با اين كه ما قادر نيستيم كساني را كه درگذشته اند ببينيم ياصدايشان را بشنويم اما آنها مي توانند ما را ببينند و بشنوند. آنها ميتوانند افكار ما را بشنوند.زيرا كساني كه مرده مي ناميم ذهن هايي بدون جسم هستند و ذهن آنها ميتوانند با ذهن ما ارتباط برقرار كنند.آنها افكار ما را مي شنوند .بنابراين بايد مراقب افكار خود در مورد آنها باشيم

 
 
سوال دوم:
 
2- بهترين نوع مرگ چيست؟
 
دو نوع مرگ وجود دارد.مرگ طبيعي و آرام و مرگ هاي پريشان و غير طبيعي ست و اما اگر
مرگ طبيعي صورت هاي مختلفي دارد
 
با گذشت سال ها .همچنان كه انسان سالخورده مي شود.رگ هاي بدن انعطاف خود را از دست مي دهند .كار كرد قلب و فرستادن خود از مجراهاي كم انعطاف دشوار مي شود. در نتيجه گردش خود كند شده و اندام هاي مختلف بدن خون كافي-كه براي كاركرد صحيح آنها لازم است-دريافت نميكنند.بدين سان اندان هاي بدن دچار اختلال مي شوند و سيستم بدن از برخي كاركرد ها محروم مي گردد و در نهايت مرگ جسم روي مي دهد.اين نوع مرگ طبيعي است.
 
نوع ديگر مرگ-خونريزي مغزي نام دارد كه در آن يكي از مويرگ هاي مغزي ضعيف شده و
نمي تواند فشار خوني را كه قلب به مغز مي فرستد تحمل كند و در نتيجه آن مويرگ پاره ميشود اين امر سكته مغزي نام دارد و مرگ طبيعي محسوب مي شود.
 
اما نوع سوم مرگ طبيعي مربوط به قلب مي شود .با گذشت سال ها قلب قدرت خود را از دست مي دهد و آنقدر ضعيف مي شود تا از كار مي افتد چنين مرگي معمولا شب .هنگام خواب روي مي دهد. در چنيني وضعيتي در خواب ميميرد.
 
همه اينها انواع مرگ طبيعي هستند و مطلوبند. اما بهترين نوع مرگ زماني است كه فرد ذهن
خود را بر خدا متمركز كرده.قلبش لبريز از عشقي مقدس باشد و نام خدا را بر لب داشته باشد.
  
 
سوال سوم:
 
3-مرگ كساني كه به طور ناگهاني و در اثر تصادف مي ميرند چگونه است؟
 
 وقتي كسي در اثر تصادف مي ميرد.روح او ناگهان از جسم جدا مي شود.زيرا مرگ سريع اتفاق افتاده است.گاهي روح ممكن است تشخيص ندهد كه از جسم فيزيكي جدا شده است.در دنياي اختري چنانچه گفته شد گروه هاي نجات وجود دارند.برخي از اين گروه ها وظيفه دارند چنين روح هايي را كه به طور ناگهاني از جسم جدا ميشوند .همراهي كنند. اين نگهبانان مانند شاهين در آسمان عالم اختري در پروازند و منتظر روح هاي تازه واردي هستند كه نيازمند كمك و راهنمايي مي باشند.گروههاي نجات با مشاهده اين روح ها بلافاصله به كمك آنها مي شتابد تا بتوانند با شرايط جديد انطباق يابند. 
 
اگر فردي در اثر تصادف مرده است.هنگام زندگي در زمين شخصيت نيكي داشته و زندگي اش
را وقف كمك به همنوعانش كرده باشد.بلافاصله در خوابي عميق فرو مي رود و بعد متناسب با
فركانس امواج شخصيتش در طبقات بالاتر عالم اختري يا در بهشت بيدار مي شود
در پاره اي از تصادفات ديده ايم كه فرد بعد از تصادف به مدت چند روز در حالت كما فرو مي  
رود و بعد مي ميرد. در چنين مواردي مي توان در كنار بيمار دعا خواند و در صورت امكان
متون كتب مقدس و اعتقادي وي را با صداي بلند قرائت كرد(قرآن مجيد و..) و به روح او كمك
 نمود تا جسم را ترك كند يا به آن باز گردد .حتي اگر فرد مصدوم كاملا" بي هوش باشد نتواند
 دعاهاي شما را بشنود .دعا كار خود را خواهد كرد. خواه مصدوم آن را بشنود يا نه.
 
به ما تعليم داده شده است كه انسان بايد پيش از مرگ جسم فيزيكي به بلوغ و كمال دروني برسد. جسم.وسيله اي براي تكامل روح ما است.بايد بكوشيم آن را پاك و قوي نگه داريم و با هر نفس خدا را ستايش كنيم.نامش را بخوانيم و جسم خود را در راه خدمت خدا و بندگان دردمند او بكار گيريم.