معنی رنگها در هاله بینی
معنی رنگها در هاله بینی1
تا حالا تصویر 3 بعدی دیدی ؟با چشمانی نیمه باز از یک نفر که نزدیکه اجازه بگیر و ازش بخواه که به دیوار روشنی ( ترجیحا سفید ) تکیه بده و تو اطراف همه بدنشو که به دیوار تکیه کرده ببین
مثلا روی شونشو ( کمی بالاتر )یا دور سر ( کمی بالاتر از سطح سر ) چون هاله کمی از کالبد با فاصله به چشم میخوره .... باید تمرین کرد
و اما در باره معانی و تفصیر رنگ هایی که ممکنه در هاله بینی مشاهده کنی :
معنی واقعی رنگها :
دوست داشتن رنگ قرمز 1- قرمز : مظهر زندگی است . رنگ انرژی و نیروهای خالص، همیشه انرژی حیات بشر ، بوسیله رنگ قرمز خالص نشان داده میشود .رنگ قرمز خالص نشانه ای از اشتیاق راستین بزندگی است . کسانیکه در پرتو مغناطیسی بدنشان ، رنگ قرمز دیده میشود و یا رنگ قرمز را به سایر رنگها ترجیح میدهند دارای قدرت اراده زیاد و شخصیت بسیار مهربانی هستند .قرمز ، یکی از رنگهائی است که اشتیاق واقعی شخص را نسبت بهر چیزی نشان میدهد . عشق زیاد از حد ، خشم زیاد از حد و حتی نفرت زیاد از حد . هر چه رنگ قرمز روشنتر باشد ، اشتیاق سالمتر است ، ولی اگر قرمز رو به تیرگی بگذارد ، اشتیاق زیاد از حد شخص متمرکز بخودش میشود . اگر کسی از این رنگ بهره گرفته باشد و یا آنرا به سایر رنگها ترجیح بدهد ، قدرت بسیار زیاد جنسی را دارا خواهد بود ه بیشتر به روابط جسمی اشتیاق نشان میدهد تا رابطه ذهنی . شخص ممکن است با دیگران به هوسرانی نیز بپردازد ولی عشق واقعیش همسر و نامزدش میباشد .شخص کمتر خودش را میشناسد . عاشق هیجان و مرتب دنبال تنوع در زندگی . به راحتی در مورد دیگران قضاوت میکند و مرتب نیز در این مورد اشتباه میکند .
نفرت از رنگ قرمز : بسیار دلواپس نا امید هستند . شاید هم از خستگی وضعف جسمی رنج میبرند . امکان دارد در روابط جنسی و حتی در موقعیت اجتماعی شکست دیده باشد . مشکل واقعی این ناشخاص که همیشه دنبال هدفهای بزرگ و غیر عملی میرود . و وقتیهم که شکست میخورد در لاک خود فرو میرود . چه عیبی دارد که اگر دنبال زندگی معمولی باشد ؟ باید این دو موضوع را همیشه به خاطر داشته باشد اول : اگر معیار موفقیت ثروت است ، پس ثروتمندان میبایست خوشبخترین آدمها باشند که نیستند ، دوم اینکه اگر موفقیت را بوسیله هوش واستعداد شخص می سنجیدند پس چطوره که اغلب نوابغ دست به خودکشی میزنند ؟
2- علاقه به زرد : این رنگ انعکاسی از هوش و فعالیتهای ذهنی شخص میباشد . اگر شخصی و یا شما این رنگ را در پرتوی امواج مغناطیسی بدنتان دارید . مغزتان هرگز از فعالیت نمیافتد . حتی اگر خودتان جسما تنبل باشید .اگر زرد به صورت طلائی باشد ، صاحب آن تما از دانش بسیار بالائی برخوردار است . اگر زنگ زرد خالص باشد ، صد درصد هوش وذکاوتشان را در خدمت دیگران مورد استفاده قرار خواهید داد .
ولی اگر رنگ زرد کدر ومات باشد ، خبر از این میدهد که بسیار حسود و بدبین میباشد و اغلب در رویاهایتان زندگی میکنید .اگر این رنگ در پرتو مغناطیس بدن باشد نوعی انزوا طلبی در فرد وجود دارد بدون اینکه خجالتی باشد . اکثر کسانیه فرد را میشناسند یا اورا نابغه خواهند پنداشت و یا کمتر وجود او را حس خواهند کرد و این باعص تنهائی فرد خواهد شد اگر از این رنگ برخوردارید مواظب باشید تا مغزتان تمام عواطف و احساستان را تحت کنترل خود در نیاورد .
2- تنفر از زرد : بسیار حساس و بدبین و از هر چیز بدیع و مدرن بدشان میآید ، برایش قابل هضم نیست که یک حکومت میلیونها دلار خرج رفتن به کره ماه را بکند در حالیکه کره زمین پر از انسانهای مستحق کمک میباشد .مردم همیشه این اشخاص را اخمو وعصبانی می یابند .
3- علاقه به نارنجی : ( مخلوطی از قرمزو زرد ) اگر این زنگ در پرتو امواج معناطیس بدن شخص وجود دارد ، حتما شخصی بسیار سرزنده و عاشق اجتماعات شلوغ و انواع شب نشینی و پارتی . اگر از این رنگ را به سایر رنگها ترجیح میدهید باید دارای آنچنان انرژی فوق العاده ای باشید که به راحتی میتوانید تمام اطرافیانتان را تحت اختیار خود دربیاورید ، قدرت اراده فوق العاده ، شناخت کاملی از خواسته ها و هدفهایتان دارید و شخص را به قله موفقیت خواهد رسانید . براحتی ، با یک لبخند ساده ، با یک مکالمه کوتاه میتواند براحتی دوست پیدا کند قدرت جنسی بسیار زیاد شخص را وادار میسازد که در سنین پائین ازدواج کند و ممکن است بدون عشق نیز باشد ، هر کس از این رنگ برخوردار یا آن را به سایر رنگها ترجیح دهد میتواند سیاستمدار مادرزادی باشد و در عین حال میتواند معلم ، تاجری موفق و همچنین عاشق شهرت نیز هست .
