روشهای تنفس
تنفس كامل يعني استفاده درست از تمام اعضاي تنفسي در تنفس عميق. ندرتا ً به كتاب يا مركز آموزشي بر مي خوريم كه بحث آن راجع به سلامتي و بهداشت و خوب زيستن بوده و صحبتي از اهميت تنفس عميق در آن نشده باشد. تنفس عميق مي تواند باعث افزايش سلامتي و طول عمر شود. تنفس ناقص و ضعيف، ضعف بدن، عصبانيت و كمبود كارايي مغز را سبب مي شود. اعضايي كه در تنفس بطور مستقيم و غير مستقيم دخالت دارند عبارتند از: ستون فقرات، گردن، قفسه سينه، شكم، شانه ها، عضلات پشت، بين دنده، و ديافراگم. مي توانيم بدن خود را به كوره اي تشبيه كنيم كه سوخت آن را از راه غذا و هواي آن از تنفس تأمين مي شود و احتراق حاصل از آن ، دماي 37 درجه بدن را موجب مي شود. اين گرماي ثابت و ملايم كه بجز مواقع بيماري، هميشه تقريبا ً يكنواخت است، به انواع انرژي كه به همه آنها نياز داريم، تبديل مي شود. اگر اكسيژني كه به اين كوره مي رسد، مقدارش كافي و ميزان سوخت آن نيز مناسب باشد، مقدار انرژي حاصل از اين اشتعال نيز در حد احتياجات ضروري ما خواهد بود. زيرا عمل تنفس يعني كانال هدايت و جذب اكسيژن به كوره حيات.پس تنفس اگر كامل باشد، مي تواند در تأمين انرژي يا نيروي حيات نقشي مستقيم و مؤثر داشته باشد.تنفس كامل هنگامي به درستي انجام مي شود كه تمام بخشهاي تنفسي كه به آنها اشاره شد، آماده باشند. در اين حالت حجم هواي پويا و قابل تهويه شش ها بيشتر مي شود، كارايي دستگاه تنفس افزايش مي يابد. در نتيجه ورود اكسيژن و پي آمد آن ، ساخته شدن انرژي حياتي در بدن افزايش يافته كه آن نيز موجب شادابي و سلامت جسم مي گردد.
مركز تنظيم كننده ضربان قلب و تنفس در زير مخچه ( بصل النخاع) قرار دارد. هنگامي كه بازده تنفس ها پايين است، اكسيژن كافي به خون نمي رسد و بصل النخاع بطور خودكار، كار دستگاه تنفس را بالا مي برد تا كمبود اكسيژن تأمين شود، زيرا مراكز تنظيم كننده و حافظ حيات در مغز، در هر صورت مي خواهند گرماي طبيعي 37 درجه بدن را بطور ثابت حفظ كنند. در اين حالت جهت تأمين اين كمبود، تعداد تنفس در هر دقيقه بالاتر از ميزان عادي آن مي شود، و چون كار دستگاه تنفس و قلب بهم مربوط است، تعداد ضربان قلب نيز افزايش پيدا مي كند، زيرا جريان خون حامل اكسيژن اندك، بايد سريع تر به بافت هاي بدن برسد و سرعت در رسيدن اكسيژن اين كمبود را جبران مي كند.بنابراين مانع از نقصان پيدا كردن حرارت كوره زندگي مي شود. در اين حالت دستگاه تنفس و قلب در تمام لحظات حتي در مواقع استراحت، كار سنگين و غير طبيعي دارند. اينگونه افراد هميشه داراي تنفس هاي ناهنجار و تند و ضربان قلب بالا هستند و طبيعي است كه اعصاب و ذهن ناآرام و عمر كوتاه پي آمد آن مي باشد.
نقطه مقابل اين حالت هنگامي است كه شش ها در يك تنفس، اكسيژن كافي جذب كرده ، آن را به جريان خون مي فرستند. در اين حالت بر اثر ازدياد اكسيژن، مركز تنظيم كننده يعني بصل النخاع براي ثابت نگه داشتن حرارت طبيعي بدن، دستور كاهش فعاليت را به دستگاه تنفس مي دهد و در چنين بدني چون تنفس ها داراي بازده زياد هستند و خود به خود در هر تنفس مقدار زيادي اكسيژن وارد خون مي شود، تعداد تنفس كاهش پيدا مي كند، در نتيجه تعداد ضربان قلب پايين تر از حد معمول آن مي آيد زيرا بر اثر رسيدن اكسيژن كافي به تمام سلولها، نيازي به سرعت بخشيدن مضاعف به جريان خون توسط كار اضافي قلب نمي باشد. به همين دليل ضربان قلب ورزشكاران معمولاً حدود 50 تا 65 است.
با انجام دادن حركات قدرتي يا انقباضي ، عضلات جداره قلب نيز قوي مي شوند كه در اين حالت قلب با هر ضربان حجم زيادي از خون را به سرخرگ آئورت مي فرستد كه از اين طريق به تمام سلولهاي بدن مي رسد. در اين حالت نيز همان ارتباط بين بصل النخاع و دستگاه گردش خون برقرار مي شود و تعداد ضربان قلب و تنفس كاهش پيدا مي كند.
نتيجه مي گيريم:
1- حرارت يا كوره زندگي تحت هر شرايط كه شده بايد دماي ثابت خود را براي حفظ حيات نگه دارد، حتي به بهاي اضافه كار كشيدن از دستگاههاي حياتي مثل قلب و شش.
2- قلب و دستگاه تنفس به هر اندازه قويتر و سالم تر باشند، كاركردآنها از نظر تعداد ، كاهش پيدا مي كند و برعكس .
3- انجام دادن تمرينات بدني و تنفسي مناسب مانع اضافه كار و فشار غير طبيعي به دستگاههاي حياتي و مراكز حيات شده، نيروي حياتي در مراكز حيات ذخيره شده، طول عمر مفيد زياد خواهد شد.
4- كار دستگاه تنفس و قلب به يكديگر مربوط بوده، كم كاري يا پر كاري هريك در ديگري اثر مستقيم مي گذارد .
5- دستگاه تنفس و قلب با سيستم عصبي و ذهن، ارتباط نزديكي دارند و ناآرامي و آرامش يكي در ديگري اثر مستقيم مي گذارد.