ارتباط با ارواح به روش بيهوشي مديومي شرايط و قوانين زيادي دارد كه به اعتراف علماي روحي تاكنون علم موفق به كشف و شناخت آنها نشده است.البته انسان با رياضت صحيح و تزكيه نفس و صفاي باطن ميتواند به مقامي برسد كه بدون واسطه با ارواح ارتباط برقرار کند چنان كه اين حالات را در زندگي و سير انسان هاي عارف و الهي ميبينيم.
 
اما شرايط و ويژگي هايي كه در ارتباط روحي از طريق بيهوشي مديومي تجربه و تحصيل شده و لازم است رعايت گردد عبارت اند از:
 
1-وجود مديوم يا واسطه كه از تواناي و قابليت بالايي برخوردار باشد.
 
2-ميگويند در جسم مديوم مقدار زيادي از ماده اكتوپلاسم يا تليپلاسم موجود ميباشد.اين ماده به ارواح قدرت خواهد ميدهد تا با استفاده از آن دستگاه صوتي (دهان.گلو و زبان)خود را كمي غليظ تر كرده و به شكل دهان و زبان و گلوي ما در آورند تا براي زنده هاي زميني امواج صوتي توليد كنند.
 
علماي علم روحي ميگويند:به تحقيث ثابت شده كه بيشتر مردم به اختلاف درجات داراي صفات مديومي هستند و اين اختلاف هم به واسطه كمي و يا زيادي ماده((اكتوپلاسم))در بدن آنها ميباشد.
 
2-در شب و تاريكي :زيرا چراغ كم نور خصوصا" نور قرمز خيلي كم .
 
3-توافق فكري و اعتقادي ميان حاضرين در جلسه و فرد راهنما و داشتن صفاي باطن
 
عده اي گفته اند براي ايجاد توافق فكري بهترين چيز امواج موسيقي است آن هم سرودهاي ديني
 
4-مداومت در انجام كار جهت تشخيص و تطبيق صداها
 
5-خواندن ذكرهاي مخصوص(مثل دعا و فاتحه)
 
6-خواندن سرودهاي ديني جهت ايجاد حالات موافق بين حاضرين
 
7-روح طالب ارتباط حضور در جلسه را اراده كند
 
8-انتخاب مكاني مناسب كه به دور از جنجال و شلوغي باشد
 
9-حضور راهنمايي دقيق و هماهنگ امور
 
 
 
تفاوت خواب مغناطيسي با عمل مديومي
 
علماي علم روحي بين خواب مغناطيسي (هيپنوتيزم)و عمل مديوم هاي روحي (كه در ارتباط با ارواح به عنوان واسطه مورد استفاده قرار ميگيرند)فرق هايي را قايل شده اند.اگر چه هم در خواب مغناطيسي و هم در ارتباط با ارواح فرد مديوم و فرد خواب شونده.هر دو به نوعي بي حس و بي اراده و بي حركت مي شوند و تحت تاثير عامل و فاعل اين كار قرار مي گيرند ولي بين اين دو روش تفاوت هايي وجود دارد مانند:
 
1-درخواب مغناطيسي روح خواب شونده ازجسدش جدا نمي شود ولي در عمل مديومي روح فرد از بدنش به طور موقت جدا مي شود-البته نه به طور كامل بلكه تارهاي حياتي اثيري به بدن مديوم اتصال دارد)
 
برخي نيز قائلند كه در خواب مغناطيسي عمل برون فكني روح (جدايي روح از بدن)صورت ميگيرد .
 
2-خوب مغناطيسي .انتقال ((اثر)) روح و فكر و نگاه و تلقين خواب كننده به روح و عقل و اراده و فكر خواب شونده است.ولي درارتباط مديومي ((خود))روح ارتباط گيرنده-تا حدودي -متاثر از روح واسطه گر است و روح اراده و فكر خود را به مديوم تحميل مي كند.
 
3-خواب مغناطيسي فيزيكي است.ولي خواب مديوم ها عقلي است.بعني در خواب مغناطيسي فرد هيچ گونه آگاهي از اطراف خود ندارد.ولي در خواب مديومي چنين نيست و عقل او از عقل موجود مجرد از جسد متاثر مي گردد.
 
