فلک را به مدتی قدری کمتر از یکسال طی می‌نماید ، هفتم ماه (قمر) دور فلک را تقریباً در بیست و هفت شبانه روز و هشت ساعت می‌پیماید و هر برج را تقریباً در پنجاه ساعت و کسری طی می‌کند.
به‌عقیدة علمای هیئت قدیم این سیارات اکثر در سیر خود دچار سه حالت می‌شوند وقتی تندرو و مستقیم هستند و در آنحال مثلاً ناهید هر برج را ۲۸ روزه می‌پیماید و تیر هر برج را شانزده روزه طی میکند و اما گاهی ایستاده و متوقف گشته بعد از توقف راجع می‌شوند یعنی مثلاً از درجه پنجم حمل رو به عقب سیر کرده چندین درجه واپس رفته به‌حوت می‌رسد و بازبرمی‌گردد و برای این احوال سیارات حساب‌های دقیقی کرده جدولی معین نهاده‌اند که آوردن آن در اینجا مورد ندارد ولی باید دانست که آفتاب و ماه سیرشان مستقیم بوده توقف و رجعت ندارند.


منسوبات ۱۲ خانه: وقتی منجم از روی حساب دانست که کودک نوزاد هنگامی بدنیا آمده است که مثلاً درجة اول ثور از مشرق برمی‌آید می‌گوید طالع طفل برج ثور است و خانة طالع و یازده خانة دیگر هر کدام بچیزهائی منسوب هستند که از روی دلایل آنها احوال نوزاد را معین میکنند و یا اگر مسئله مربوط بغیر از نوزاد باشد حکم آن را پیش‌بینی می نمایند و منسوبات خانه‌ها به قرار ذیل است:
خانة طالع منسوب است به زندگانی و تن و جان و آغاز کارها.
خانة دوم به کسب و مال و یاران.
خانه سوم برادران و خواهران و نقل و تحویل از جایی به جایی.
خانة چهارم که وتدالارض باشد به پدران و املاک و عاقبت کارها.
خانه پنجم به شادی و عیش و مژده و ارمغان .
خانه ششم به خدمتکاران و اغنام و رنجوری و ناخوشی.
خانه هفتم که وتد غارب است به زنان و همسران و انبازان یعنی شریکان و مدعیان خانه هشتم به مرگ و میراث و بیم و هراس٫
خانه نهم به دین و سفرهای دراز و علم.
خانه دهم که وتدالسماء باشد به مشاغل و کارهای دولتی و مادران.
خانه یازدهم به دوستان و سعادت و امیدواری.
خانه دوازدهم به دشمنان و بدبختی و چهارپایان بزرگ که به کار شخص می‌آیند.


وقتی منسوبات خانه‌های طالع را دانستیم فرض می‌کنیم یک طفل نوزاد در موقعی به دنیا آمد که برج ثور از افق مشرق طالع بود پس برج ثور خانة طالع و حاکی از زندگانی و تندرستی یا ناخوشی او است و برج جوزا از کسب و مال او حکایت می‌نماید الی آخر و بنابراین لازم است منسوبات بروج و سعد و نحس و خوب و بد آنها شناخته گردد تا حکم ۱۲ خانه که ثور و برجهای دنبال او می‌باشد معلوم شود.