3- نفرت از نارنجی : یخاطر عمر وسالهائی که به بطالت تلف میکند نسبت به خود خشمگین است . ولی باید یادش باشد که فقط او نیست که مسئولیت همه بدبختیهای دنیا را بر دوش دارد، اگر بتواند مشکلات خصوصی خود و خانواده اش را حل کند مطمئنا خیلی زرنگ خواهد بود .
4- علاقه به آبی : رنگ روحانی و مذهبی است ، اگر پرتو امواج مغناطیس بدن این رنگ را داشته یا ترجیح دهد برای رسیدن به دانش ، هر مانعی را از سر راه برخواهد داشت .بسیار هنرمند و با طبیعت هماهنگی بسیار زیادی دارد . حقیقت برایش خیلی با ارزش خصوصا اگر مربوط به عشق باشد .عاشق عشق پاک ف بشرطیکه دو طرفه و صادقانه باشه ، عاشق صلح و آ رامش و دلش میخواهد که شاهد جریان طبیعی و بدون شتاب زندگی باشد ، که گاهی مواقع منجر به فرار از مسئولیت نیز میشود ، نسبت به زندگی خود و دیگران بسیار حساس و ازدرخواست مشورت و راهنمائی دیگران لذت میبرد ، زندگی در دهات وبیرون از شهر را به زندگی در شهرهای شلوغ ترجیح میدهد و اگر مرد باشد به طرف زنانی که پرتو قرمز دارند جذب میشود .
4- نفرت از آبی : از زندگی یکنواخت خسته شده و نیاز به تنوع و هیجان دارد و ممکن است اکثر قید وبندهای زندگی را از هم بگسلد ، در دوره ای قرار دارد که احساس میکند همه چیز را تغییر دهد و دستی به سرو روی خودش بکشد ، مثل : عوض کردن مدل موها ، لباس ، آرایش و..........
درک و تفسیر هاله2
در ابتدا ممکن است درخششی به رنگ سفید مایل به آبی در اطراف سر و بدن سوژه مشاهده کنید. آنچه میبینید کالبد اتری است. کالبد اختری ( یک سطح خارج از کالبد اتری ) جایی است که درک رنگها آغاز میشود. هر چه به طرف سطح خارج هاله میرویم مهارت ما نیز باید خالصتر شود، زیرا هر چه از کالبد اتری به طرف کالبد اختری / عاطفی، کالبد ذهنی و بالاخره کالبدهای معنوی میرویم انرژی خالصتر و ظریفتر میشود. رنگهایی که در فاصلهی 30 سانتیمتری از بدن دیده میشوند مربوط به احساسات هستند، 30 سانتیمتر دوم یا همین حدود مربوط به افکار، و بعد از آن مربوط به موضوعات معنوی است.
اطلاعات زیر دربارهی رنگها و معانی آنها به عنوان راهنماییهای کلی برای شما بیان میشود. به هر حال، در همهی تجربیات شما مخصوصاً در موضوعات روحی / معنوی قضاوت نهایی به عهده قوهی شهود شما است.
رنگمایهها و رنگهای خالص و ملایم نشانگر انرژی مثبت یا سالم و ناب هستند. هرچه رنگ روشنتر و خالصتر باشد، انرژی مثبتتر است. هر چه رنگ تیرهتر یا سنگینتر باشد، انرژی بیشتر آلوده به منفی گرایی، عدم تعادل یا ترس است. هر رنگ دارای سایههای ( تونالیتههای ) بیشمار است، بنابراین فریب سادگی ظاهری لیست زیر را نخورید.
رنگ قرمز خالص و روشن در هاله بیانگر تمایل به مادیات است. شخصی که این رنگ در هالهی او غالب است فردی ورزشکار یا شهوانی، پرشور، با اراده و یا قوی است.
درخششهای قرمز رنگ اغلب نشانهی خشم، قرمز تیره ( متمایل به آلبالویی ) احتمالاً نشانهی شهوت، و قرمز مات اغلب نشانهی رنجش و ناخشنودی است. در بررسی هاله از لحاظ بیماریهای جسمی، قرمز اغلب نشانهی تحریک بیش از حد یا التهاب در آن ناحیه است.
نارنجی خالص نشانگر خلاقیت و عاطفه است. این رنگ اغلب شجاعت و شادی را نشان میدهد. نارنجی کدر میتواند نشانهی تکبر و غرور باشد.
رنگ زرد خالص بطور خیلی شایع در اطراف سر مردم دیده میشود. این رنگ نشانگر تفکر و خرد است، و وفور رنگ زرد در هاله نشانهی یک فرد اندیشمند است. این رنگ همچنین میتواند نشانهی شادی و سرزندگی، یا خلق و خوی شاد باشد. زرد ناخالص میتواند نشان دهندهی مشغلهی شدید ذهنی و عدم تعادل فکری، یا شخصی با ذهن بسته، متعصب یا خرده گیر باشد.
