. روشهاي خيلي موثر و سريعي براي برونفکني کالبداختري (به اصطلاح عاميانه پرواز روح) وجود دارد.
روشي بسيار ساده ولي کارساز ميباشد. و سرعت دستيابي به برون فکني در آن بسيار بالاست. کساني که در مورد آگاهي در خواب تمرين کرده باشند نتايج بسيار موثرتري ميبينند ولي بهرحال اين روش براي هر شخص تازه کاري هم مفيد و عملي ميباشد.پس آماده باشيد
 وقتي که ما ميخوابيم قبل از به خواب رفتن در حالت خاصي قرار ميگيريم. که در واقع اين مرحله از به خواب رفتن مرزي ميان خواب و بيداري است. در اين حالت ما شروع به ديدن تصاوير جسته و گريخته ميکنيم که ديدن اين تصاوير در واقع نشانه اين است که ما در حال به خواب رفتن هستيم. حتي در اين حالت ما هنوز به بيداري خودمان مطمئن هستيم ولي کاملا آگاه نيستيم. بعد از گذر از اين حالت ما به خواب رفته ايم.
 يک شخص عادي به آساني از کنار اين پديده ميگذرد. در حالي که اگر شما کسي باشيد که شوق براي برونفکني داريد از آن استفاده خواهيد کرد. نکته اي که بايد اضافه کنم اينست که ما پس از گذر از اين مرز آگاهي خودمان را از دست ميدهيم. منظور من از آگاهي آن نوعي است که ما در هنگام بيداري داريم و به وضعيت خودمان يعني بيداري واقف هستيم.
نکته بسيار جالبي که مطرح ميشود ادامه دادن اين آگاهي پس از گذشتن از مرز ميان خواب و بيداري ميباشد. در واقع اگر ما موفق به آگاه ماندن پس از به خواب رفتن بشويم به راحتي ميتوانيم شاهد يک برونفکني کاملا طبيعي باشيم. که در آن کالبد انرژي بدن به حالت آزاد در آمده و کالبد اختري ما در تبع آن از کالبد انرژي آزاد ميگردد و در اين حين کالبد انرژي شروع به جذب انرژي ميکند که يک روند کاملا طبيعي است.
 البته در صورت آگاه شدن اکثريت متوجه اين مرحله نميشوند. چون در هنگام برونفکني مرحله اي وجود دارد که ما در آن آگاهي را از دست خواهيم داد و آن در هنگام جدا شدن از بدن است و پس از جدا شدن ما دوباره آگاه خواهيم شد. اين مرحله بسيار کوتاه است و خيلي ها متوجه آن نخواهند شد.
 حالا سوال اصلي اينست که چگونه بر به خواب رفتن غلبه کنيم؟ روشهاي بسيار موثري ابداع شده که ميتوانيم از آنها استفاده کنيم. يکي از اين روشها به اين صورت هست که هنگام خواب (ترجيحا بايد به اندازه کافي نياز به خواب داشته باشيم. شب هنگام بهترين موقع است) و در حالي که دراز کشيده ايم ودر حال به خواب رفتن هستيم به يک تصوير دلخواه فکر کنيم. سعي کنيد تصويري را انتخاب کنيد که واقعا دلخواه شماست. يعني به اندازه کافي به آن علاقه داشته باشيد که بتوانيد به آن در ذهنتان فکر کرده و آن را در ذهنتان نگهداريد. براي مثال تصوير شخصي که خيلي به آن علاقه داريد. تصوير يک مکان .
 يک شيء يا هر چيز که قبلا در ذهن شما ماندگار باشد. دليل انتخاب کردن تصوير براي اين روش به اين دليل ميباشد که در اين مرحله که شما به اين کار مشغول هستيد با مرحله اي که پشت سر خواهيد گذاشت و آن هم از تصاوير تشکيل شده شباهت بسياري وجود دارد و باعث خواهد شد شما بتوانيد آگاهي خودتان را حفظ کرده و از مرز ميان خواب و بيداري رد شويد و همچنان آگاه بمانيد.
براي اين تمرين فقط وقتي به تختخواب برويد که واقعا احساس خواب در شما زياد باشد و بتوانيد اين کار را شروع کنيد. بعد از آن کار شما بايد نگاه داشتن اين تصوير ذهني باشد وبتوانيد اين کار را به خوبي انجام دهيد. شما بايد اين کار را همچنان ادامه دهيد به هر ميزان زمان تا شما به خواب فرو رويد. بعد از آنکه بدن شما به خواب رفت و شما هنوز آگاه بوديد ميتوانيد از بدنتان خارج شويد.
 خيلي ها ممکن است برايشان سوال باشد که چطور از بدنمان بيرون بياييم؟ شما ميتوانيد مثل اينکه از تختخواب بلند ميشويد دستتان را روي تخت بگذاريد و آهسته بلند شويد و سر پا بايستيد. يا ميتوانيد به يک سمت بغلتيد و دوباره سر پا بايستيد. همچنين ميتوانيد به آساني اراده کنيد و تصور کنيد که در حال ارتفاع گرفتن از جسمتان هستيد يا داريد از قسمت پاهايتان خارج ميشويد و از جسمتان دور ميشويد.
 البته سعي کنيد براي انجام راحت اين مرحله هنوز چشمهاي کالبد اختريتان بسته باشند. اين فقط براي راحتي شماست و باز کردن چشمها در حين بيرون آمدن از بدن هيچ خطري ندارد. رمز موفقيت اين روش يکي از نياز به خواب داشتن شماست (البته نبايد خيلي خيلي خواب آلود باشيد) و ديگري موفقيت در نگاه داشتن تصوير در ذهن تا آخرين مرحله و هنگام رد شدن از مرز ميان خواب و بيداري است. در اين حالت شما به راحتي آگاه ميمانيد در حاليکه بدن شما کاملا به خواب رفته است.
در صورتي که در انجام مرحله تصوير ذهني احساس راحتي نميکنيد و اين روش را نمي پسنديد ميتوانيد از يک روش ديگر استفاده کنيد. ميتوانيد در صورت تمايل از روش دوم استفاده کنيد. در اين روش که کاملا مشابه با روش اول است قسمت تصوير ذهني وجود ندارد و به جاي آن در هنگام به خواب رفتن ميبايست دستتان را بالا نگهداريد. اتفاقي که در اين حين مي افتد اينست که به محض به خواب رفتن، دست شما به پائين مي افتد و شما دوباره بيدار ميشويد. پس از بيداري دوباره دستتان را بالا نگهداريد. و اين حالت چندين تکرار ميشود تا اينکه بتوانيد در نزديکترين مکان بين خواب و بيداري قرار بگيريد و بتوانيد بيدار بمانيد در حاليکه بدن شما به خواب رفته است. اين تمريني است که به اين طريق شما ميتوانيد هر بيشتر به مرز خواب و بيداري نزديک شويد و بتوانيد خودتان را بيدار نگهداريد و بدنتان را بخواب ببريد.
 براي دستيابي به تسلط در اين روش ميبايست شما به تمرين در اين زمينه بپردازيد و در صورت ورزيده شدن در اين کار ميتوانيد به راحتي برون فکني کالبداختري کنيد. شرط موفقيت در اين روش و ديگر روشها تمرين ميباشد.روشي ديگر خود را در يک خيابان بسيار پهن و دراز تصور کنيد . هر چه به طرف جلو ميرويد خيابان باريکتر و باريکتر ميشود . در ان هنگام که به جلو حرکت ميکنيد هوا نيز تاريک تر و تاريک تر ميشود .
روشي ديگر  تمرکز بر روي وسط دو ابرو بود . که بعد ها متوجه شدم يکي از موثر ترين روشهايي است که از ان نام ميبرند و اين روش در کتاب هاي بسياري امده و يوگي ها هم از اين روش استفاده ميکنند. چشمهايتان را ببنديد . کره چشمتان را برگردانيد و به نقطه يي در بالاي بيني وسط دو ابرو تمرکز کنيد . سعي کنيد به هيچ چيزي فکر نکنيد. پس از مدتي تمرکز به حالت برون فکني ميرسيد.
 