و اینک ما ذیلاً احوال بروج را اجمالاً بیان می‌کنیم و در اینجا به یاد می‌آوریم که منجمین پس از تعیین برج طالع یازده برج دیگر را بدین طریق می‌نمایند که روی یک‌صفحه کاغذ شکل مربعی کشیده آن را بدوازده خانه منقسم و هر خانه را به یک برج می‌دهند و این عمل را کشیدن (زایجه) می‌نامند.
منسوبات برج‌ها : وقتی از حمل بشمارید برج طاق همیشه نرینه (مذکر) و روزی است و برج جفت مادینه (مؤنث) و شبی است پس حمل نر و روزی، ثور ماده و شبی، جوزا نر و روزی، سرطان ماده و شبی است تا برسد به دلو که نر و روزی و حوت ماده و شبی یعنی منسوب به شب است‌.
برج حمل را آتشی، ثور خاکی، جوزا بادی سرطان را آبی دانسته‌اند و پنجم هر برج از جنس آن است چنانچه وقتی خود حمل را حساب کنیم برج اسد و باز از اسد بگیریم قوس پنجم می‌شود و این هر سه برج آتشی هستند همچنین ثور و سنبله و جدی خاکی جوزا، میزان و دلو بادی، سرطان، عقرب و حوت آبی می‌باشند.
۱۲ برج را می‌دانیم که هر سه تای آنها یک فصل را تشکیل می‌دهند چنانچه حمل و ثور و جوزا بهار، سرطان و اسد و سنبله تابستان، میزان و عقرب و قوس، پاییز جدی دلو حوت زمستان است حال باید دانست که برج اول هر فصل را منقلب، برج دوم را ثابت، برج سوم را دو تنه (ذوجسدین) می‌خوانند پس حمل، سرطان، میزان و جدی منقلب ـ ثور، اسد عقرب و دلو ثابت ـ جوزا، سنبله، قوس و حوت ذوجسدین است.
از حمل تا سنبله را شمالی و از میزان تا حوت را جنوبی می‌خوانند و همچنین شش برج اولی را عالی و شش برج دومی را منخفض می‌دانند و نیز برجهای تابستان و پاییز را مستقیم‌الطلوع و برج‌های زمستان و بهار را معوج‌الطلوع شناخته‌اند.
برجها به هفت سیاره قسمت شده یک برج را که اسد باشد خانة آفتاب و سرطان را خانة ماه شمرده به پنج سیارة دیگر هر کدام دو برج داده‌اند از این قرار: جدی و دلو خانة کیوان (زحل) ـ قوس و حوت خانة هرمزد (مشتری) ـ حمل و عقرب خانه بهرام (مریخ) ـ ثور و میزان خانة ناهید (زهره) ـ جوزا و سنبله خانه تیر (عطارد).
علاوه بر این، برای هر کدام از سیارات در یکی از بروج نوعی از مزیت و شرافت قایل شده‌اند و می‌گویند آفتاب چون به ۱۹ درجة حمل رسید شرف دارد و از«شرف‌شمس» که میانة مردم مشهور شده مقصود همین است و ماه در سومین درجة ثور و کیوان در ۲۱ درجة میزان، هرمزد در ۱۵ درجة سرطان، بهرام در ۲۷ درجة جدی، ناهید در ۲۷ درجة حوت و تیر در ۱۵ درجة سنبله شرف دارند. در مقابل شرف هبوط است بدین معنی مثلاً آفتاب که در ۱۹ درجة حمل شرف دارد وقتی به درجة مقابل آن در دایرة فلک برسد هبوط خواهد داشت.
البته می‌فهمیم که مقابل ۱۹ درجة حمل درجة نوزدهم میزان واقع است که یکصد و هشتاد درجه یا شش برج تمام از آن دور است و همچنین هبوط ماه شش برج بعد از سوم ثور است که سومین درجة عقرب باشد الی آخر.
خداوندان مثلثه: در بالا نوشتیم که هر کوکب سیار را صاحب برجی دانسته‌اند و صاحب را منجمین به فارسی «خداوند» خوانده‌اند. حال به علاوه توضیح می‌دهیم که برای هر مثلثه نیز خداوندی قایل شده‌اند و مثلثات را ضمن منسوبات بروج نوشتیم اینجا نیز تکرار می‌نمائیم که ۱۲ برج به چهار مثلثه قسمت شده؛ مثلثة آتشی که حمل است و اسد و قوس، مثلثة خاکی که ثور است و سنبله و جدی، مثلثه بادی جوزا و میزان و دلو، مثلثة آبی سرطان و عقرب و حوت می‌باشند، خداوندان مثلثة آتشی در روز آفتاب است با شرکت مشتری و زحل، به شب مشتری است با شرکت آفتاب و زحل، خداوندان مثلثة خاکی بروز زهره و ماه و مریخ به شب ماه مقدم است و آن دو شریک اویند ، خداوندان مثلثة بادی بروز زحل و عطارد و مشتری به شب عطارد بر آن دو مقدم است.
خداوندان مثلثه آبی به روز زهره و مریخ و قمر به شب مریخ مقدم و زهره و قمر انباز اویند.