سبز روشن و خالص نشانگر شفا و رشد است، و اغلب مشخص کنندهی یک شفاگر است. بسیاری از پرستاران و شفادهندگان طب جایگزین، این رنگ را به صورت غالب در هالهی خود دارند. پزشکان نیز ممکن است این رنگ را در هالهی خود داشته باشند، اما همچنین ممکن است هالهی آنها بیشتر به رنگ زرد به نشانه تفکر تمایل داشته باشد. رنگ سبز نشانهی مهربانی و دلسوزی نیز هست. سبز کدر نشانهی حرص و طمع است.
ممکن است در هنگام مشاهدهی هالهی یک سخنران سایهای به رنگ زرد - سبز کدر و بیمارگونه ببینید. این سایه نشان دهندهی تفکری است که در خدمت طمع و سودجویی قرار گرفته است و بطور کلی شخصی را نشان میدهد که از تفکر خود برای کسب منفعت و برآوردن نیازهای خود استفاده میکند. البته نمیخواهیم بگوییم که همهی سخنوران افرادی سودجو هستند، یا سخنوری پیشهی افراد طماع است! به هر حال اگر در هالهی یک سخنران چنین رنگی را مشاهده کردید بهتر است دربارهی او بیشتر تحقیق کنید.
تونالیتههای ( سایههای ) گوناگونی از رنگ آبی در هالهها دیده میشوند. رنگ آبی بطور کلی نشان دهندهی آرامش، معنویت و پارسایی است، و در هالهی جویندگان حقیقت قابل مشاهده است. رنگ آبی اغلب نشانهی تکامل روحی / معنوی است. آبی فیروزهای میتواند نشانگر یک روح پرشور، جوان، ماجراجو و کنجکاو باشد. آبی سلطنتی روشن نشانهی فرد صادق، درستکار و وفادار است. آبی روشن نشان دهندهی قدرت بالای تجسم و شهود است. رنگ آبی کدر نشانهی افسردگی و تنهایی و همچنین دلهره و نگرانی است.
رنگ بنفش و ارغوانی در هاله نشانهی روحیهی معنوی یا مذهبی است. بنفش سلطنتی، قدرت رهبری و اراده را نشان میدهد. بنفش مات نشانهی خودپرستی، تکبر و عقدهی دیگر آزاری ( ستمگری ) است؛ چنین شخصی دیگران را به خاطر ضعفها و خطاهای ناخواستهشان مورد سرزنش قرار میدهد.
رنگ صورتی در هاله بطور کلی نشانهی عشق، عاطفه، مصاحبت و یگانگی و علاقه به زیبایی است. صورتی گرم یا سرخ فام ، عاطفه و ازخودگذشتگی واقعی را نشان میدهد. صورتی کدر میتواند نشانهی ناپختگی، وابستگی و نیازمندی باشد.
رنگ طلایی نشان دهندهی قدرت، پیشرفت معنوی، ازخودگذشتگی، الهام بخشی و هماهنگی ( هارمونی ) است. طلایی رنگی الهی است.
خاکستری به طور کلی نشانهی ترس است. رنگ خاکستری سایر رنگهای هاله را نیز کدر میکند و خلوص آنها را ضایع میسازد. نقرهای جنبهی مثبت این رنگ است و نمایندهی انرژیهای ایزد بانوها ( الههها ) است. رنگ نقرهای همچنین نشانهی خوشبینی، شهود و بیداری معنوی است.
رنگ قهوهای اگر زنده و خالص باشد نشانهی تعادل فکری و استقامت است. این رنگ دارای یک نوسان زمینی است. رنگ قهوهای کدر میتواند علامت انسداد و اختلال در انرژی باشد.
رنگ سیاه میتواند نشانهی ترس یا نفرت باشد، همچنین نشان دهندهی مشکلات، عدم تعادل و اعتیادها است. البته سیاه خالص و براق میتواند نشان دهندهی حفاظت، رمز و راز یا دانشی باشد که به طرز عاقلانه حفظ شده است.
رنگ سفید میتواند علامت پاکی، خلوص و راستی باشد، اما این رنگ اغلب ترکیبی از رنگهای متعدد است که به خوبی درک و یا تفسیر نشدهاند. گویهای سفید رنگ بالای شانههای سوژه اغلب نشانهی نگهبانان معنوی یا فرشتگان محافظ هستند که در زندگی فرد، مهم و تأثیرگذار هستند.
ترکیب رنگها نشان دهندهی ترکیب جنبههای گفته شده است. مثلاً ترکیب آبی / سبز میتواند نشان دهندهی فردی باشد که از طریق جستجوی معنوی برای حقیقت، در حال بهبود است.
در مشاهدهی هاله، گوش دادن به ندای شهود خود، برای تفسیر آنچه میبینید مهم است. برای درک آنچه میبینید از آن سئوال کنید و سیستم ادراک خود را بر پایهی تجربیات خود تقویت کنید.
درک وتفسیرهاله
هاله، میدانی از انرژی است ( انرژی الکترومغناطیسی و سایر انرژیهای عالیتر ) که همهی موجودات زنده را احاطه کرده است، و به عقیدهی بعضی در اطراف همهی ذرات اتمی و موجودات زنده و غیر زنده وجود دارد. برای اطلاع افراد شکاک یا علمگرا باید گفت که ما خوش شانسیم که در زمانی زندگی میکنیم که جدیدترین تکنولوژی، ما را قادر به مشاهده و اندازه گیری این میدانهای انرژی میسازد. تکنولوژی ما آنچه را که عرفا برای قرنها تعلیم میدادهاند اثبات میکند. ما میتوانیم هالهی انسانها را از طریق بینایی یا به روشهای دیگر درک و تفسیر کنیم.