 
آيا هر فردي مي تواند پرواز جسم انجام دهد ؟
 
پاسخ: ((اگر مديوم بسيار قوي باشد مي تواند و اگر فردي که خود را براي چنين کاري آماده ساخته است ، چشمهايش را باز کند و خود را در بالاي زمين ببيند ، نبايد وحشت کند . زيرا وحشت و ترس موجب مي شود که فرد از همان محل به زمين بيفتد . )) 
 
 
 
نقشه كامل سفر روح و كليد ورود به جهانهاي اسرار :
 
نخستين نشانه خروج از كالبد را بايد شناخت , همه انسانها هنگام خواب از كالبد خود خارج مي شوند اما نا آگاهانه . در سفر روح اين عمل با آگاهي و هوشياري كامل انجام مي گيرد . به محض اين كه روح ( آگاهي ) بدن را ترك مي كند خود را در ناحيه اي به رنگ آبي مايل به خاكستري مي بيند كه در نزديكي طبقه فيزيكي قرار دارد و پيش در آمد رسيدن به منطقه اثيري است .
 
انتقال آگاهي از كالبد فيزيكي به اثيري , حسي مثل سرخوردن به درون جريان ملايم بادها را ايجاد مي كند. روح با ورود به اين منطقه آبي متمايل به خاكستري , با كالبد اثيري احاطه مي شود . اين منطقه كه حائل بين طبقه فيزيكي و اثيري است شباهت زيادي به دالاني عظيم دارد .
 
اين پيله دوّار سقفي باز دارد و ممكن است با نور سفيد پوشانده شده باشد يا آسمان آبي در يك روز با بهترين آب و هوا و ممكن است بر فراز آن , آسمان شب با ستارگان چمشك زن ديده شود و يا صحنه روستايي با رودخانه اي كه زمزمه اي شعف انگيز دارد . روح با سرعت به طرف هر صحنه اي كه در دهانه اين دالان ديده شود كشيده مي شود . بيش تر مردم رويا هاي خود را پس از عبور از اين ناحيه و رسيدن به مقصدي دور دست در طبقه اثيري , به ياد مي آورند .