باید دانست که بیان تفاوت خداوند مقدم روز با خداوند مقدم شب از این لحاظ لازم است که متوجه باشیم هرگاه واقعه مربوط به روز باشد یعنی مثلاً کودک به روز زایش یافته باشد، منجم نخست طالع را معین می‌نماید بعد که دانست فرضاً طالعش برج اسد است خداوند برج اسد را که آفتاب است روی کاغذ می‌نویسد و مجدداً نگاه می‌کند می‌بیند برج اسد از مثلثة آتشی است چون واقعه روزی بوده باز هم آفتاب را در زندگانی طفل مؤثرتر می‌شناسد در صورتی که هرگاه زایش در شب به طالع اسد اتفاق افتاده بود مشتری را که خداوند مقدم شب است در حیات طفل مؤثر می‌دانست.
خلاصه؛ برای سیارات منجمین حدودی نیز قایل شده‌اند یعنی از هر برج چند درجه را به طور نامتساوی حد یکی از کواکب شناخته‌اند و چون در همة تقویم‌های رقمی هر ساله جدولی زیر عنوان (حدود کواکب به عقیدة مصریان) درج و طبع می‌شود از آوردن آن در اینجا خودداری شد همچنین تقسیم دیگری به نام «وجوه کواکب» کرده‌اند و هر ده درجه از یک برج را به یک ستاره داده‌اند و این تقسیم هم متساوی است و هم بر قاعدة معلومی بنا شده زیرا ده درجة اول را به خداوند حمل که مریخ است داده‌اند ده درجة دوم را به فلک زیر مریخ که آفتاب است و ده درجه سوم به زهره و ده درجه اول ثور به تیر بعد ماه بعد زحل به همین ترتیب افلاک را دور داده تا آنکه ده درجة آخر حوت را باز به مریخ واگذارده‌اند.
به هر حال برای این تقسیم هم در آغاز تقویم‌های رقمی جدولی می‌کشند لهذا آوردن آن را در اینجا نیز لازم نیافتیم ـ در این مورد باز باید روشن شود که مقصود از «حد» و «وجه» این است که مثلاً هرگاه نوزاد در پنج درجه از طالع حمل به دنیا آمده باشد علاوه بر خداوند خانه که مریخ است و خداوند مثلثه آتشی که آفتاب و شرکای او هستند صاحب حد را نیز مؤثر می‌دانند و می‌گویند چون تا هفتمین درجة حمل حد مشتری است پس منسوبات و دلایل مشتری نیز باید در زندگانی طفل اثر کند و چون تا دهمین درجة حمل (وجه) مریخ است پس مدلولات مریخ هم موثر است الی آخر.
در منسوبات و دلایل سیارات: دربارة سیارات به ترتیب دوری فلک آنها از زمین می‌نویسیم: کیوان یعنی زحل نحس کلان است هرمزد یعنی مشتری سعد کلان یا سعداکبر است، بهرام یعنی مریخ نحس خردتر یا اصغر است آفتاب سعد است مگر در مواردی که ذیلاً یاد می‌کنیم که نحس می‌شود.
ناهید یعنی زهره سعد خرد تر یا اصغر است، تیر یعنی عطارد با سعد سعد است و با نحس نحس می‌شود ماه مانند آفتاب سعد است مگر در مواردی که یاد خواهد شد. کیوان و هرمزد و بهرام نرینه
(مذکر)‌اند و (کواکب علوی) خوانده می‌شوند زیرا فلک آنها بلندتر است و دورتر، آفتاب نیز نر است .
ناهید و ماه مادینه (مؤنث) می‌باشند و عطارد در حکم خنثی است. سیاراتی که فلک آنها زیر آفتاب واقع شده یعنی ناهید و تیر را (کواکب سفلی) خوانده‌اند و نیز آفتاب و ماه را غالباً به نام (نیرین) می‌خوانند.
دلایل سیارات بر مردم: کیوان (زحل) ستارة پیرمردان و رؤسای خاندانها و کشاورزان و فلاحین است، هرمزد (مشتری) ستارة داوران و قضات، اشراف و سادات و صاحبان مناصب عالی است ، بهرام (مریخ) ستارة مردم سلحشور و جنگ‌آور و آنچه به این طبقه شباهت دارد می‌باشد، آفتاب (شمس) ستارة پادشاهان و رؤسای دول است ، ناهید (زهره) ستارة زنان و خادمان عزیزتر و رامشگران و خنیاگران و آنچه شبیه این طبقات است می‌باشد. تیر (عطارد) ستارة دبیران و نویسندگان و مورخین و اعضای دیوان و علما و هنرمندان است، ماه (قمر) ستارة پیکان و سفیران و مسافران و بیگانگان و امثال اینها می‌باشد و بر عامه و توده نیز دلالت دارد.
نظر ستارگان: برای سیارات پنج حالت اتفاق می‌افتد که هر یک از آن احوال را نظر (یا اتصال کواکب) می‌خوانند از این قرار: تثلیث، وقتی است که میانه دو ستاره مقدار یکصد و بیست درجه یا چهار برج تمام که ثلث (۳۶۰ درجه) دور فلک است فاصله باشد مثلاً وقتی آفتاب در پنجمین درجة میزان و مشتری در پنجمین درجة دلو واقع شود میانة آفتاب و مشتری نظر تثلیث خواهد بود.
تربیع‌: وقتی است که مابین دو ستاره نود درجه یا سه برج تمام که ربع فلک است فاصله باشد مثلاً آفتاب در اولین درجة حمل و ماه در اولین درجة سرطان که بیفتد میانة آنها تربیع است.