هالههای ما همواره در حال تعامل با یکدیگر و محیط اطراف هستند. هر چه این تعامل طولانیتر یا کاملتر باشد، تأثیر آن بر هالهها بیشتر خواهد بود. به همین علت هالههای اعضای خانواده، دوستان قدیمی و زوجهای چندین ساله بسیار مشابه به نظر میرسد.
انرژی باقیمانده از تعاملهای هالهای بر اشیاء و مکانها نیز تأثیر میکند و این تأثیر بر آنها نقش میبندد. مثلاً توجه کنید که خانههای مختلف چه احساسات متفاوتی را در ما بر میانگیزند. هر خانهای بسته به اینکه چه کسانی در آن زندگی میکنند، هالهای مخصوص به خود دارد، و در هر خانه هر اتاقی بسته به اینکه چه کسی در آن زندگی میکند و میخوابد، احساس منحصر به فرد دارد. خانهای که بیشتر وقتها خالی از سکنه است، خالیتر از خانهای که سرشار از زندگی روزانه است به نظر میرسد، حتی اگر در حال حاضر در خانه دوم هیچ کس نباشد. چنین خانهای را با اتاق یک هتل مقایسه کنید.
چنین اتاقی به طور مداوم تحت تأثیر تعامل متغیر و سطحی انرژیهای متعدد و متفاوت است. ما باقی ماندهی انرژی خود را در همهی مکانها به جا میگذاریم. چیزهایی که ما با آنها تعامل بیشتر یا عمیقتری داریم ( مانند لباسها، جواهرات، ماشین، تخت خواب، صندلی مورد علاقه، حیوان خانگی، یا اشیاء مورد علاقه ) بیشتر و عمیقتر تحت تأثیر انرژیهای ما قرار میگیرند و این تأثیر بر آنها عمیقتر نقش میبندد. آنچه افراد در هنگام انجام سایکومتری (رواننگری و روانسنجی اشیاء) تفسیر میکنند، همین انرژی باقیمانده است. همچنین انرژی باقیمانده از حوادث بسیار سخت و دلخراش است که باعث میشود مکانی حالت “ روح زده ” پیدا کند، که نوعی پارگی در ساختار زمان و مکان، یا دریچهای به گذشته است.
ما نوعی آگاهی قبلی نسبت به هالههای دیگران داریم، اگرچه بیشتر این آگاهی در سطح ناخودآگاه شکل میگیرد. ما بر اثر مجاورت با بعضی افراد دچار احساس تخلیه و فقدان انرژی میشویم، در حالی که بعضی دیگر به ما انرژی میدهند. ما با بعضی افراد احساس سازگاری و هماهنگی میکنیم، در حالی که با بعضی دیگر احساس ناسازگاری داریم. هرگاه نوسان انرژی شخصی با ما مشابه یا یکسان باشد، نسبت به او احساس جاذبه میکنیم، اما با کسی که روی طول موجی کاملاً متفاوت است، راحت نیستیم. زبان ما انعکاس آگاهی ناخودآگاه ما از تعامل انرژی نهفته در پس این تجربهها است.
وقتی احساس میکنیم که کسی به ما نگاه میکند ، در واقع از انرژی او که با ما تعامل انجام میدهد آگاه میشویم. این پدیده برای یک روشنبین قابل دیدن است. یکی از اساتید متافیزیک نقل میکند که: من سالها پیش هنگامی که برای دیدن هالهها شروع به تمرین کرده بودم، نمونه جالبی از این پدیده را تجربه کردم. من منتظر یکی از دوستانم بودم تا با او در یک خانهی بزرگ اشتراکی که او با حدود یک دوجین دانشجوی دیگر در آن شریک بودند شام بخوریم. در حالی که با آرامش در آنجا نشسته بودم و اطراف را نگاه میکردم، متوجه مرد جوانی شدم که وارد اتاق ناهارخوری شد. او به دوست من نگاه کرد که رویش به سمتی دیگر بود و بشقابش را آماده میکرد. در این هنگام من رشتهای از انرژی به رنگ قرمز تیره را مشاهده کردم که از شبکهی خورشیدی آن مرد خارج شد، عرض اتاق را طی کرد و میدان انرژی دوست من را کاملاً احاطه کرد. همین که این رشته با هالهی او تماس پیدا کرد، او از حرکت باز ایستاد، سپس برگشت و مستقیماً به مرد نگاه کرد، در حالی که آثار رنجش در چهرهاش دیده میشد. در این لحظه رشتهی انرژی ناپدید شد. بعداً که من آنچه را دیده بودم به دوستم گفتم، او توضیح داد که آن مرد کسی بود که به شدت باعث ناراحتی او بود، زیرا همواره او را آزار میداد. در آن هنگام بود که من توانستم آنچه را که شاهد بودم آگاهانه جمع بندی کنم. آن مرد در حال خیال پردازی دربارهی دوست من بود، و من این خیال پردازی و واکنش دوستم را در سطح ناخودآگاه مشاهده کرده بودم. او به سادگی احساس کرده بود که کسی به او نگاه میکند و احساس ناراحتی کرده بود، در حالی که علت آن را آگاهانه نمیدانست، تا وقتی که برگشته، آن مرد را دیده بود.