البته عده اي ميگويند:در خواي مغناطيسي (هيپنوتيزم)نيروي درك و ديد و شنوايي انسان قوي ميشود به حدي كه ميتواند جاهاي دور را ببيند و يا صدا هاي آن را بشنود.
 
به هر حال هر دو(چه در خواب مصنوعي و مغناطيسي و چه در ارتباط مديومي)حالت تسليم و تاثير پذيري به اراده روح وجود دارد و هر دو نوعي حالت بيهوشي و عدم درك و احساس ارادي را دارا مي باشند.علماي روحي مي گويند:آثار و ظواهري كه توسط مديوم نمايان مي شود نه تنها در اختيار هيچ كس بلكه در اختيار مديوم ها هم نيست و آنان به علت چگونگي و اوقات آن آگاهي ندارند كه چگونه آثار مديومي در آنان موقعي شديد و گاهي ضعيف و نابود مي شود.لذا در علم روح شناسي ظواهر مديومي به امور نا شناخته فوق ناشناخته و فوق عادي تعبير شده است.يعني آثار و ظهوراتي كه حواس مادي انسان از درك آنها عاجر و ناتوان بوده و افراد عادي نمي توانند از خود چنين ظواهري را بروز دهند.
 
علامه حسن زاده آملي در وجه تشابه خواب مغناطيسي(هيپنوتيزم) با خواب طبيعي فرموده اند
 
((تنويم مغناطيسي و نوم هر دو از يك اصل منشعب اند و آن در حقيقت .انصراف و تعطيل حواس ظاهر از تصرف و دست در كار بودن به اين نشاء از طبيعت است))
 
 
 
چگونگي آگاهي ارواح از جلسه ارتباط
 
درباره اينكه ارواح چگونه متوجه ارتباط مي شوند و از دعوت خود آگاهي مي يابند؟ارواح داراي درجات و مراتبي هستند و به اقسامي تقسيم مي شوند و ارواح ما فوق از ارواح ما تحت خود مي خواهند با زميني ها ارتباط بگيرند.آنها پس از گرفتن ارتباط با زمين به ارواح ما فوق خود خبر ميدهند آنگاه ارواحي كه مي خواهند با زميني ها حرف بزنند به طرف زمين (به سمت جلسه)سرازير و به كمك ماده((اكتوپلاسم)) كه از مديوم اخذ مي كنند و با مخلوط كردن آن با ((ماده اثيري))خود امواج و اصوات قابل درك توليد ميكنند
 
و عده اي گفته اند:ارواح به وسيله ارتعاش اوماج و شنيدن صداي فكر ارتباط گيرندگان و احساس حركت و تكان در فكر خود از صدا و نيت ارتباط گيرندگان آگاه شده و به سمت همان نقطه جذب مي شوند كما اين كه ارواح به اين طريق از حضور زيارت كنندگان قبور خود و يا كساني كه براي آنان فاتحه و دعا مي خوانند آگاهي مي يابند.
 
در روايات اسلامي به آگاهي ارواح از زيارت كنندگان قبور اشاره شده كه ارواح در هر كجا كه باشند با داشتن اشعه علميه(مانند اشعه خورشيد)كه متصل به قبورشان است از حضور بازماندگان در كنار قبور خود آگاهي مي يابند.
 
 
 
احضار ارواح يا ارتباط با ارواح؟
 
چون ما نميتوانيم ارواح را احضار و با آنها به طور مستقيم ارتباط برقرار نماييم شخص را به عنوان واسطه(مديوم)براي اين كار قرار ميدهيم.
 
يعني خود ارواح خواهان ارتباط با انسان هاي زميني از طريق مديوم نيستند.بلكه اين ما هستيم كه با تشكيل جلسه ارتباط روحي اقدام به اين كار مي كنيم.و در حقيقت و با آنها ارتباط برقرار ميكنيم.و لذا اگر چه كلمه(اسپريتيسم)در ظاهر به معناي احضار ارواح نباشد ولي به هر حال نتيجه و هدف آن احضار و سپس ارتباط با ارواح است.
حضور روح در جلسه ارتباط منوط به ظروف و درجات و عواملي است كه روح در آن قرار دارد و ثانيا" در پذيرش دعوت احضار كنندگان كاملا آزاد است نه مجبور