ارتباط حروف ابجد و انسانها و سیارات

The solar system - milky way - Stock Photo , #AFFILIATE, #system, #solar, #milky, #Photo #AD

 

ابجد به ما کمک ميکند تا با محاسبه ارزش عددی نام و نام مادر شخص بتوانيم تشعشعات پيرامون فرد را در زندگی دانسته و تا حدودی رفتارهای فرد را بدانيم. اين بدان معنی نيست که فرد مذکور حتما و الزاما تمام آن رفتارهارا بايد داشته باشد. زيرا انسان می تواند در تمام مراحل زندگی با قدرت و اراده خود بر تمام تشعشعات پيرامونی خود فائق آيد.

از ديد علم ابجد حروف دارای ارزش عددی خاصی هستند که در ليست زير مشاهده مي شود. 

 

اعداد حروف ابجد:

الف =۱، ب = ۲،ج =۳، د =۴،ه =۵، و =۶،ز=۷، ح = ۸، ط =۹، ي =۱۰، ک =۲۰، ل =۳۰، م =۴۰، ن =۵۰، س =۶۰، ع =۷۰، ف =۸۰، ص =۹۰، ق =۱۰۰، ر=۲۰۰، ش =۳۰۰، ت =۴۰۰، ث =۵۰۰، خ =۶۰۰، ذ =۷۰۰، ض =۸۰۰، ظ =۹۰۰، غ =۱۰۰۰

 

معانی ابجد:

ابجد: يعنى بدان، هوّز: درياب، حطى: نيک فهم کن، کلمن: نگهدار، سعفص: فرومگذار، قرشت: دانا باش، ثخذ: واقف باش، ضظغ: از پيش بدان

با محاسبه ارزش عددی ابجد ميتوان به طبع فرد, برج, ستاره مربوط, ستاره های دوست و دشمن, مزاج ها, وهمخوانی رفتاری دو نفر در ازدواج پی برد.

 

طبع ها:

کلاً طبع ها به چهار دسته تقسيم مي شود که خصوصيات اين طبايع درانسان به شرح ذيل است:

-طبع آتشي 

هميشه زود عصباني مي شود و زود خاموش مي گردد و کينه در دل نگه نمي دارد و هميشه بدن او حرارت دارد و تشنه مي باشد و زود جنگ شروع مي کند.

-طبع خاکي 

هميشه متواضع و فروتن و ساکت مي باشد و با حرمت واحترام با ديگران زندگي مي کند.

-طبع بادي 

هميشه مغرور وتند خو مي باشد و حرکات خود را پنهان از چشم ديگران انجام مي دهد و بسيار زيرک وکينه اي مي باشد. 