همچنین او نقل میکند که: اولین هالهای که مشاهده کردم، هالهی یکی از استاتیدم در دانشگاه میشیگان بود. من برای دیدن هالهها سعی نکردم، بلکه این پدیده به صورت اتفاقی برایم رخ داد. من در حالی که خیلی خسته بودم در یک سالن کنفرانس بزرگ نشسته بودم، روبرویم چند نفر از دانشجویان ظاهراً در خوابی راحت بودند. من در حالت نیمه خسته بودم، آرام و سبکبال. همچنان که توجهم بین درون و بیرون سرگردان بود، درخششی به رنگ زرد طلایی در اطراف سر استادم شروع به پدید آمدن کرد. هنگامی که او به طرف جلو به سوی میکروفون حرکت میکرد و در نور اتاق قرار میگرفت، دیدن این درخشش مشکلتر میشد، اما وقتی او به طرف عقب حرکت میکرد و از روشنایی خارج میشد درخشش باز پدیدار میشد. وقتی کمی تمرکز بینائیم را تغییر دادم، درخشش، روشنتر، بزرگتر و واضحتر شد. شگفت زده شده بودم.
من که آن زمان اطلاعات چندانی دربارهی هاله نداشتم، نمیدانستم که آیا آنچه میدیدم هاله بود یا نه. سپس شروع به نگاه کردن به اطراف سالن کم نور کردم، و از مشاهدهی هالههای اطراف سرهای دانشجویان متحیر شدم.
این تجربه را به این دلیل برای شما بازگو کردم که بعضی از اجزای کلیدی شرایط ایدهآل برای درک هالهها را مشخص میکند:
من در حالت مدیتیشن (آرامش و سکوت کامل ذهن) قرار داشتم، و بسیاری از تجربههای جالب روحی و معنوی در حالت مدیتیشن کسب شدهاند. مدیتیشن تکنیک مهمی است که در تمام جهان برای تکامل روحی و معنوی تجویز میشود. هنگامی که شخص گفتگوی بی وقفهی ذهن آگاه را متوقف میکند، زمزمهها و انرژیهای ظریف قابل درک میشوند.
استاد، موضوع ادیان شرقی را تدریس میکرد. نکتهای که من در آن زمان به آن توجه نکرده بودم، این است که او بدون شک سالها وقت، صرف مدیتیشن و تمرین معنوی کرده بود. هر چه شخصی سالمتر و از لحاظ معنوی تکامل یافتهتر باشد، هالهی او بزرگتر و روشنتر خواهد بود. به همین دلیل است که تصویر مسیح، قدیسان و سایر افراد پارسا در طول تاریخ با هالههایی در اطراف سرشان نقاشی شده است. هالههای آنها چنان روشن بوده است که به آسانی توسط هنرمندان و احتمالاً همهی مردم درک میشده است.
من در آرامشی عمیق بودم. ذهن من خالی و آزاد بود و چشمانم روی نقطهی خاصی متمرکز نبودند. این حالت نیمه خلسه بسیار مهم است، مخصوصاً در هنگام یادگیری مشاهدهی هالهها.
استاد من در حال صحبت برای گروه بزرگی از مردم بود. احساسی که یک شخص هنگام صحبت کردن در برابر یک جمعیت شنونده تجربه میکند ( چه شادی بخش و چه وحشت زا ) تا حدود زیادی از انرژی عظیم روحی / هالهای منشاء میگیرد، که از طرف جمعیت به واسطهی توجه آنها به طرف گوینده جریان پیدا میکند. این جریان انرژی، انرژی یا هالهی گوینده را به شدت تقویت میکند. آسان ترین هالهها برای دیدن، هاله افرادی است که در برابر یک گروه به تدریس، اجرای نقش یا صحبت مشغولند. اگر شخص در حال تدریس یک موضوع معنوی باشد مقدار انرژی قابل مشاهده، شگفت آور است.
جالب ترین جلوههای هالهای را، من هنگام تماشای ورود انرژی متافیزیک به بدن یک مدیوم (فرد واسط بین زندگان و مردگان) مشاهده کردهام. من عملاً وقوع این پدیده را دیدهام ( هر چند در این مورد کمی مشکوکم، زیرا تجربههای خود من در زمینهی ارتباط روحی، متفاوت بودهاند ). من یک مدیوم را هم دیدهام که میگوید این پدیده عملاً رخ میدهد و او اطلاعات را از روحی خارج از بدن خود، یا از “ خود برتر ” خود دریافت میکند. مشاهدهی چنین حالتی خیره کننده است.
درک وتفسیرهاله
هاله، میدانی از انرژی است ( انرژی الکترومغناطیسی و سایر انرژیهای عالیتر ) که همهی موجودات زنده را احاطه کرده است، و به عقیدهی بعضی در اطراف همهی ذرات اتمی و موجودات زنده و غیر زنده وجود دارد. برای اطلاع افراد شکاک یا علمگرا باید گفت که ما خوش شانسیم که در زمانی زندگی میکنیم که جدیدترین تکنولوژی، ما را قادر به مشاهده و اندازه گیری این میدانهای انرژی میسازد. تکنولوژی ما آنچه را که عرفا برای قرنها تعلیم میدادهاند اثبات میکند. ما میتوانیم هالهی انسانها را از طریق بینایی یا به روشهای دیگر درک و تفسیر کنیم.
هالههای ما همواره در حال تعامل با یکدیگر و محیط اطراف هستند. هر چه این تعامل طولانیتر یا کاملتر باشد، تأثیر آن بر هالهها بیشتر خواهد بود. به همین علت هالههای اعضای خانواده، دوستان قدیمی و زوجهای چندین ساله بسیار مشابه به نظر میرسد.
انرژی باقیمانده از تعاملهای هالهای بر اشیاء و مکانها نیز تأثیر میکند و این تأثیر بر آنها نقش میبندد. مثلاً توجه کنید که خانههای مختلف چه احساسات متفاوتی را در ما بر میانگیزند. هر خانهای بسته به اینکه چه کسانی در آن زندگی میکنند، هالهای مخصوص به خود دارد، و در هر خانه هر اتاقی بسته به اینکه چه کسی در آن زندگی میکند و میخوابد، احساس منحصر به فرد دارد. خانهای که بیشتر وقتها خالی از سکنه است، خالیتر از خانهای که سرشار از زندگی روزانه است به نظر میرسد، حتی اگر در حال حاضر در خانه دوم هیچ کس نباشد. چنین خانهای را با اتاق یک هتل مقایسه کنید.
