چون ارواح موجودات مجرد و نوراني هستند براي برقراري ارتباط با زميني ها و ظهور اعمال خود نياز به واسطه و مديوم دارند و از ماده اكتوپلاسم او استفاده مي كنند.
 
حكما گفته اند روحي انساني اگر چه در ذات مجرد و مستقل از ماده و احكام آن است ولي در مقام فعل نيازمند به ماده است و براي انجام فعل و ظهورات روحي به اسباب و وسايل مادي نياز دارد به طور مثال براي ديدن نياز به چشم و براي شنيدن نياز به گوش و براي برداشتن نياز به دست دارد لذا بدن و اعضاي عنصري آن بازار و وسايل روح شمرده مي شوند و اين تا زماني است كه روح در دنيا در جسم مادي خود قرار دارد اما پس از مرگ و جدايي از بدن مادي وارد بدن مثالي برزخي يا بدن اثيري خود مي شوند كه متناسب با آن عالم با همين بدن كارهاي خود را انجام ميدهند ولي براي ارتباط با زميني ها به هنگام روش مديومي بنا بر گفته علماي علم روحي-از ماده اكتوپلاسم استفاده ميكند
 
(ectoplasm
 
اما اينكه اكتوپلاسم چيست و چه نقشي در ارتباط با ارواح دارد بايد گفت:اكتوپلاسم-كه گاهي به آن((سيكوپلاسم))يعني پلاسماي روح گفته مي شود-ماده اي است كه در بدن مديوم و يا به تعبير دقيق تر در بدن انسان هاي زنده وجود دارد كه علما آن را يكي از ظواهر فيزيكي مديوم مي دانند.اين واژه براي نخستين بار در سال 1894م.از سوي ((چالز ريچت))(روان شناس فرانسوي)مطرح شد.
 
علماي روحي ميگويند:ارواح با عاريت گرفتن اين ماده و مخلوط كرده آن با ((ماده اثيري))كه با خود دارند ميتوانند ظهورات و سخنان خود را به زنده ها منتقل كنند و با آنها ارتباط برقرار نمايند يعني به طور موقت براي خود حالت زميني و حسي به وجود مي آورند.
 
علماي روحي اكتوپلاسم را حلقه ارتباط ميان روح متكلم و اعضاي صوتي مديوم مي دانند درباره خصوصيان و ويژگي هاي اين ماده گفته اند:
 
(اكتوپلاسم ماده مخصوصي است كه قابليت شكل گرفتن و رنگ پذيري مختلف دارد.رنگ آن در ميان رنگ هاي سفيد و خاكستري و سياه جريان دارد.از حيث غلظت بخار آب و يا حباب ها و كف ها است.از لحاظ سفت و محكم بودن چنان است كه گاهي ارواح مي توانند به وسيله آن جسم سخت و سنگين (مانند ميز غذا خوري)را بلند كنند.هنگام خارج شدن ار جسم مديوم به شكل دود غليظ ديده ميشود سپس بر حسب هدفي كه ارواح مي خواهند شكل مي گيرد و سفت ميشود.زمان مناسب بيرون كردن اكتوپلاسم از بدن مديوم ها تاريكي شب و يا در نور تيره مي باشد.عمل برگردانيدن آن ماده به بدن مديوم ها بايد در تاريكي مطلق و يا روشنايي قرمز انجام گيرد و در غير اين صورت براي مديوم ضرر جسمي دارد و حتي منجر به مرگ او ميگردد(البته ميگويند كه ماده اكتوپلاسم بر اثر نور سفيد ناپديد ميشود و بلافاصله به داخل بدن مديوم باز ميگردد)
 
ماده اكتوپلاسم به طور معمول از منافذ جسم مديوم مانند دهان .بيني.گوشها و احيانا از سوراخ هاي زير پوست بدن و پاهاي مديوم بيرون مي آيد ممكن است اكتوپلاسم هنگام خروج از بدن مديوم صدها شكل به خود بگيرد كه در كتاب هاي علم روحي شكل آن بيان شده است.اين ماده از قلب يا از بالاي كتف يا از پاهاي مديوم بيرون مي آيد.از تجزيه اين ماده معلوم شده كه تركيبي از ((كلريد سديم))و((فسفات كلسيوم))است.
 
در حقيقت اين ماده تا چه حد مي تواند چنين قدرتي را ايجاد نمايد و داراي چنان اثر و خاصيت عجيبي باشد؟
 
ميگوبند:ارواح ماده اكتوپلاسم را به دور دهان خود كه دهان اثيري است جمع ميكنند تا بتواند با زنده ها حرف بزند.البته ارواح از ماده اكتوپلاسم علاوه بر تجسد و شكل بخشيدن به اعضاي صوتي و ساير بدن خود براي انتقال و به حركت درآوردن اجسام فيزيكي نيز استفاده مي كنند.
 