-طبع آبي 

هميشه مسرور و شاد است و سه طبع بالا در وجودش ظاهر مي گردد و هميشه از دست و زبان به عذاب مي افتد.

 

 طالع(برج)هاي دوازده گانه:

1.حمل: آتشي

2.ثور: خاکي

3.جوزا: بادي

4.سرطان: آبي

5.اسد: آتشي

6.سنبله: خاکي

7.ميزان: بادي

8.عقرب: آبي

9.قوس: آتشي

10.جدي: خاکي

11.دلو: بادي

12.حوت: آبي(باقيمانده صفر)

 

هربرجي که گرم وخشک است به آتش منسوب است.(حمل، اسد،قوس) و به گش زرد(صفرا) از خلط هاي تن.

 

هربرجي که سرد وخشک است به زمين منسوب است.(ثور، سنبله،جدي) و به گش سياه(سودا) از تن.

 

هربرجي که گرم وتر است به هوا منسوب است.(جوزا، ميزان،دلو) و به خون(دم) .

هربرجي که سرد وتر است به آب منسوب است.(سرطان، عقرب،حوت) و به بلغم 

 

هر طالع در ماه چند روز قمر در عقرب و نحس مي باشد و در اين روزها سفر نبايد کرد ويا عقد وازدواج نکردو...مگر در امر بغض و آوارگي و نوشتن طلسمات براي آن شخص که اگر قمر در عقرب باشد به طور دايم باقي مي ماند مگر آنکه باطل شود.

 

ايام قمر در عقرب:

 قمر در عقرب هم در کار نقصان مي دهدو عامل را ضرورت است ياد کردن آن و بايد که در اين زمان ها هيچ کار را آغاز ننمايد اما اگر در ميان عمل افتد ايراد ندارد.

حمل : ازروز 16 تا نصف روز18

ثور : ازنصف روز 13 تاآخر روز 15

جوزا : از روز 11 تا نصف روز 13

سرطان : از نصف روز 8 تا آخر روز 10

اسد : از روز 6 تا نصف روز 8

سنبله : از نصف روز 3 تا آخر روز 5

ميزان : از روز 1 تا نصف روز 3

عقرب : از روز 28 تا آخر ماه

قوس : از روز 26 تا نصف روز 28

جدي : ازنصف روز 23 تا آخر روز 26

دلو : از روز 21 تا نصف روز 23

حوت : از روز ۱۸ تا آخر روز 2۰

 

اسم خود و مادر و دختر و مادردختر را به حساب جمل(ابجد کبير) در آورده و بر پنج تقسيم ميکنيم :

- اگر باقيمانده يک ، سه يا پنج بود ميشود.(يعنی تاثير انرژی حروفات هر دو همخوانی دارد)

 

- اگر دو يا چهار بماند نميشود. (يعنی تاثير انرژی حروفات هر دو همخوانی ندارد ولی انسان قادر به هر کاری می باشد اگر عشق در کار آيد هرکاری شدنی است)

 

* برخي گفته اند باقيمانده پنج نشانگر مخالفت يکي از دو خانواده با ازدواج است. ولي مخالفت آنها به جايي نميرسد(ميرداماد کبير). همچنين اين محاسبه نشاندهنده عدم سنخيت دو نفر با هم است.

 

يکي ديگر از موارد کاربرد حروف ابجد در شخصيت شناسي محاسبه ستاره فرد است.کوکب يا ستاره فرد مبين برخي از جنبه هاي شخصيتي و رفتاري افراد است. که در تاثير از انرژی آن ستاره بوجود آمده است. بر اساس اسطوره ها و عقايد کهن، هر يک از ستاره ها تاثير خاصي برافراد و رفتار آنان دارد.به عنوان مثال در اسطوره هاي يونان باستان زهره(ونوس) الهه عشق بوده است. يا مريخ خداي جنگاوري .

براي محاسبه ستاره يا کوکب فرد اسم فرد و مادرش رابر اساس ابجد محاسبه کرده تقسيم بر 7 مي کنيم .باقيمانده کوکب فرد است.

کواکب سبعه:

1.قمر

2.مريخ

3.عطارد

4.مشتري

5.زهره

6.زحل

7.شمس(باقيمانده صفر)