چنین اتاقی به طور مداوم تحت تأثیر تعامل متغیر و سطحی انرژیهای متعدد و متفاوت است. ما باقی ماندهی انرژی خود را در همهی مکانها به جا میگذاریم. چیزهایی که ما با آنها تعامل بیشتر یا عمیقتری داریم ( مانند لباسها، جواهرات، ماشین، تخت خواب، صندلی مورد علاقه، حیوان خانگی، یا اشیاء مورد علاقه ) بیشتر و عمیقتر تحت تأثیر انرژیهای ما قرار میگیرند و این تأثیر بر آنها عمیقتر نقش میبندد. آنچه افراد در هنگام انجام سایکومتری (رواننگری و روانسنجی اشیاء) تفسیر میکنند، همین انرژی باقیمانده است. همچنین انرژی باقیمانده از حوادث بسیار سخت و دلخراش است که باعث میشود مکانی حالت “ روح زده ” پیدا کند، که نوعی پارگی در ساختار زمان و مکان، یا دریچهای به گذشته است.
ما نوعی آگاهی قبلی نسبت به هالههای دیگران داریم، اگرچه بیشتر این آگاهی در سطح ناخودآگاه شکل میگیرد. ما بر اثر مجاورت با بعضی افراد دچار احساس تخلیه و فقدان انرژی میشویم، در حالی که بعضی دیگر به ما انرژی میدهند. ما با بعضی افراد احساس سازگاری و هماهنگی میکنیم، در حالی که با بعضی دیگر احساس ناسازگاری داریم. هرگاه نوسان انرژی شخصی با ما مشابه یا یکسان باشد، نسبت به او احساس جاذبه میکنیم، اما با کسی که روی طول موجی کاملاً متفاوت است، راحت نیستیم. زبان ما انعکاس آگاهی ناخودآگاه ما از تعامل انرژی نهفته در پس این تجربهها است.
وقتی احساس میکنیم که کسی به ما نگاه میکند ، در واقع از انرژی او که با ما تعامل انجام میدهد آگاه میشویم. این پدیده برای یک روشنبین قابل دیدن است. یکی از اساتید متافیزیک نقل میکند که: من سالها پیش هنگامی که برای دیدن هالهها شروع به تمرین کرده بودم، نمونه جالبی از این پدیده را تجربه کردم. من منتظر یکی از دوستانم بودم تا با او در یک خانهی بزرگ اشتراکی که او با حدود یک دوجین دانشجوی دیگر در آن شریک بودند شام بخوریم. در حالی که با آرامش در آنجا نشسته بودم و اطراف را نگاه میکردم، متوجه مرد جوانی شدم که وارد اتاق ناهارخوری شد. او به دوست من نگاه کرد که رویش به سمتی دیگر بود و بشقابش را آماده میکرد. در این هنگام من رشتهای از انرژی به رنگ قرمز تیره را مشاهده کردم که از شبکهی خورشیدی آن مرد خارج شد، عرض اتاق را طی کرد و میدان انرژی دوست من را کاملاً احاطه کرد. همین که این رشته با هالهی او تماس پیدا کرد، او از حرکت باز ایستاد، سپس برگشت و مستقیماً به مرد نگاه کرد، در حالی که آثار رنجش در چهرهاش دیده میشد. در این لحظه رشتهی انرژی ناپدید شد. بعداً که من آنچه را دیده بودم به دوستم گفتم، او توضیح داد که آن مرد کسی بود که به شدت باعث ناراحتی او بود، زیرا همواره او را آزار میداد. در آن هنگام بود که من توانستم آنچه را که شاهد بودم آگاهانه جمع بندی کنم. آن مرد در حال خیال پردازی دربارهی دوست من بود، و من این خیال پردازی و واکنش دوستم را در سطح ناخودآگاه مشاهده کرده بودم. او به سادگی احساس کرده بود که کسی به او نگاه میکند و احساس ناراحتی کرده بود، در حالی که علت آن را آگاهانه نمیدانست، تا وقتی که برگشته، آن مرد را دیده بود.
همچنین او نقل میکند که: اولین هالهای که مشاهده کردم، هالهی یکی از استاتیدم در دانشگاه میشیگان بود. من برای دیدن هالهها سعی نکردم، بلکه این پدیده به صورت اتفاقی برایم رخ داد. من در حالی که خیلی خسته بودم در یک سالن کنفرانس بزرگ نشسته بودم، روبرویم چند نفر از دانشجویان ظاهراً در خوابی راحت بودند. من در حالت نیمه خسته بودم، آرام و سبکبال. همچنان که توجهم بین درون و بیرون سرگردان بود، درخششی به رنگ زرد طلایی در اطراف سر استادم شروع به پدید آمدن کرد. هنگامی که او به طرف جلو به سوی میکروفون حرکت میکرد و در نور اتاق قرار میگرفت، دیدن این درخشش مشکلتر میشد، اما وقتی او به طرف عقب حرکت میکرد و از روشنایی خارج میشد درخشش باز پدیدار میشد. وقتی کمی تمرکز بینائیم را تغییر دادم، درخشش، روشنتر، بزرگتر و واضحتر شد. شگفت زده شده بودم.