علماي روحي ميگويند:
 
فرق مهمي كه ميان حرف زدن ما و حرف زدن ارواح هست اين است كه همه اين كارها را ارواح در ماده اثيري كه لطيف تر از حيث تكوين و وسيع تر از حيث امواج است انجام ميدهند.بنابراين دستگاه صوتي اثيري آنها مي تواند در عالم روحي خود عمل كند.ولي در عالم ما نميتواند عمل كند چون قسمت هاي اعضاي صوتي ارواح از حيث لطافت طوري است كه نميتواند هواي سنگين جهان ما را به حركت در آورد(چون سرعت حركت امواج اثيري آنها خيلي بالاتر از سرعت حركت امواج فيزيكي ما است.)بنابراين بايد حالت جديدي در دستگاه صوتي آنها به وجود آيد كه ارتعاشات امواج آنها را كند تر و مناسب تر با ارتعاشات امواج فيزيكي ما بكند.
 
اين امر به وسيله مديوم و ماده اكتوپلاسم موجود در بدن او تحقق مي يابد.
 
همچنين علماي علم روحي معتقدند كه در بين ارواح-ارواح شيميدان وجود دارند كه كار ارتباط و گفتگو بين ارواح و زميني ها را برقرار مي سازند.آنها ماده اكتوپلاسم را با موادي كه آنها نزد خود دارند(يعني ماده اثيري)مخلوط ميسازد و به وسيله آنها براي خود دست فيزيكي و نقاب مانندي شبيه دهان-حلقوم و ريتين درست مي كنند و آن را در وسط جلسه يا قسمتي از اتاق ميگذارند و سپس هر روحي كه بخواهد حرف بزند آن نقاب را به سر مي كشد.
 
اما سوالي كه جواب آن براي روح شناسان و معتقدان به ارتباط مديومي بسيار مشكل است اين است كه ارواح چگونه خود را با ماده اكتوپلاسم مي پوشانند و چگونه هم در آخر كار و پايان جلسه.آن را از خود دور مي سازند.
 
دانشمندروحي((آرثر فندلاي))با اعتراف به مشكل بودن حل اين سوال.پيش بيني كرده كه روزي خواهد رسيد كه چگونگي آن اعمال هم شناخته شود.
 
 
دلايل صحت ارتباط با ارواح با روش مديومي
 
1-شنيدن صداهاي زياد و هم زمان از ارواح مختلف آن هم از يك مديوم در يك جلسه ارتباط به طوري كه حتي مديوم نام و شغل و تن صداي آنها را قبلا نمي شناخت.و حتي برخي از علماي روحي تا 40 چهل صدا را در يك جلسه ارتباط نقل كردند.
 
((آرثر فندلاي))ميگويد((من در يك شب.در يك جلسه ارتباط با ارواح 30 سي صدا از اطراف شنيدم كه از حيث آهنگ و لهجه و تن صدا با هم اختلاف داشتند و نام هاي خود را مي گفتند.حتي مشاغل و مقامي را كه روي زمين داشتند اعلام كردند.
 
2-بيان مطالب علمي و عقلي كه مديوم در حال عادي قادر به بيان آنها نبود.و يا با الفاظ و زباني حرف مي زد كه مديوم قبلا به آنها آشنايي نداشت.
 
3-بيان مطالب سري و خصوصي كه فقط شخص ارتباط گيرنده (روح متوفي)از آن آگاهي داشت و شخص مديوم كاملا از آن بي خبر بود.
 
4-امتحان نمودن شخص مديوم به صداقت و امانت از طرق محتلف
 
5-شنيدن صدا از دهان مديوم بدون اين كه صدايي از ميان دو لب او بيرون آيد
 
6-كتابت و نوشتن ارواح با قلم بر روي كاغذ در روشنايي كامل و تطبيق آن با خط و امضاي زمان حيات آنها
 
7-عكس برداري با دوربين هاي مخصوص از طريق مديوم از شكل و صورت ارواح(البته در قالب بدن روحي و اثيري)و تطبيق آن با عكس هاي زمان حيات آنان كه كاملا شبيه و مطابق هم بودند.
 
8-تجسد و ظهور كامل يا بعضي از اعضاي روح(در بدن روحي)از طريق ماده ((اكتوپلاسم مديوم))كه مورد مشاهده حضار در جلسه قرار گرفت.
 
9-خبر از آينده و حوادثي كه اتفاق مي افتد.
 
10-حركت اشياء در جلسه روحي از جايي به جاي ديگر و يا كتابت مستقيم توسط ارواح بدون اين كه چيزي در اختيار مديوم باشد.
 
11-علاج بيماران به وسيله ارتباط مديومي
 
12-تغيرات جوي فضاي جلسه براي مديوم و حاضرين از حيث سرما و گرما بدون  آنكه شناختي از منشاي آن پيدا كنند.
 
13-علمايي كه به وسيله ارتباط با ارواح اطلاعات و معلوماتي بدست آوردند.اعتراف كرده اند كه قبلا به آنها آگاهي نداشتند.