من که آن زمان اطلاعات چندانی دربارهی هاله نداشتم، نمیدانستم که آیا آنچه میدیدم هاله بود یا نه. سپس شروع به نگاه کردن به اطراف سالن کم نور کردم، و از مشاهدهی هالههای اطراف سرهای دانشجویان متحیر شدم.
این تجربه را به این دلیل برای شما بازگو کردم که بعضی از اجزای کلیدی شرایط ایدهآل برای درک هالهها را مشخص میکند:
من در حالت مدیتیشن (آرامش و سکوت کامل ذهن) قرار داشتم، و بسیاری از تجربههای جالب روحی و معنوی در حالت مدیتیشن کسب شدهاند. مدیتیشن تکنیک مهمی است که در تمام جهان برای تکامل روحی و معنوی تجویز میشود. هنگامی که شخص گفتگوی بی وقفهی ذهن آگاه را متوقف میکند، زمزمهها و انرژیهای ظریف قابل درک میشوند.
استاد، موضوع ادیان شرقی را تدریس میکرد. نکتهای که من در آن زمان به آن توجه نکرده بودم، این است که او بدون شک سالها وقت، صرف مدیتیشن و تمرین معنوی کرده بود. هر چه شخصی سالمتر و از لحاظ معنوی تکامل یافتهتر باشد، هالهی او بزرگتر و روشنتر خواهد بود. به همین دلیل است که تصویر مسیح، قدیسان و سایر افراد پارسا در طول تاریخ با هالههایی در اطراف سرشان نقاشی شده است. هالههای آنها چنان روشن بوده است که به آسانی توسط هنرمندان و احتمالاً همهی مردم درک میشده است.
من در آرامشی عمیق بودم. ذهن من خالی و آزاد بود و چشمانم روی نقطهی خاصی متمرکز نبودند. این حالت نیمه خلسه بسیار مهم است، مخصوصاً در هنگام یادگیری مشاهدهی هالهها.
استاد من در حال صحبت برای گروه بزرگی از مردم بود. احساسی که یک شخص هنگام صحبت کردن در برابر یک جمعیت شنونده تجربه میکند ( چه شادی بخش و چه وحشت زا ) تا حدود زیادی از انرژی عظیم روحی / هالهای منشاء میگیرد، که از طرف جمعیت به واسطهی توجه آنها به طرف گوینده جریان پیدا میکند. این جریان انرژی، انرژی یا هالهی گوینده را به شدت تقویت میکند. آسان ترین هالهها برای دیدن، هاله افرادی است که در برابر یک گروه به تدریس، اجرای نقش یا صحبت مشغولند. اگر شخص در حال تدریس یک موضوع معنوی باشد مقدار انرژی قابل مشاهده، شگفت آور است.
جالب ترین جلوههای هالهای را، من هنگام تماشای ورود انرژی متافیزیک به بدن یک مدیوم (فرد واسط بین زندگان و مردگان) مشاهده کردهام. من عملاً وقوع این پدیده را دیدهام ( هر چند در این مورد کمی مشکوکم، زیرا تجربههای خود من در زمینهی ارتباط روحی، متفاوت بودهاند ). من یک مدیوم را هم دیدهام که میگوید این پدیده عملاً رخ میدهد و او اطلاعات را از روحی خارج از بدن خود، یا از “ خود برتر ” خود دریافت میکند. مشاهدهی چنین حالتی خیره کننده است.
آیا می دانید هاله شما چه رنگی است؟
در صورتیکه تاریخ تولد شما در:
اول فروردین ماه باشد سیاه هستید
بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید
بین 12 تا 21 فروردین باشد. شما سرمه ای است
بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید.
بین یکم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید.
بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید.
بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید.
بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید.
بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاکستری هستید.
بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید.
سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاکستری است.
بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید.
بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید.
بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید.
بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید.
بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید.
بین 23 مرداد تا یکم شهریور باشد شما سبز هستید.
بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ای هستید.
بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما کبود رنگ هستید.
بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید.
متولدین یکم مهر ماه زیتونی هستند.
بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید.
بین 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای دارید.
بین 22 مهر ماه تا یکم آبان ماه شما نقره ای هستید.
بین 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفید هستید.
بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است.
بین یکم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید.
بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاکستری هستید.
بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستید.
متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند.
بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد شما نارنجی هستید..
بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید.
بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید.
بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید.
بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید.
بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستید.
بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما کبودی رنگ هستید.
بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیمویی هستید...خزان
قرمز
با نمک و دوستداشتنی، مشکل پسند اما همیشه عاشق........و
اینطور بنظر میرسد که مورد محبت نیز باشید. با روحیه و
بشاش اما در همان زمان میتوانید بد اخلاق هم شوید
قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد کنید و این
همان عشقی است که میتواند در راهی که در پیش دارید
همراهتان باشد
آدمهایی را که راحت صحبت میکنند دوست دارید این آدمها
باعث میشوند احساس راحتی بیشتری داشته باشید..
شیری رنگ
اهل رقابت و بازی دوست. دوست ندارد ببازد ولی همیشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون بگذرانید، با دقت عشقتان را انتخاب میکنید
و بسادگی عاشق نمی شوید اما وقتی او را یافتید تا مدتهای طولانی دوستش خواهید داشت.
نیلی
شما بیشتر متوجه نگاهتان هستید و استانداردهای بالائی در انتخاب عشق دارید. هر راه حلی را با دقت و تفکر انتخاب می کنید و بسیار بندرت مرتکب اشتباه احمقانه میشوید دوست دارید رهبر باشید و به راحتی می توانید دوستان جدید پیدا کنید.
خاکستری
جذاب و فعال هستید، شما هرگز احساستان را پنهان نمی کنید و هر آنچه را که درونتان است آشکار می سازید. اما ضمنا میتوانید خودخواه هم باشید. می خواهید مورد توجه باشید و نمی خواهید بطور نا برابر با شما برخورد شود.. میتوانید روز مردم را روشن کنید. شما میدانید در زمان مناسب چه بگویید و خوش اخلاق هستید.
سبز
خیلی خوب با افراد تازه کنار می آیید.. در واقع آدم خجالتی ای نیستی اما گاهی اوقات با کلماتت به عواطف مردم آسیب می رسانید. دوست دارید تا مورد توجه و علاقه کسی باشید که دوستش دارید ولی اغلب تنهایید و به انتظار فرد مورد نظرت می مانید.
طلائی
شما میدانید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. آدم بشاشی هستید و زیاد بیرون میروید. بسیار سخت میتوانی فرد مورد نظرت را پیدا کنی اما وقتی او را یافتی تا سالیان متمادی دوباره عاشق نمی شوی.
صورتی
شما همواره در تلاشید تا درهرچیزی بهترین باشید و دوست دارید به سایرین کمک کنید. اما بسادگی قانع نمی شوی.
دارای افکاری منفی هستید و در جستجوی عشقی شورانگیز مانند آنچه در قصه هاست هستید.
زرد
شما شیرین و بیگناهید ، مورد اعتماد بسیاری از مردم ، و دارای رهبریتی قوی در ارتباطاتتان هستید. شما خوب تصمیم میگیرید و انتخاب درستی در زمان مناسب می گیرید... همواره در افکار داشتن روابط عاشقانه بسر می برید.
خرمائی
باهوشید و میدانید چه چیزی درست است. میخواهید همه چیز را مطابق میل خود کنید که گاهی میتواند بدلیل عدم توجه به نظر دیگران مشکل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستید. وقتی فرد مورد نظرتان را یافتید برایتان دشوار است فرد بهتری پیدا کنید.
نارنجی
در مقابل اعمالتان مسئولیت پذیر هستید، می دانید چگونه با مردم رفتار کنید. همواره اهدافی برای دستیابی به آنها دارید و حقیقتا برای رسیدن به آنها تلاش میکنید ، فردی آماده رقابت هستید. دوستانتان برایت بسیار مهم هستند و قدر آنچه را که دارید میدانید، گاهی اوقات واکنشتان زیادی شدید است و علت آن نیز احساساتی بودنتان است.
ارغوانی
اسرار آمیز هستید، بهیچوجه خودخواه نیستید ، زود و آسان نظرتان جلب میشود. روزتان با توجه به خلقتان میتواند غمگین یا خوش باشد. بین دوستان محبوب هستید اما میتوانید دست به عمل احمقانه ای نیز بزنید ، بسادگی امور را فراموش میکنید. بدنبال شخصی هستید که قابل اعتماد باشد.
لیموئی
آرام هستید، اما بسادگی عصبانی می شوید. به آسانی حسادت می ورزید و در مورد چیزهای کوچک اعتراض میکنید، نمی توانید به یک کار بچسبید اما دارای شخصیتی هستید که اعتماد و علاقه همه را جلب میکند.
نقره ای
خیال پرداز و بامزه اید ، دوست دارید چیز های جدید را بیازمایید. علاقه دارید خود سازی کنید و بسادگی می
آموزید، براحتی میتوان با شما صحبت کرد و شما نصایح خوبی میدهید. وقتی موضوع دوستی است متوجه میشوید نمی توان به کسی اعتماد کرد، اما وقتی دوستان واقعی خود را یافتید تا پایان عمر به آنها اعتماد میکنید.
سیاه
شما یک مبارز هستید و دارای انگیزه اید. اما تغییر در زندگی را نمی پسندید. زمانی که تصمیمی گرفتید، روی
تصمیمتان تا مدتها پای می فشارید. زندگی عشقی شما نیز توام با مبارزه است و مثل همه نیست.
زیتونی
شما روشن قلب و آدم گرمی هستید. همراه خوبی برای فامیل و دوستانید. خشونت را نمی پسندید و میدانید چه چیزی درست است. شما مهربان و بشاش هستید اما بسادگی به مردم حسادت نورزید.
قهوه ای
فعال و ورزشکارید ، برای دیگران مشکل است که به شما نزدیک شوند. زمانی که متوجه میشوید نمی توانید به
چیزی که میخواهید دستیابید ، بسادگی تسلیم شده آنرا رها میکنید.
آبی
اتکا به نفس کمی دارید و خیلی ایرادی هستید. هنرمند هستید و دوست دارید عاشق شوید ، اما میگذارید عشقتان از دستتان برود چون در این مورد از مغزتان فرمان میگیرید نه از قلبتان.
سرمه ای
شما جذابید و عاشق زندگی خود هستید ، نسبت به همه چیز دارای احساسی قوی هستید و خیلی زود گیج میشوید زمانی که از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوید برایتان مشکل است آنها را ببخشید.
سفید
شما آرزو و اهدافی در زندگی دارید زود حسادت می ورزید نسبت به دیگران متفاوت و گاهی اوقات عجیب هستید اما همه این حالت شما را دوست دارند.
کبود
احساسات شما بسادگی و ناگهانی تغییر میکند اغلب تنها هستید ، مسافرت را دوست دارید. انسان صادقی هستید ولی حرف مردم را زود باور میکنید. یافتن عشق برای شما سخت است و گمگشته عشق هستید....خزان
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 13:15 توسط فریبا محمدی علوی
|